آغاز (انتخابات ریاست جمهوری و سولوژن – ۱)

 

قصد دارم در این زمان باقی‌مانده به انتخاباتِ ریاست جمهوری، چند نظرسنجی و پست انتخاباتی در ضدخاطرات بگذارم. بعضی از نوشته‌های‌ام به طور خیلی مستقیم به انتخابات در پیش رو باز نمی‌گردد، اما بعضی مستقیم‌تر خواهد بود.

حقیقت‌اش را بگویم، دورنمای انتخابات در پیش‌رو برای‌ام چندان واضح نیست. یعنی نه مطمئن‌ام که چه تصمیم‌گیری‌ای بهینه خواهد بود و نه می‌توانم پیش‌بینی کنم که نتیجه‌ی انتخابات چه خواهد شد.

پاسخ سوال دوم را خیلی زود خواهیم فهمید (اما پیش‌تر از آن سعی می‌کنم با بازی‌ای به همراهی‌ی شما حدس‌اش بزنم)، اما در مورد تصمیم‌گیری‌ی بهینه احتمالا هیچ‌وقت مطمئن نخواهم شد.

به هر حال اولین نظرسنجی‌ی انتخاباتی‌ی سولوژن خیلی زود به هوا خواهد رفت. به ضدخاطرات سر بزنید و در نظرسنجی‌های‌اش شرکت کنید. بعضی از نظرسنجی‌ها نیاز به مشارکت جدی‌ی شما دارند!

زندگی‌ی

ناخوش‌آیند وقتی است که دیگران انتظار داشته باشند کردار/گفتارت با ذکر همه‌ی انگیزه‌های پنهان و ناپنهان با جزییات کامل توضیح داده شود و در نهایت هم بابت‌شان عذرخواهی بکنی.

غم‌انگیز وقتی است که نگران حرف/نظر دیگران راجع به خودت باشی و خواسته/ناخواسته خفقان بگیری.

دردناک وقتی است که محیطت نگذارد آن‌گونه بیاندیشی/بگویی/رفتار کنی که دوست داری.

قالب تازه

 

چند روز پیش نابخردی به وبلاگ ضدخاطرات حمله کرد و صفحه‌ی اول‌اش را با نوشته‌ی نژادپرستانه‌/کورمذهبانه‌ای تغییر داد.

به نظر می‌آید آن نابخرد از قدیمی‌بودن نرم‌افزار مدیریت وبلاگ‌ام سود جسته بود تا نیت شوم خود را عملی کند. به همین خاطر تصمیم گرفتم تا نرم‌افزار مدیریت وبلاگ را به روز کنم و برای تنوع هم که شده قالب آن را عوض کنم. امیدوارم از آن خوش‌تان بیاید. در ضمن تا یادم نرفته بگویم اگر در کارکردن با آن مشکل‌ای دارید، به‌ام بگویید (اگر ایرادی می‌بینید، می‌توانید لطف کنید و بگویید از چه مرورگری استفاده می‌کنید؟).

با تشکر از رامین عزیز برای راه‌نمایی‌های‌اش و لرد شارلون بزرگ‌وار برای اعلام آمادگی برای جهاد!

یک پست همین‌طورکی

هدف این پست فقط سلام و احوال‌پرسی است و هیچ کاربرد دیگری برای آن از پیش در نظر گرفته نشده است.

پ.ن.۱: دارم کتاب Status Anxiety از Alain de Botton را می‌خوانم. کتاب کمی کش‌دار است، اما خواندن‌اش دوست‌داشتنی است.
پ.ن.۲: خبرهای این روزها کم نیستند، حس مرتب‌کردن‌شان نیست.
پ.ن.۳: الان ژاپن هستم. شهر «کوبه» (Kobe).