به خدای اینترنت رستگار شدم

گویا اینجا فیلتر شده است. فیلتر نمی‌شد عجیب بود. با این‌که سعی کرده بودم تا چیزی ننویسم که به قبای کس‌ای بربخورد، اما از کسان‌ای که شنیدن «بالای چشم‌ات ابروست» را نیز برنمی‌تابند جز این چه انتظاری می‌رود؟

فیلترشدن این‌جا تاسف‌برانگیز است چون دست‌کم تعداد زیادی از خواننده‌های‌ام را از دست می‌دهم. اعتراف می‌کنم که تعداد قابل توجه خواننده‌های این وبلاگ برای‌ام مهم‌ است که اگر نبود پا می‌شدم و می‌رفتم وبلاگ جدیدی راه می‌انداختم و با خیال راحت -و نه این‌طور کج‌دار و مریز- نظر صریح‌ام را نسبت به خیلی چیزها از جمله جامعه و سیاست و آدم‌های اطراف‌ام بیان می‌کردم. در واقع من در مصالحه‌ای ناخواسته‌ام: صریح بنویسم و خوانده نشوم یا این‌که حرف‌ام را در لفافه بپیچم و خوانده شوم.

تصورکردنی‌ست که این مصالحه چندان آسان نیست. ماه‌هاست به تعطیل‌کردن این‌جا فکر می‌کنم چون به نظرم سولوژن این وبلاگ نسخه‌ی آب‌رفته‌ی سولوژن واقعی است. به قول بعضی از سیاست‌مداران، گزینه‌ی تعطیلی‌ی این‌جا -حتی موقت- مدت‌هاست روی میز است. اما حالا که این‌جا فیلتر شده است، گزینه‌ی تعطیلی را تا اطلاع ثانوی در کشوی میزمان زیر تعداد زیادی نوشته قایم می‌کنیم تا لج ممیزباشی در بیاید.

حالا که این‌جا فیلترشده چه می‌توان کرد؟

به‌ترین کار مشترک RSS این‌جا شدن است و خواندن‌اش از طریق Google Reader یا ابزارهای مشابه. آدرس خوراک ضدخاطرات این است. مشترک‌اش بشوید و کار خود را آسان‌تر کنید.

راه دیگری انتشار روی آدرس جدید است که البته فعلا در اولویت‌ام نیست. باید ببینم آیا خوانندگان دایم‌ام به مشکل جدی برمی‌خورند یا نه.

ای خواننده‌های همیشگی‌ی ضدخاطرات! حال شما بگویید خواندن این‌جا چقدر برای‌تان سخت است یا این‌که ابزار فیلترشکن مرغوب به اندازه‌ی کافی دارید و به مشکل‌ای بر نمی‌خورید؟

Advertisements

9 نظر برای “به خدای اینترنت رستگار شدم

  1. جناب سولوژن،
    اول از همه فیلتر شدنتون مبارك:)
    بعد از اون این كه ای آقا، اگه این فیلترینگ كارساز بود تا حالا ما همه جل و پلاسمون و جمع كرده بودیم رفته بودیم. تازه یه جورایی فیلتر شدن هم نشونه كلاسه:)
    اما جدی تر كه بخایم حرف بزنیم به نظر من فیلتر شدن یه جورایی آدم رو از قید و بندا رهاتر می كنه. اگه تا قبل از این یه جاهایی دست به عصا راه می رفتی الان دیگه فكر نمی كنم دلیلی برای این كار وجود داشته باشه. به هر حال بالاتر از سیاهی كه رنگی نیست. در این كه این كار تاسف برانگیزه شكی نیست اما در این كه تعداد خانندگان كم می شه من شك دارم. یادمه روزی كه فیسبوك رو فیلتر كردن ساعت 2 بعد از ظهر بود. من با فیلتر شكن دوباره رفتم توش بعد از حدود 2 ساعت متوجه شدم همه هستن. انگار نه انگار. به هر حال اهالی اینترنت دیگه ایمن شدن. به هر حال الان همه می دونن كه اگه می خان از فیلترنت استفاده كنن باید اول خودشونو به فیلتر شكن مجهز كنن. من با ایده تغییر آدرس مخالفم. چون می شه بازی موش و گربه. بعد چند وقت اونم فیلتر می كنن و روز از نو روزی از نو.
    اما در مورد تعطیلی این جا من كه جدن مخالفم.

  2. به بوگی: اصلا تو گویی داشت مشکوک می‌شد که چرا این‌جا فیلتر نشده است. (;
    واقعیت این است که بالاتر از فیلترینگ هم رنگی هست و آن هم متاسفانه به شیشه نوشابه ربط دارد! برای همین هنوز آدم هر چه دل‌اش بخواهد نمی‌تواند بگوید. به هر حال به نظرم نه تغییر آدرس می‌دهم و نه بی‌خیال این‌جا می‌شوم.

    به پرستو: (:

  3. سلام جناب سولوژن عزیز / واقعا بابت فیلترتان متاسفیم و بر پدر حسودان و کوتاه فکران و بخیلان لعنت که چشم ندارند جز دماغ آقایشان چبز دیگری را ببیند و بشنوند !
    والا من خودم که فیلتر شکن / نصفه و نیمه یی دارم و می تونم بخونمتون و مشترک فیدتون بودم از قبل اما گوگل ریدر خوندن عین روزنامه خوندن می مونه و به نظرم اومدن توی ضدخاطرات صفای خاص خودش را دارد !
    در مورد بستن سولوژن چه نسخه ی نیمه نصفه تان باشد / چه چکیده و چه سانسور شده همه اش برای ما محترم است و خوب و سعی می کنیم مقادیری ای کیو به خرج دهیم موقع خواندن مطالبتان که در همان حد اشاره ی شما نیز بگیریم موضوع و مطلب را و صد البته نکته اش را !
    نکته ی دیگر این است که شما هشت سال است دارید ضد خاطرات می نویسید اوووووووه ! چنین آرشیو بلاگی کمیاب و است و ارزشمند ! یعنی دقیقا با توجه به نفوذ و دسترسی به اینترنت شما از عصر دایناسورها تا الان دارید وب لاگ می نویسید / خلاصه که بنده اکیدا مخالف هر گونه تعطیلی ام و ایضا دوستانمان !
    درمورد عوض کردن آدرس بلاگ هم من فکر می کنم که گزینه ی مناسبی است شاید یه موقعی از یه جای ه کسی شمارو بخونه که فیلتر شکنی در دسترس نباشه !

  4. سلام
    سال نو مبارک
    ماشااله خبر خوب عیدی میدید (میدند)!!!
    عجب!!
    خیلی خیلی تعجب کردم اصلا فکر نمی کردم
    هرچند یکی دو پست در این دو ماه اخیر کمی بوی الرحمن می داد ولی بوش چندان شدید نبود
    متاسفانه کمی تا قسمتی از خوانندگان رو از دست می دهی
    واین حتی برای من خواننده هم ناراحت کننده هست
    کاش کمی صبرمان بیشتر بود
    گاهی احساس می کنم نظرات بعضی آقایان و تفکرات شان به مصداق قیاس ناپذیری پارادایم های علمی برایم غیر قابل درک است
    همانگونه که من و تو هم برای آنها غیر قابل درکیم
    چه کنیم؟
    چه راهی بجوییم؟

  5. یک زمانی اگه فیلتر شکن نداشتی بعضی جاها نمی رفتی ولی حالا اگه فیلتر شکن نداشته باشی بعضی جا ها میری، خواستم یک وبلاگ خوانوادگی بزنم رفتم فیلم بزارم دیدم یوتیوب بسته است، رفتم عکس بزارم دیدم پی کاسا بسته است. خواستم خبرش روتو فیس بوک بزارم اونجا هم بسته بود.
    ولی خیلی خوشحال هستم چون این فضیه بقدری همه گیر و لوس شده که الان هرکاری بخوای بکنی عملا فیلتر شکن می خوایی. خداوند عمر این فیلتر شکن ها رو زیاد کناد.
    حالا اگه یک بچه هم داشته باشی باید اول بهش یاد بدی اینترنت یعنی فیلتر شکن بعد برای کنترل باید خودت با نرم افزار کنترل کودک یک کاری بکنی.

  6. به رها: خیلی ممنون از محبت‌ و لطف‌تان. بله، ضدخاطرات دیگر حتی برای من هم قدیمی‌تر از آن است که بشود راحت از آن گذشت.

    به بابک: سال نوی شما هم مبارک. خوش‌حال‌ام که باز این‌جا می‌بینم‌تان.
    درک فعلی‌ی من از بعضی آقایان این است که اینان غیرمنطقی‌تر از آن‌اند که بتوان منطقی با ایشان گفتگو کرد.

    به zero: قربانت!!!

    به حسن: ممنون! حرف خوبی است و خیال آدم را راحت می‌کند.

    به نیما: ممنون! چشم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s