روز نون

بعضی از دوستی‌ها آن‌قدر آرام شکل می‌گیرند که روزی چشم باز می‌کنی و می‌بینی که او سال‌های سال است که دوست توست ولی هنوز که هنوز است دست هم را نفشرده‌اید و نگفته‌اید «از آشنایی با شما خوش‌وقت‌ام». نگفته‌ایم و می‌دانم شاید هم هیچ‌وقت یک‌دیگر را رو در رو نبینیم که بگوییم، اما نه این نه آن مانع از آن نیست که به طور رسمی -و از این جای‌گاه ضدخاطراتی- نگویم که تولدت مبارک نون عزیز!

Advertisements

چند خبر خیلی خوب در این یکی دو روزه

پرستو دوکوهکی و [گویا] مرضیه رسولی و سهام‌الدین بورقانی آزاد شدند. خوش‌حال‌شدن از آزادی‌ی کس‌ای که کمینه حق‌اش آزادی است کمی مضحک می‌نماید (که حق، حق است، لطف نیست)، اما در سرزمین ظلم همین نیز گویا غنیمت است. صمیمانه از آزادی‌تان خوش‌حال‌ام. امیدوارم دادگاه‌هایی که در پیش خواهند آمد نیز به خیر بگذرند.

خبر خوب دیگر، اسکار فیلم جدایی نادر از سیمین و تیم اصغر فرهادی بود. من هنوز نتوانسته‌ام فیلم را ببینم، در نتیجه واقعا نمی‌دانم آیا فیلم را دوست بدارم یا نه؛ اما همین‌که فیلم‌ای از ایران آن بالا رفت خوش‌حال‌کننده است. اما دوچندان‌کننده‌ی خوش‌حالیْ پیام هوش‌مندانه، انسان‌دوستانه، صلح‌جویانه و فرهنگ‌مدارِ اصغر فرهادی بود که در این چند ماه از این مراسم جایزه به آن مراسم جایزه می‌رود و رستم‌وار یک‌تنه جور ذهن عیب‌اندیش سیاست‌مداران‌مان را می‌کشد. دست شما و تیم‌ات درد نکند آقای فرهادی!

متن سخنرانی‌ی او را و هم‌چنین فیلم سخنرانی‌ی پذیرش اسکارش را در زیر می‌آورم:

At this time, many Iranians all over the world are watching us and I imagine them to be very happy. They are happy not just because of an important award or a film or filmmaker, but because at the time when talk of war, intimidation, and aggression is exchanged between politicians, the name of their country Iran is spoken here through her glorious culture, a rich and ancient culture that has been hidden under the heavy dust of politics. I proudly offer this award to the people of my country, a people who respect all cultures and civilizations and despise hostility and resentment.

شعار هفته: فرهادی رستم است، فالش‌نیوز … … است!

سعید ملکپور در دایره اجرای احکام

آیا می‌دانید حکم اجرای سعید ملک‌پور به دایره اجرای احکام رفته است؟ به قول دوست‌ای، از این کافکایی‌تر نمی‌شود. پیش‌تر نظرم را مفصل نوشته بودم. اگر دل‌تان خواست بروید و بخوانید. و باز اگر دل‌تان خواست کاری بکنید. مثلا نامه‌ای بفرستید. والسلام!

حدیث روز: پنگلیش‌نویسی

در حدیث آمده است که «پروردگار متعال بهشتیانی را که در این دنیا پنگلیش‌نویس بوده‌اند حوریانی پاداش دهد با پوست‌ای از کاغذ سمباده».
هم‌چنین پرسیده شد که حکم نسوان چیست که بیش‌تر ایشان از حوری بی‌نیازند. پاسخ آمد که هان آگاه باشید که «غلمان‌های پنگلیش‌نویسان ته ریش دو روزه دارند».

تکمیلی: این دو نوشته را نیز بخوانید: Sale No Mobaraak و غلط‌نویسی هنر نیست!

action reaction

شده‌ایم ملت اکشن و ری‌اکشن! این‌طوری کرده‌اند ما را. خودمان هم البته بی‌تقصیر نیستیم.
ما اکشن-ری‌اکشنی‌ها سال‌هاست فردایی نداشته‌ایم.

مثال: این، آن، این، آن، این، آن، این، آن!