از کنترل و AI

امروز آقامون حسابی سیستم‌های خطی را مسخره کرد. با دست‌اش یک نوار نازک توی هوا می‌کشید و می‌گفت یعنی چی آدم فقط روی این کار کنه؟!
خب! من می‌گفتم زیاد هم بد نیستنا.
بعد گفت ما توی AI مسایل خطی کم داریم.
بعد پیش خودم فکر کردم که حتی یک ماز هم اصلا خطی نیست.
بعد گفتم که آره، کنترلی‌ها مسایل خاص خودشان را مطرح می‌کنند. در واقع گفتم آن‌ها این مسایل را address نمی‌کنند.
همین بود دیگر که کنترل را گذاشتم کنار؟! خب! نه!‌ من کنترل را هیچ‌وقت کنار نگذاشتم. من از اول‌اش هم کنترل را به عنوان هدف در نظر نداشتم. پله‌ای بود که باید از آن می‌گذشتیم. خب!‌ اما کنترل هم خوبی‌های خودش را دارد.

Advertisements

No BUT please!

-«من فکر می‌کنم فلان چیز این‌طوری �اشد.»
-«نه! درست است اینطوری فکر می‌کنی، اما نه، اینطوریام نیست.»
-«خب!‌ شاید هم اشتباه بکنم.»
+»نه! میخواهم بگویم اشتباه میکنی اینطوری فکر میکنی. صرفا همین.»

جدیدا دارم به این نتیجه می‌رسم که در مقابل آدم‌هایی که بیش از یکی دو بار پشت سر هم به هر جمله‌ای که گفتم با «نه!» پاسخ داده‌اند سکوت مطلق اختیار کنم. بعضی‌ها با هر چیزی که می‌گویی مخالف‌اند – مطلقا هر چیزی. خب، پس به‌تر است زیاد خودت را خسته نکنی. دی‌روز به این نتیجه رسیدم که مهم‌ترین رسالت من تغییر عقیده‌ی مردم نیست. در به‌ترین حالت رسالت‌ام بیان حقیقت است. حقیقت را هم دو بار که بیش‌تر نمی‌گویند.
در ضمن همه‌ی این حرف‌ها در مورد «اما» و «but» هم صادق است! طرف آن‌قدر but گفت تا فهمیدم یک نژادپرست کثیف بیش نیست! (راست‌اش تعداد آدم‌هایی که در زندگی‌ام این‌قدر ازشان بدم بیاید کاملا قابل شمارش است.)

Orthogonal Speech must be heard

۱-خطای عمود بر پایه‌ها تاثیری در تخمین ما ندارد.
۲-گفتار بی‌ربط و بی‌تاثیر به بافت یک orthogonal speech است.
۳-speech بی‌تاثیر، درست مانند silence است.
۴-silence must be heard
۵-در CDMA اگر یک کد برای هیچ‌کس اختصاص داده نشده باشد، انگار که اطلاعات را دور ریخته‌ایم. انگار سکوت کرده‌ایم. می‌شود یک جور رمز که قرار نیست کس‌ای بازش کند. یک جور فریاد ساکت. کس‌ای گوش‌اش می‌کند؟

چگونه جلوی بازدیدکنندگان ســــکـــســی را بگیریم؟

فشار به کجا رسیده که مردم دیگر صـکــص را هم جستجو می‌کنند.
براداران و خواهران وبلاگ‌نویس: زین‌پس برای این‌که با این کلمات به وبلاگ‌تان نیایند یکی دو تا dash وسط حروف‌تان بگذارید. مثلا «قسطنطنیه» را می‌توانید بنویسید «قـســطنـطنــیــه» (با ترکیب‌های مختلف تعداد dash آن بین). این‌گونه مدتی طول می‌کشد تا ملت بتوانند الکی وبلاگ‌تان را بیابند.

نامه‌ای برای قـاضـی القـضـات

… متهم ردیف دوم یعنی ایادی داخلی سودجو و مرتبط با توزیع مواد مخدر در جمعیت جوان کشور، کاملاً شناخته شده هستند. چنانچه شما آقای مرتـضـوی به نطق های برخی از نمایندگان همین مجلس هفتم درباره عوامل حـکومتی توزیع مواد مخدر توجه کنید و صورت مذاکرات مجـلس و مصاحبه‌های نماینـدگان را با خبرگزاری ایلنـا به دقت بخوانید، بر اطلاعات‌تان افزوده می‌شود. با این وصف، آقای مرتـضـوی زورتان به متهم ردیف دوم هم نمی‌رسد. خود نیز به این حقیقت نیک آگاهید. از این رو با آنکه همه سرنخ های حـکـومتی در حوزه توزیع مواد مخدر را خوب می شناسید، دارید طفره می روید و برای رد گم کردن مثلاً یادآور می شوید بعد از آنکه اوباش و اراذل و افراد معتاد و کارتون خواب ها را دستگیر کردید و آنها را زیر فشار بازجویی وادار نمو�ید، بگویند مواد را از چه کسانی خریداری می کرده اند، آن وقت گره کار باز می شود و شما سر وقت توزیع کنندگان می روید، کار را یکسره می کنید و ایران می شود بهشت موعود و ام‌القرای جهان اسلام برای مفسدان ناامن می شود … (از مهرانگیز کار)

گوگل و آزادی بیان

لابد می‌دانید که من از طرف‌داران گوگل بوده‌ام [ (1) و (2) ]. اما گوگل جدیدا کارهایی می‌کند که هم مرا ناامید کرده است و هم این‌که ترسانده. چرا؟
۱-گوگل به طور رسمی به سانسور اینترنتی رو آورده است. به عنوان مثال گوگل اطلاعات متفاوتی به کاربران چینی‌ی خود می‌دهد – اطلاعاتی آن‌گونه که حکومت چین می‌خواهد ( نسخه معمول را با نسخه چینی مقایسه کنید.)
۲-گوگل دست‌رسی‌ی آزاد به نرم‌افزارهای‌اش را برای بعضی کشورها از جمله ایران محدود کرده است (+) .
۳-حرف‌های در مورد این‌که گوگل نتایج جستجوهای‌اش را به سرویس‌های اطلاعاتی‌ی امریکایی بدهد شنیده می‌شود. می‌دانم گوگل در ابتدا مخالفت کرده بود اما مطمئن نیستم هیچ‌گونه توافقی حاصل نشود.
۴-گوگل در دنیای امروزین بسیار تاثیرگذار است. هرگونه اغتشاش و سو داشتن از جانب گوگل روند انتقال اطلاعات را تغییر می‌دهد. مثلا گوگل به این نتیجه رسید که شرکت BMW سعی در گول‌زدن وبات‌های‌اش داشته بوده است و در نتیجه رتبه‌ی آن شرکت را به صفر تنزل داد (+) . نمی‌گویم گوگل کار خوبی کرد یا نه چون به هر حال من به عنوان کاربری که انتظار اطلاعات دقیق دارم از تقلب احتمالی‌ی BMW ضرر می‌کنم و گوگل جلوی چنین ضرری را «شاید» گرفته باشد. نکته‌اش اما در این‌جا است که این نمونه نشان از قدرت بالای گوگل دارد. کافی است گوگل کمی جانب‌دارانه عمل کند تا چرخش اطلاعات کاملا به گونه‌ای دیگر شود (برای نمونه‌ای مشابه به ارزش‌ها و موتورهای جستجو مراجعه کنید).

گوگل از سردمداران آزادی‌ی اطلاعات است اما به نظر می‌رسد قدرت‌اش به تدریج آن‌قدر بالا رفته که خطرناک شده است. به نظرم به‌ترین اتفاقی که می‌تواند این روزها بیافتد (البته جدا از فتح امریکا توسط ایران) قوی‌ترشدن و عمومی‌شدن موتورهای جستجوی دیگر است. در این صورت گوگل نمی‌تواند خیلی راحت هرکاری بکند و مطمئن باشد مشکلی برای‌اش پیش نمی‌آید.