پارادایم شیفت فردی

بعضی آدم‌ها گاهی در زندگی‌شان از یک چارچوب مهاجرت می‌کنند به چارچوب‌ای دیگر. گاهی این اتفاق با مهاجرت رخ می‌دهد، گاهی هم ربطی به تغییر مکان فیزیکی ندارد. اسم این کار را بگذاریم پارادایم شیفت فردی.

هر پارادایم ارزش‌ها، روش‌ها و آداب خودش را دارد. نمی‌شود فرد را با ارزش‌های پارادایم قبلی قضاوت کرد. نباید پرسید چرا برای پیش‌رفت کاری‌ات جوری رفتار می‌کنی که با روش ما فرق دارد. نمی‌شود پرسید چرا قبله‌ات سمت دیگری است. خطاست. یک جور تقسیم بر صفر است.

حال آدم‌ها وقتی از پارادایم‌تان خارج شدند، هر چقدر هم گوجه فرنگی پرت کنید بر نمی‌گردند. هر چقدر انگ بزنید و بی‌شرم‌شان بخوانید، هر چقدر نابخردشان بدانید، تفاوت‌ای نمی‌کند. فقط دل‌شان می‌شکند و شاید سرشان را به افسوس از کوته‌بینی‌تان تکان دهند. ول‌شان کنید!

پ.ن: اصطلاح پارادایم شیفت را از آقای تامِس کون (Thomas Kuhn) به عاریت گرفته‌ام. او درباره‌ی علم و انقلاب‌های علمی و تغییر پارادایم در آن‌ها صحبت می‌کند. کتاب The Structure of Scientific Revolutions خواندنی است و چشم و گوش بازکن. مخصوصا برای دانش‌مندان و دانش‌پیشه‌ها و علوم دقیقه‌خوانده‌ها.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s