هنرمندی در میان جنگل سبیل‌اش را تاب می‌دهد و می‌گوید

هنرمند باید همیشه (یا دست‌کم به هنگام آفریش هنری، یا بعضی وقت‌ها، یا گه‌گاه، مثلا الان،‌ یا که نه) به یاد داشته باشد که هنرش آن‌قدر که مخاطب او قرار است تصور کند جدی نیست. فیلسوف اما در عوض نقطه‌ی مقابل هنرمند است: او می‌داند که اندیشه‌اش جدی است و جدی اندیشه‌ی اوست. دیگران مهم نیستند. دیگران حتی ممکن است نباشند. و البته فیلسوف هنرمند موجودی کاملا متفاوت‌ای است: «شاید هم نه، شاید هم آری!».

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s