زلزله نیپون

الف) زلزله‌ی ژاپن مهیب بود. دیدن تصاویر سونامی، تجربه‌ای سورآل و دهشت‌بار است. چنین کم‌خسارت‌بودگی‌ی زلزله بر ژاپن -با وجود عظمت زلزله- ستایش‌شدنی است. و خواب غفلت ایرانیان و چشم‌پوشی‌ی دولت‌مردان بر زلزله‌ی مهیب تهران نکوهیدنی است.

ب) سندای زلزله‌زده را دوست می‌دارم. دلیل دوست‌داشتن‌ام چند چیز است. یک این‌که در اولین تجربه‌ی سفرم در بزرگ‌سالی به این شهر رفتم و چند روز آن‌جا بودم. دیگر این‌که اولین کنفرانس درست و درمان زندگی‌ام در آن شهر بود (کنفرانس  IROS در سال ۲۰۰۴). دیگر این‌که خود شهر نیز دوست داشتنی است: هم طبیعت به غایت زیبایی دارد و هم شهریت‌اش سرگرم‌کننده است. یکی از صحنه‌هایی که اینک یادم می‌آید این است که در خیابان‌ِ سبزِ شیب‌داری به سوی معبدی پیاده می‌رفتم و سخنرانی‌ام را از حفظ برای خود مرو می‌کردم و مروور می‌کردم و مرور می‌کردم. امیدوارم زلزله آسیب چندان‌ای به آن شهر زیبا نزده باشد.

بی‌نیازی در گفتار

پرسش این نیست که چه می‌توان گفت؛ پرسش آن است که چگونه چه می‌توان گفت. و توانایی این نیست که به رخدادی منجر بشود که آن است که تصورش به وجود ختم شود ولی تو حتی از اندیشه به آن نیز پرهیخته باشی. پس پرسش از چه‌ای‌ی گفتار نیست بلکه حذر از تصور چگونه‌گی‌ی گفتاری است که خودخواسته به تصور نیامده باشد.

نام تو

می‌پرسیم، می‌پرسیم، می‌پرسیم،
تا نام تو را بدانیم.
و روزی می‌آید که نام تو زمزه‌ی باد و آب و آفتاب می‌شود.
و ما نشنیده، هم‌چنان نام تو را تا خاک می‌پرسیم.