Support Ceasefire

The world cannot allow the bloodshed in the Middle East to continue. Thousands of innocent civilians have been killed and wounded, 500,000 made homeless, and a catastrophic larger conflict is possible. We call on US President Bush, UK Prime Minister Blair and Israeli Prime Minister Olmert to support UN Secretary-General Kofi Annan’s call for an immediate ceasefire and an international force to stabilize the situation.

A Great Day for Freedom

On the day the wall came down
They threw the locks onto the ground
And with glasses high we raised a cry for freedom had arrived

On the day the wall came down
The Ship of Fools had finally run aground
Promises lit up the night like paper doves in flight

I dreamed you had left my side
No warmth not even pride remained
And even though you needed me
It was clear that I could not do a thing for you

Now life devalues day by day
As friends and neighbours turn away
And there’s a change that, even with regret, cannot be undone

Now frontiers shift like desert sands
While nations wash their bloodied hands
Of loyalty, of history, in shades of gray

I woke to the sound of drums
The music played, the morning sun streamed in
I turned and I looked at you
And all but the bitted residue slipped away…slipped away
A Great Day for Freedom, Division Bell, Pink Floyd

این را برای مرگ اکبر محمدی این‌جا کپی کردم. نپرسید چه ربطی دارد که خودم هم نمی‌دانم.

نامه‌ای برای کریس

چندی پیش سر قضیه‌ی تلاش برای تحریم تیم ملی‌ی فوتبال ایران از جام جهانی، گپی با جناب کریستوفر هیتن-هریس زده بودیم(+). گفتیم این‌بار هم آیا می‌توانیم سر قضیه‌ی اسرائیل نیز گپی با او بزنیم و مشکلات را چون پیش حل کنیم یا خیر. به همین دلیل هفته‌ی پیش دست به قلم شدیم و نامه‌ای عاشقانه-بشردوستانه برای‌اش فرستادیم و به انتظار پاسخ‌اش نشستیم. بار پیش خیلی زود جواب نامه‌ام را داده بود و شوق یک penpal سریع‌القلم سیاست‌مدار را به دل‌های‌مان انداخته بود. اما این بار کریس نامردی کرده است و هنوز خبری ازش نشده است. حالا نمی‌دانیم که دلیل این بوده که سرش خیلی شلوغ است این روزها یا این‌که مصلحت نمی‌دیده در این مورد نظر بدهد. به هر حال نامه را در زیر می‌آوریم، باشد شما هم تحریک شوید دوست‌ای سیاست‌مدار برای خود دست و پا کنید.

From: SoloGen
Date: July 24, 2006 1:13:00 PM MDT (CA)
To: HEATON-HARRIS Christopher
Subject: Helping to stop the middle east’s war
Dear Chris,
A few months ago, I asked you about your activity to boycott Iran and prevent her national soccer team to participate in the World Cup. You told me that «the international community is not doing enough to help the people of Iran – we have been too tolerant of Ahmadinejad, and have allowed him to harm the image of all of Iran through his unacceptable … «. Although I did not agree with your suggested way of forcing President Ahmadinejad, I have remembered you as a person who likes to solve international conflicts in genuine ways.
Now, the people of the world are confronted with an unexpected brutality in the middle east. Hezbollah guerrillas and Israeli forces are killing many innocent people in two sides and the world does not seem to do anything special about it. As a citizen of this «civilized» world, I feel pity for this cruelty in the 21st century. I wonder if you, as a member of the European Parliament in particular and a politician in general, can do some effort to help stopping this massacre.

مهر الموت

بله! من هم تایید می‌کنم!
من دوستان خیلی خوبی دارم.
که مثلا؟
نمونه‌اش همین‌ها که دو سه روز پیش با هم رفته بودند الموت. گمان نکنم کس‌ای بتواند موجودات به آن خوبی پیدا کند. مگر نه؟
یک توصیه اما می‌خواهم به‌شان بکنم. مواظب باشند چه دوستان‌ای اختیار می‌کنند. خبرها حاکی است که همه آن‌قدر که باید خوب نیستند.


گاهی آدم حس عجیبی داره که دقیقا نمی‌دونه چیه. یعنی نمی‌تونه بگه الان این حس رو دارم یا اون یکی رو. تنها حس می‌کنه که همه‌ی حس‌هاش توی هم رفتن. نمی‌دونه خوش‌حاله، ناراحته، غم‌گینه یا که چی. وضعیت درست شبیه به اینه که یک سیگنال تصادفی رو توی عصب‌هات فرستاده باشن تا نتیجه‌اش حواس در هم رفته بشه. فکر کنم این سیگنال تصادفی -اگر اشتباه نکنم- چیزی از جنس اضطراب است.

(فرض استعاره‌ی سیگنال تصادفی و حواس‌ام این است که تبدیل فرکانسی‌ی وضعیت اعصاب همان احساس فرد است. مشخص است که این استعاره تنها کاربرد ادبی دارد. ضرب سیگنال تصادفی با سیگنال دیگر در یک فضا باعث پخش تبدیل فرکانسی‌ی آن سیگنال دوم می‌شود. این ایده‌ی اساسی‌ی spread spectrum است.)