چگونه شوهر انتخاب نمی‌شود!

اول یک سری ترکیب‌های cool و exotic با هم جور می‌شوند. بعد کم‌پیدا و یک در میان می‌شوند و بعد پخش. در نهایت همان معمولی‌ها کنار هم جمع می‌شوند و در کنار هم -آرام- می‌مانند. آدم‌هایی که به نظرت خیلی در کنار یک‌دیگر ترکیب هیجان‌انگیزی را تشکیل نمی‌دهند، اما گویا پایدارترند. بعد تمام می‌شود. پق!
[دو سه ماه پیش درست سر نیمه‌شب یک شب بلند و سرد و مهتابی این‌طور به نظرم آمد. شاید اشتباه می‌کنم. چه کس‌ای می‌داند!]

ایران و امریکا

خبر اولین رابطه‌ی سیاسی‌ی رسمی و از پیش برنامه‌ریزی‌شده‌ی ایران وامریکا بعد از ۲۷ سال را که خواندم ابتدا خیلی خوش‌حال شدم. روابط دوستانه‌ی ایران و امریکا -تا جایی که به نظرم می‌آید- به سود ملت ایران خواهد بود: گسترش روابط اقتصادی‌ی ایران، از بین رفتن تحریم کالاهای اساسی‌ای چون قطعات هواپیما، به‌بود چهره‌ی جهانی‌ی ایرانیان با از بین رفتن برچسب محوریت شیطان و خیلی چیزهای دیگر. و پیش‌شرط روابط دوستانه‌ی بین دولت‌ها، وجود رابطه‌ی رسمی است. بدون رابطه‌ی رسمی که نمی‌توان انتظار روابط دوستانه داشت و حال به نظر می‌رسد -اگر خریت‌ای دیگر رخ ندهد- روابط رسمی آغاز شده است.
خوشی‌ام اما بی‌خدشه نیست. خوش می‌داشتم این روابط در دوران خاتمی (یا سیستم حکومتی‌ی شبیه به آن زمان) صورت می‌گرفت. روابط سیاسی‌ی دولت فعلی و امریکا شاید باعث به‌بود وضعیت مردم بشود (مثلا از نظر اقتصادی)، اما تاثیر مستقیم‌ای هم بر ثبات شکلِ فعلی‌ی حکومت (الفنون‌وار) خواهد داشت. دولت خوش‌شانس‌ای که دلارهای نفتی‌ی بادآورده پشت سرش بود، از روابط تازه‌اش با امریکا کم سود نخواهد برد و بنیان‌های خود را تقویت خواهد کرد. البته پسند من نه الفنون است و نه خاتمی، اما کمینه تقویت امریکایی یافته‌ی حکومت اصلاحات به‌تر از تقویت‌یافته‌ی حکومت بنیادگرای فعلی است.

نوشته‌های مرتبط:
منتظر استریپ‌تیز گرگم (حاجی کنزینگتون)
امت همیشه در صحنه (ساناز)
بقای نسل (سرزمین رویایی)

تحصیلات تکمیلی: راه‌نمایی برای دانش‌جویان علوم کامپیوتر

این مجموعه راه‌نمای تحصیلات تکمیلی در بلاگ Lance Fortnow را از دست مدهید. در این راه‌نما، Lance Fortnow به مسایلی چون چگونگی‌ی انتخاب دانش‌گاه، استاد راه‌نما و هم‌چنین راه و رسم انتخاب موضوع، شرکت در کنفرانس و انجام مصاحبه و غیره می‌پردازد. حتی می‌نویسد که موقع انتخاب دانش‌جو، خود او به چه عواملی توجه می‌کند (مثلا چقدر statement of purpose برای‌اش مهم است، و نمره‌ها چطور و غیره).
البته این راه‌نما برای کسانی که می‌خواهند در زمینه‌ی نظریه‌ی علوم کامپیوتر کار کنند نوشته شده است، اما توصیه‌های‌اش کم و بیش می‌تواند برای هر رشته‌ای مفید باشد.
البته توجه کنید که بعضی از توصیه‌های‌اش شاید برای دانش‌جوی ایرانی کمی بی‌فایده باشد: اگر MIT پذیرش داشتیم و Stanford و CMU، کدام‌اش را انتخاب کنیم. خب، چنین قدرت انتخابی به دلایل مشخص (؟) برای کم‌تر دانش‌جوی ایرانی‌ای پیش می‌آید (پاسخ این است که MIT را انتخاب کنید اگر TCS کار می‌کنید).
در ضمن حتما کامنت‌ها را بخوانید. بحث‌های جالبی آن‌جا می‌شود.

اباچ

بگذارید حس فعلی‌ام را بدون کم‌ترین قالب‌گیری بگویم: درست است که خیلی کار می‌کشد، اما خودش هم پا به پای‌ام می‌آید. نمی‌گوید برو این‌کار را بکن و ول کند برود پی کارش. خودش هم لازم باشد می‌نشیند پای کار و وقت می‌گذارد (حالا کاری ندارم بازده‌اش چند برابر من است و نپرسید چند برابر دقیقا یعنی چند برابر که شرمنده می‌شوم). آخر هفته و یازده شب و این‌ها هم برای‌اش مهم نیست. همین‌ها باعث می‌شود نگرانی‌ای از این‌که پوست‌ام دارد ناعادلانه کنده می‌شود نداشته باشم (و البته دلیل دیگر -و مهم‌ترش- هم این است که همه‌ی این‌ها سودش به خودم هم می‌رسد به طور خیلی مستقیم). البته اگر لازم باشد غر می‌زنم، اما غر-زدن که طبیعی است!

استفان هاوکینگ در ایران

قرار است استفان هاوکینگ، فیزیک‌دان برجسته، به ایران بیاید. امیدوارم این برنامه به دلیل وقایع «غیرمترقبه» به هم نخورد.
توضیح بیش‌تر را از صفحه‌ی IPM بخوانید.

نیروی انتظامی، حافظ جان و ناموس شما



Listen to the Pink Floyd’s The Dogs of War (5.7MB)

به این می‌اندیشم که این واقعه را باید به پای که نوشت: جریان‌ای برنامه‌ریزی‌شده که با قصد پیشین چنین خشونت‌ای را به وجود آوردند یا حماقت‌ای محض در برنامه‌ریزی‌ی استراتژیک که به ترشح آدرنالین فلان فرد غیرحرفه‌ای آغشته شد و کنترل همه چیز از دست رفت. باید در این‌باره بیش‌تر اندیشید. توجه کنید که این اولین مورد نبوده است، آخرین‌اش هم نخواهد بود و بدترین‌شان نیز.

در آداب ازدواج

استفتا: آیا ازدواج یک پسر طرف‌دار دیدگاه فرکانس‌گرا (Frequentist) با یک دختر طرف‌دار دیدگاه بیزی‌ی ذهن‌گرایانه (Subjective Bayesian) مباح است؟

پاسخ بر عهده‌ی شما!