و هر کدام از آن قوم را به زبان‌ای پراکندیم

[فیس‌بوک، داخلی، دیوار دختر مردم]

دختر خسته و نالان به زحمت بلند می‌شود و روی دیوارش به انگلیسی می‌نویسد حال‌اش خوب نیست.
پسر هم‌دردی می‌کند و به فارسی می‌پرسد چه شده است.
دختر به آلمانی جواب می‌دهم سرمای شدید خورده‌ام.
هم‌دردی‌ی بعدی به فرانسه است.
Advertisements

7 نظر برای “و هر کدام از آن قوم را به زبان‌ای پراکندیم

  1. این بدان معناست که اینان به چندین زبان مسلط بوده اند 😛 ولاغیر 😉

    ولی چه زیبا تقابل زبان ها و فرهنگهایشان را به تصویر کشیدی..

    مخصوصا اینکه با فرانسه هم ادامه یافت… به دلمان نشست…

    دلم برای اینجا تنگیده بود…گفتیم سراغتان را بگیریم…
    شاد باشید.
    بدرود

  2. به بتسی:‌ خوش‌حال‌ام که پس از مدت‌ها دوباره این‌جا می‌بینم‌ات. اوضاع تقابل شرق و غرب‌ات به کجا رسید؟

    به نرگس: گاهی پیش می‌آید،‌ گاهی نمی‌آید. به دوستان آدم هم بستگی دارد.

    به خانمی به نام ایکس: ممنون که سر زدید.

    به آدمک:‌ بنده هم برادرانه شما را دوست دارم!

  3. اوضاع خوبه، فکر کنم کم کم داره از اینجا خوشم میاد یه جورایی! منم خوشحالم که اومدم اینجا دوباره! قبلا میشد از خوندن اینجا فهمید که در چه حال و احوالی اما الان نه!

  4. به بتسی: الان مخفی‌تر شده؟!
    خوش‌حال‌ام که یواش یواش داره خوش‌ات می‌آید. یک زمان باید چت‌ای کنیم ببینم دنیا دست کیست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s