غارنشینی

یارو غارنشینه گاهی شک می‌کنه که آیا هنوز دیگران او را جزو آدمیزاد حساب می‌کنند یا نه. یعنی اصلا یادشان هست که وجود دارد یا شده مثل اصحاب کهف – با این تفاوت که برخلاف آن‌ها آینده‌ی پر جار و جنجالی هم برای‌اش متصور نیست.
بعد آدمک لیبرال/عقل‌گرای‌اش سر بر می‌آورد و به شخص شخیص‌اش ندا می‌دهد «دیگران لابد حق دارند این‌طوری‌اند که هم‌این‌که مردم مختارند و آزاد تا هر جوری می‌خواهند فکر/رفتار کنند و تازه از آن هم بالاتر، جان من، خودت بگو!، زندگی توی غار مگر غیر از این هم می‌شود قربان، می‌شود؟! نمی‌شود دیگه!».
بعد غارنشینه همین جا گفت و گوی درونی را تمام می‌کند و می‌رود سمت در غار تا خوب وارسی کند که نکند درزی، سوراخی، چیزی ایزولاسیون کرکره‌ی غارش را به هم زده باشد.

Advertisements

8 نظر برای “غارنشینی

  1. به سمیرا: آها! بله، بله! (:

    به کودن با استعداد: متشکرم!‌ سال نوی شما هم مبارک.

    به آیدا: من ترجیح می‌دهم زیاد راجع به لیاقت‌ها قضاوت نکنم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s