دور تند

می‌دانید چه چیزی کیف می‌دهد؟ دیدن زندگی‌ی آدم‌ها روی دور تند: خواندن آرشیو دو سه ساله‌ی وبلاگ‌ای ناشناس – مخصوصا اگر از خودش بنویسد و تصور کند که هیچ‌کس نخواهد خواند.

می‌دانید چه چیزی دردناک است؟ دیدن زندگی‌ی آدم‌ها روی دور تند.

I am Legend

I am Legend
چند شب پیش هم‌راه با لنا، آرش، فریبا، سیامک، سامان و یاسین فیلم I am Legend را در سینما دیدم.
این فیلم که به کارگردانی‌ی فرانسیس لارنس (Francis Lawrence) ساخته شده است، فیلم‌ای اکشن/علمی-تخیلی با تم‌ای آخر زمان‌ای است.
به نظرم فیلمْ سرگرم‌کننده، هیجان‌انگیز و قابل تعمق است. اگر به فیلم‌های علمی-تخیلی/اکشن حساسیت‌ای ندارید، دیدن‌اش را به‌تان توصیه می‌کنم.[توجه: خطر لو-رفتن نیم ساعت ابتدایی داستان]

ماجرا از آن‌جا شروع می‌شود که دانش‌مندی اعلام می‌کند که با تغییر ویروس‌ای توانسته است سرطان را به طور «صد در صد» درمان کند. در همین‌جا باید فهمید که یا کارگردان فیلم معنای درصد را صحیح نمی‌فهمد یا این‌که درمان مشکل‌ای دارد و دانش‌مند فیلم گند زده است. خوش‌بختانه کارگردان معنای درصد را می‌فهمد: درمان به ظاهر قطعی به نتایج پیش‌بینی‌نشده‌ای منجر شد و درصد زیادی از افراد روی زمین از بین رفتند و افراد باقی‌مانده نیز تبدیل به موجودات‌ای وحشی و خطرناک شدند.

ماجرای فیلم در نیویورک می‌گذرد. بازی‌گر اصلی‌ی فیلم رابرت نویل (ویل اسمیت)، بازی‌گر فیلم‌هایی چون روز استقلال (Independence Day)، مردان سیاه‌پوش (Men in Black)، «من، روبات» (I, Robot)، و در تعقیب خوش‌بختی (Pursuit of Happyness)، دانش‌مندی است که بر حسب اتفاق به بیماری مصون است و در نیویورک خالی از سکنه هم‌راه با سگ‌اش، سام، می‌زید. او سه سال است که دنبال انسان دیگری که از این بلا جان به در برده می‌گردد ولی نتوانسته است کس‌ای را بیابد.
فیلم به زندگی‌ی رابرت، تلاش او برای بقا و هم‌چنین امیدش به یافتن راه‌ای برای مقابله با بیماری می‌پردازد.
با این‌که شاید موضوع فیلم تازگی نداشته باشد (این فیلم اقتباس‌ای از کتاب‌ای به همین نام است؛ و از آن کتاب دو اقتباس سینمایی پیشین نیز صورت گرفته است)، اما به نظرم فیلم خوش‌ساخت و تفکربرانگیزی است.
بازی‌ی ویل اسمیت تقریبا مثل همیشه عالی و دوست‌داشتنی است.

بارزترین ویژگی‌ی فیلم -که همه‌ی پنج شش نفری که با آن‌ها به تماشای‌اش رفته بودیم به آن اذعان داشتند- تعلیق‌های ترسناک‌اش بود. می‌توانید از فیلم به عنوان وسیله‌ای برای افزایش آدرنالین خون‌تان استفاده کنید. با این وجود، این فیلم یک‌بند درگیر صحنه‌های اکشن نمی‌شود (برخلاف فیلم‌ای چون Silent Hill) و بخش زیادی از فیلم به نمایش زندگی‌ی روزمره‌ی رابرت و تنهایی‌ی او می‌گذرد.

در کل اگر از دیدن فیلم‌های اکشن و علمی-تخیلی خوش‌تان می‌آید، دیدن فیلم را به‌تان توصیه می‌کنم.

دایناسورها و انقراض

چرا وقتی می‌خواهند بگویند کس‌ای بلد نیست درست و درمان زندگی کند و احتمال انقراض‌اش می‌رود از شدت بی‌عرضگی، او را با دایناسورها مقایسه می‌کنند؟
یعنی جمله‌ای شبیه به این: «اگر دایناسورها زندگی‌کردن بلد بودند که منقرض نمی‌شدند!».

یعنی منظورشان این است که دایناسورها رسم زندگی را بلد نبودند؟

تکمیلی:
مشکل این‌جا است که سابقه‌ی زیستن دایناسورها از انسان‌ها بسیار موفق‌آمیزتر بوده است. دایناسورها حدود ۱۶۰ میلیون سال بر زمین حکم‌فرمایی می‌کرده‌اند، اما انسان‌ها بسته تعریف‌مان از انسان چیزی بین ۲۰۰ هزار سال تا بیش و بس‌اش ۳ میلیون سال وجود داشته‌اند (و انسان مثلا پانصد هزار سال پیش را من و شما انسان در نظر نمی‌گیریم). حالا ادعای‌مان بر سر چیست؟

ترور بی‌نظیر بوتو

بی‌نظیر بوتو (Benazir Bhutto) ساعاتی پیش به قتل رسید.
امروز صبح که بیدار شدم در خبرهای اول یاهو! دیدم که نوشته شده که نخست‌وزیر سابق پاکستان و کاندیدای ریاست جمهوری‌ی انتخابات در پیش روی آن کشور، توسط یک تیراندازِ انتحاری به قتل رسیده است.
ناراحت شدم. با این‌که نمی‌دانم او چگونه آدمی بوده، اما کمینه جزو همان سیاست‌مدارانی بوده است که از کودکی نام‌اش را مدام می‌شنیدم و حس‌ای مثبت به او داشتم. جدا از این، از حکومت شبه‌نظامی‌ی سر کار بر پاکستان به فرماندهی‌ی پرویز مشرف خوش‌ام نمی‌آید و به همین دلیل بوتو به عنوان یک مخالف سیاست‌های مشرف برای‌ام قابل تقدیر بوده و هست.

اطلاعات زیر را از ویکی‌پدیای انگلیسی می‌آورم:
بی‌نظیر بوتو، متولد ۱۹۵۳ میلادی، اولین زن حاکم بر کشوری اسلامی بوده است.
نخستین دوره‌ی نخست‌وزیری‌ی او در سال ۱۹۸۸ آغاز شد ولی ۲۰ ماه بعد توسط رییس جمهور وقت، غلام عشاق‌خان، برکنار شد. بار دیگر، در سال ۱۹۹۳ به نخست‌وزیری برگزیده شد ولی باز هم در سال ۱۹۹۶ از کار برکنار شد.
بی‌نظیر بوتو در سال ۱۹۹۸ به دوبی رفت و تا یکی دو ماه پیش (اکتبر ۲۰۰۷) به پاکستان بازنگشت.
او فرزند ذوالفقار علی بوتو و بیگم نصرت بوتو (نصرت اصفهانی) است.
پدر او، ذوالفقار علی بوتو، خود نیز سیاست‌مدار بوده است و بین سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ ریاست جمهور پاکستان را بر عهده داشته و از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ نخست‌وزیر آن کشور بوده است. پدر او به جرم فرمان قتل مخالف‌اش اعدام شد.
مادر او، نصرت بوتو (نصرت اصفهانی)،‌ پدری ایرانی داشته است.

لینک:
خبر در یاهو!
بی‌نظیر بوتو در ویکی‌پدیای انگلیسی
بی‌نظیر بوتو در ویکی‌پدیای فارسی

تغییرات تازه در ضدخاطرات

در این چند روز ضدخاطرات چندین تغییر داشته است:

۱) رنگ زمینه‌اش عوض شده:‌ آبی بیش‌تر به زمستان می‌خورد تا صورتی.
اگر یادتان باشد، ضدخاطرات در ماه اکتبر صورتی شد تا نشان دهد که می‌داند سرطان پستان چیست و از عواقب آن آگاه است و دوست دارد که خواننده‌های‌اش هم مطلع باشند. لوگو را هم‌چنان نگه می‌دارم، اما رنگ زمینه را عوض کردم.

۲) بخش‌ای به نام I Share, You Read به سمت راست ضدخاطرات اضافه کرده‌ام. در این بخش به نوشته‌های وبلاگی‌ی جالب‌ای که در حین وبلاگ‌خوانی‌های روزانه‌ام به آن‌ها برمی‌خورم لینک می‌دهم.
در این بین سعی می‌کنم به وبلاگ‌های فارسی‌زبان لینک بدهم و هم به وبلاگ‌های انگلیسی‌زبان. مطالب انگلیسی هم در بیش‌تر موارد -ولی نه همیشه- علمی خواهد بود.
فعلا این بخش به کمک Google Reader به راه خواهد بود، اما شاید به نظرم استفاده از ابزارهای دیگر مناسب‌تر بیاید.

مشکل فارسی‌نویسی

چند سوال راجع به فارسی‌نویسی داشتم. اگر پاسخ‌اش را می‌دانید، ممنون می‌شوم پاسخ‌ام بدهید.

۱) اگر از Firefox و WordPress استفاده می‌کنید، آیا مشکلی برای راست به چپ‌کردن جهت نوشتن ندارید؟ اگر دارید، لطفا بگویید مشکل را چگونه حل می‌کنید. در هر حال بگویید از چه سیستم‌عاملی استفاده می‌کنید.
من از MacOS 10.4 استفاده می‌کنم و همیشه با این مورد مشکل داشته‌ام.

۲) جدیدا Safari 3 را نصب کرده‌ام و همین مشکل برای‌ام دوباره پیش آمده است. پیش‌تر این مشکل نبود و textbox مربوط در WordPress جهت‌اش عوض می‌شد، اما با نصب Safari 3 دوباره گیر همان مشکل‌ام با Firefox افتاده‌ام.

۳) فکر کنم این مشکل تنها محدود به WordPress نیست و خیلی از textboxهای دیگر هم این‌چنین‌اند. مثلا GMail نیز با فارسی‌نویسی مشکل دارد در این وضعیت جدید (پیش‌تر نیازموده بودم).