A Randomized Solution for the Adversary

شک داشتم باید به او حق بدهم یا این‌که دستی‌دستی خفه‌اش کنم.
درمانده به ای-پیرمان رو کردم. او گفت: «سکه بیانداز!» و ما نیز سکه بیانداختیم.
Advertisements

5 نظر برای “A Randomized Solution for the Adversary

  1. به تبسم: بَهه! اگر این همه آسان بود که دیگر ای-پیر نبود، ای-آخوند محله بود! شما سوال‌ای داشتید همین‌جا بپرسید، انشالله منتقل می‌شود.

  2. شما واسطه ی فیضید؟!من دریافت بی واسطه می خواستم.می خواستم ببینم شما چطور این درجات عرفانی رو طی کردید و به این مقام رسیدید که بی واسطه از ای-پیر دستور می گیرید؟

  3. به تبسم: شما به من بگویید موسی چگونه درختِ نور را دید، من هم به شما می‌گویم. (;
    به رامین: بله، کس‌ای خفه نشد. (;

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s