انتظار نابجا

طرف می‌گفت نباید انتظار داشته باشیم آدم‌ها مطابق ایده‌آل‌های ما رفتار کنند. جامعه‌ی آرمانی‌ای که دغدغه‌ی همه‌ی مردم عشق‌ورزی و انسان‌دوستی و کسب معرفت است، جز در خیال نمی‌گنجد.
و ادامه داد به همین دلیل انتظار این‌که اولویت نقل و حدیثِ شورت نمایان بریتنی اسپیرز و اعتیاد لنزی لوهان پایین‌تر از جنایات علیه بشر در غزه باشد بی‌هوده است و جز توقع نابجا طبقه‌بندی می‌شود.
بعد با غیظ بر زمین تف کرد و رفت.

Advertisements

32 نظر برای “انتظار نابجا

  1. دوست داشتم که می دانستم در تمام دنیا و دقیقا در تمام دنیا به جز ایران
    این همه مطلب در مورد این کثافت کاریهای اسرائیل چیزی نوشته شده؟
    از زمانی که این همه مطلب شر شده با موضوع غزه و اسرائیل در گودر دیدم به ایرانی بودن خودم افتخار کردم.
    کاری به حر ف های سردمداران نامشروع کشور خودم ندارم که حقوق بشر را به تمام معنا به گند کشیده اند.
    اما از کشور هایی که با این اقدام وحشیانه هیچ گونه مخالفتی نکردند متعجبم.
    کشور هایی که برای حیوانات هم حقوقی در حد انسان ها وضع کرده اند اما مردم غزه را حتی از حیوان هم پست تر به حساب آورده اند.
    باور کنید ما با دیدی که مردم دنیا نسبت به ایران دارند خیلی فراتر از آنها اعتراض کردیم.
    خیلی بیشتر از سهم خودمان.

  2. هیچ وقت مرز بین حق و باطل اینقدر روشن نبوده و هیچ وقت بشر اینقدر نابینا نبوده.

    مهم نیست چه اتفاقی داره می افته. مهم اینه که چطور این اتفاق برای مردم تعریف می شه. مثلا ببینید که سی ان ان چطور ماجرا رو تعریف می کنه:
    http://www.cnn.com/video/#/video/world/2008/12/27/hancocks.gaza.attack.cnn

    البته همه رسانه های غربی اینطور نیستن. مخصوصا رسانه های چپ اروپایی:
    http://www.guardian.co.uk/world/2008/dec/27/israelandthepalestinians-terrorism

  3. به رامین: حساب سیاست‌مداران که جداست. اما من انتظار واکنش بیش‌تری از دوستان‌ام داشتم که البته انتظار نابجایی بود.

    به الکی خوش: راست‌اش برای من حق و باطل در این قضیه خیلی هم روشن نیست. یا به‌تر بگویم،‌ می‌دانم آدم‌کشتن مطلقا باطل است ولی از طرفی نمی‌دانم حماس یا فلسطینی‌ها نماد حق هستند یا خیر. به نظرم خیر! ممنون از لینک‌ها.

    به آق بهمن: قربان، شما هم‌چنان می‌توانید با غیظ تف بنمایید! اشتباه از من بود. ممنون از یادآوری. باز هم از این کارها بکن.

  4. سلام:)
    من رو ببخش که به اینجا سر نزدم
    سعی کردم اما فیلتر بود
    تولدت را هم تبریک نگفته بودم:(
    تولدت مبارک.امیدوارم بهت بر نخورده باشد
    :)دلم برای وبلاگ قشنگت تنگ شده بود
    همین
    بای

  5. مسائل مربوط به فلسطین، لبنان و اسراییل از اون مسائلیه كه برای ایرانی هایی كه در طول این سال ها در ایران زندگی كردن و زیر بمباران تبلیغاتی یه جانبه بودن خیلی سخته كه بتونن اون رو درست تحلیل كنن. من در این جا نمی خام از كسی حمایت كنم یا كسی رو باطل اعلام كنم. با آدم كشی به هر نوعش هم مخالفم. اما مسئله اسرائیل و فلسطین یه كمی پیچیده تر از اینهاست كه آدم بتونه حق و باطل رو به راحتی تشخیص بده. از یه طرف ما با ملتی روبرو هستیم كه ادعا می كنه سرزمینی رو خریده (حالا این كه چقدر از اون رو خریده و چقدرش رو به زور گرفته هم جای بحث داره) از اون طرف ملتی دیگه هستن كه ادعا می كنن در این معامله سرشون كلاه رفته و اون معامله فسخه. خوب این ظاهر ماجراست. همه می دونن كه این اشغال گری چیزی فراتر از یه خرید و فروش سرزمین بوده. اما پرسشی كه همیشه وجود داشته اینه كه آیا یه گروه كه ادعای مقاومت داره آیا حق داره از مردم غیر نظامی برای خودش سنگر درست كنه؟ از طرف دیگه آیا یه ارتش مجازه به این بهونه كه اون گروه مسلح در بین مردم بی دفاع سنگر گرفتن خشك و تر رو با هم بسوزونه؟ جریان چیزی شبیه گروگانگیریه. كاری هم كه ارتش اسراییل می كنه درست مثل اینه كه به یه گروه گروگان گیر حمله كنه و همه رو بكشه و بگه گروگان ها غلط كردن كه اسیر اون گروگانگیرها شدن.
    اما پرسش دیگه هم اینه كه آیا این روشی كه گروه های فلسطینی برای از پس گیری سرزمینشون به كار می برن تا چه حد مفیده؟
    اما در جواب این كه چرا ایرانی ها نسبت به این قضیه بی تفاوت هستن هم شاید به نحوه عملكرد دولت در جامعه و پوشش خبری بیش از حد مسئله فلسطین برگرده.

  6. سولوژن و بوگی:‌ حدود ۴.۵ فلسطینی توی کمپ ها به شکل آواره های جنگ برای بیش از ۵۰ سال دارن زندگی می کنن. فکر نمی کنم کسی خونه شو بفروشه که آواره بشه (که ما درباره معامله و فسخ اون بحث کنیم). اگه اسراییل مخالف بازگشت اواره ها به خونه هاشونه برای من حق و باطل خیلی راحت قابل شناخته. سایر چیزا می شن جزییات و کلیت مسیله رو عوض نمی کنن.
    بوگی: مقایسه بین حماس و یه گروگان خیلی جالبه!! پس حماس آدم بدا هستن و بقیه فلسطینی ها آدم خوبا؟‌ عزیز من! شما نمی تونین فلسطینی ها رو به دو گروه مبارز و غیر مبارز تقسیم کنین. درست مثل جنوب لبنان. همه یه کلاشنکیف کنج خونه شون دارن و در موقع لزوم ازش استفاده می کنن. پس در واقع همه در حال مبارزه ان و همه شبه نظامی ان. حالا فکر کنم با توجه به طرز فکرتون شما نتیجه باید بگیرین که کار اسراییل درسته!

  7. با اجازه از جناب سولوژن، آقا یا خانم الكی خوش، اگر تاریخچه ظهور اسراییل رو مطالعه كنی متوجه می شی كه شروع این اشغالگری با خرید سرزمین بوده. اسراییل ادعا داره كه این سرزمین رو خریده. واقعیت اینه كه تعداد زیادی از فلسطینی ها زمین های خودشون رو در اون زمان فروختن (البته نه همه). اسراییلی ها هم بعد از خرید بخشی از سرزمین و تبدیل شدن به یه كولونی شروع به اشغالگری بقیه سرزمین كردن. در این كه این خریدن ها در اصل با هدف اشغال بوده هیچ بحثی نیست. اما در حماقت بخش بزرگی از مردم فلسطین در اون ماجرا هم هیچ شكی نیست. در مورد مرز شفاف بین حق و باطل هم فكر نمی كنم این طور ها باشه. نكته این جاست كه فلسطینی ها هم در طول این سال ها این همه عملیات انتحاری انجام دادن و مردم عادی رو در اسراییل كشتن. همونطور كه اسراییل هم این كار رو انجام داده.
    اما در مورد مسلح بودن همه فلسطینی ها هم مسلح بودن نمی تونه دلیلی برای انجام حمله باشه.
    منظور كلی من اینه كه جنگ بین فلسطین و اسراییل رو نمی شه به سادگی در موردش قضاوت كرد. هر دو طرف هم به شكلی مقصرن. اما پرسش اینه كه چرا باید این همه انسان كشته بشن؟

  8. Avvalan ke faghat bakhshe kami az zaminhaa kharidari shod va oun ham dar ebtedaa.Kheylia ro ham baa feshaar kharidan.
    dovvoman age man biam o too ye keshvar zamin bekharam nemitoonam too zamine khodam dolate joda tashkil bedam
    sevvoman agar mellat zaminhaa ro forookhtan bayad dar avaz chizi gerefte baashand. Oun chiz chie? va agar kolaah sareshoon rafte pas kolaah bardaar ki boode?
    Man hich joor nemitoonam kaare in mellate Israel ro tojih konam.
    Albatte in hemaaghate pishghadam shodane hemaas too mooshakparooni ro tozih nemide.

  9. آن‌چه که این‌جا می‌نویسم نه یک جانب‌داری، نه یک خلاف موج حرکت کردن، که تلاشی برای بی‌طرفی است و در عین حال دعوت همه‌ی دوستان به بی‌طرفی در قضاوت است. می‌خواهم بنشینیم و از بیرون به ماجرا نگاه کنیم ببینیم می‌شود؟ می‌توانیم؟ برای ما ایرانی‌ها که خود در خرید زمین‌های اعراب توسط اسراییلی‌ها دست داشته‌ایم و به آن‌ها کمک کرده‌ایم، اما امروز به اعراب سلاح می‌فروشیم، آیا بی‌طرفی ممکن است؟ یا همیشه احساسات و تعصبات کور ما حرف اول را می‌زند؟ سعی کنید خوب بخوانید و خوب فکر کنید و به بحث بنشینیم. ممنون.
    در این زمینه دوست می‌داشتم صحبت نکنم، اما قضیه به این راحتی که شما فکر می‌کنید نیست. اول یک نهاد بین‌المللی با بیش از 200 عضو، به نام سازمان ملل اسراییل را به عنوان یک کشور مشروع می‌شناسد و طبق همان قوانین بین‌الملل غزه جزو خاک اسراییل است، حالا اگر یک کشور بنا به هر دلیلی شهروندان خود را سرکوب کند، اتفاقی است که تقریبا در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد و آب هم از آب تکان نمی‌خورد، مگر این‌که فعالان حقوق بشر تلاش‌هایی انجام بدهند. اما دوستان دو آتشه مسلمان در زمانی که مبارزان چچنی قتل عام می‌شدند ظاهرا در خواب بوده‌اند که هیچ کش آن فجایع را ندیده، یا شاید هم روسیه از وتوی قانون بشری برخوردار است که من خبر ندارم.
    اما از بعد انسانی قضیه هم که بخواهیم نگاه کنیم من اول می‌خواهم از این زاویه نگاه کنم که چرا این منطقه همیشه دارای حاشیه‌های فراوان رسانه‌اای است یعنی گاهی توهم برم می‌دارد که بک عده‌ای با هم سر پوشش خبری این منطقه به هم حال اساسی بدهند. وگرنه در چین و سریلانکا و … خیلی خبرهای بیشتری بوده هیشه کسی زیاد در موردش چیزی نمی‌گوید. فکر می‌کنید چرا؟
    دوم بحث موشک‌باران های حماس هم هست که کاملا در مناطق شهری و غیر نظامی موشک باران می‌کند. فکر می‌کنم یک ناظر منصف می‌باید بی‌طرف نگاه کند.
    سوم اگر بحث اشغال و تصرف مد نظر است این دیگه یک مساله ای است که باید از پدران قوم پرسید که چرا فروخته‌اند یا چرا جامعه جهانی این حق را به مشروعیت شناخته است. اما باز هم در این فقره! جای سوال است که پس اشغال‌های دیگری نظیر آذربایجان و ارمنستان توسط روسیه یا جزایر کوریل ژاپن باز هم توسط روسیه و خیلی جاهای دیگر جهان چه توجیحی داشته‌اند و این اذهان آگاه و بیدار با خون‌های پر جوشش چرا در مورد آن‌ها صحبت نمی‌کنند. اگر هم حکم مسلمانی و این حرف‌ها هست آیا خون مسلمانان رنگین‌تر از بقیه است؟
    چهارم من با این نظریه‌ی قبله گاه اول خیلی مشکل دارم راستش. در روایات آمده پیامبر بسیار نگران بودند و دائم منتظر وحی که قبله از بیت المقدس بگردد، چون یهودی ها اعتقاد داشتند آن‌جا سرزمین مقدس‌شان است و وقتی قبله برگشت مسلمانان شاد شدند. حالا بالاخره آن‌جا قبله هست و ما راضی هستیم به گردن نهادن به یهودیان یا نیست؟
    و نکته بعدی هم اینکه در سوره‌ی اسرا آمده سبحان الذی اسری بعبده لیله من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی من هنوز نفهمیدم در زمانی که اسلام هنوز کل شبه جزیره را فتح نکرده بود چگونه اسم آن ناحیه مقدس مسجد بوده و چرا و چگونه؟
    باز هم می‌گویم نوشته‌های من صرفا برای تفکر نوشته شده که درنگ کنید و بدون تعصب بیندیشید اسمش را بگذارید تلاش برای تفکر بدون تعصبات قومی قبیله‌ای. می‌خواهم بدانم آیا ما ایرانی‌ها می‌توانیم، یا هنوز مثل دوران شکار قبیله و خون و آیین حرف اول را برای ما می‌زند؟

  10. من از بحث‌های انجام شده بسیار استقبال می‌کنم. لطفا دوستانه ادامه دهید.
    دلیل پاسخ‌ندادن‌ام بیش‌تر این است که خودم موضع خیلی قاطع‌ای ندارم. یعنی چیزی که می‌دانم این است که از مرگ انسان‌ها ناراحت می‌شوم و قتل‌عام آن‌ها متنفرم. جدا از این،‌ این‌که آیا این واقعا مهم‌ترین قتل‌عام دنیا است یا نیست (مثلا چرا عراق را فراموش کرده‌ایم یا چچن را) یا آیا کم/زیاد به این موضوع پرداخته شده است و این‌که حق با کیست (با این‌که به نظر می‌رسد حق به طور مطلق در نزد هیچ کدام از این دو گروه نیست) مسایلی است که نیاز به دیدی عینی دارد و دید عینی هم نیاز به اطلاعات تاریخی‌ای دارد که من از آن‌ها مطلع نیستم.

  11. بحث كلی من اینه كه به جای پرداختن به این كه مقصر كیه و چرا، باید به این نكته پرداخته بشه كه اساسن كشتار آدم ها در هرجا با هر مرام و به هر شكلی محكوم بشه. چیزی كه مشخصه اینه كه در بیشتر جنگها نمی شه مرز بین حق و باطل رو مشخص كرد. معمولن دو طرف مقصر هستن. حالا ممكنه تقصیر یك طرف زیاد هم آشكار نباشه.

  12. یک توضیح دوباره, خدای نکرده من قصدم توهین به عقاید و حساسیت های دوستان نیست, در عین این که سوال می پرسم، عقیده دارم هرآینه امکان این وجود دارد که پیش فرض های بدیهی خودم دچار مشکل یا کاذب باشد. در نتیجه در این که با نوشته های تان مرا هم کمک کنید که به گونه ای دیگر بیندیشم. ممنون.

  13. یک جمله کارل پوپر دارد با این مضمون : بگذارید تئوری ها به جای انسان ها بمیرند.
    دوست می داشتم جهان ما این گونه بود. این تئوری ها می تواند حتا عقاید مذهبی باشد که به شکل -چه بسا بتوان گفت- دیفالتی در ذهن ما حضور دارد. یا عقاید نژاد پرستانه. یا حتا خردگرایانه. برای اروپایی هایی که به زور وارد آمریکا و آفریقا شدند. بومی های بی گناهی را به جرو نشناختن خدای مسیح و عریان بودن کشتند. اما حالا که آفریقا خداشناس و پوشیده شده اروپا؟ چرا انشان ها همیشه خود را محور مفهوم انسانی و عقاید خود را محور حقیقت می شمارند؟ چه می توانیم انجام دهیم که به این باور برسیم که: آری پاری از حقیقت نزد هر یک از ماست. نزد هر یک از دیگران است ؟

  14. من هم خیلی از ابعاد تاریخی ماجرا خبر ندارم، اما این را می‌دانم که زمین‌های خریداری شده در اسرائیل حدود 2٪ سرزمین فلسطین را تشکیل می‌داده است و اسرائیل اینک 78٪ از آن را در اختیار دارد. قاعدتاً این 76٪ خریداری نشده بلکه تصرف شده است.
    در مورد دوم، طبق قرارداد 1994 مناطق غزه و کرانه‌ی باختری به دولت فلسطین واگذار شده است و برخلاف گفته‌ی «بابک» غزه جزو خاک اسرائیل محسوب نمی‌شود.
    در سال 2006 در فلسطین انتخابات برگزار شده و با حضور گسترده‌ی ناظران بین‌المللی حماس با حدود 60٪ آراء در انتخابات پیروز شده، اما چون زور اسرائیل می‌رسد، انتخاب مردم فلسطین هیچ ارزشی ندارد و به رسمیت شناخته نمی‌شود.
    مسئله این است که در جامعه‌ی جهانی تا زمانی که ملت‌ها از خشم به جوش نیایند و طغیان نکنند هیچ کس به آنان اهمیتی نمی‌دهد. شش ماه است که نوار غزه در محاصره است و هیچ اقدامی در شکستن محاصره و کمک به غزه انجام نمی‌شود.
    مسئله این است که کماکان در جامعه‌ی ملل هرکس زور بگوید، حرف‌اش به کرسی می‌نشیند و هر کس خواستار گفت‌وگو باشد، حق‌اش پایمال می‌شود و هیچ کس هم به آن توجهی ندارد. در طول این سال‌ها هرگاه فلسطینی‌ها خواسته‌اند با گفت‌وگو و مذاکره مسئله را حل کنند، اسرائیل زور گفته است.
    این رفتار همه‌جا قبیح و ناپذیرفاتی است: چه رفتاری که ما با افغان‌ها داریم و آن‌ها را از همه‌ی حقوق انسانی محروم کرده‌ایم و چه رفتاری که اسرائیل با همسایه‌ی فلسطینی خود دارد.
    یکبار یک امریکایی درباره ی فلسطین کنفرانس می‌داد. می‌گفت یک فلسطینی برای شرکت در مثلاً عروسی یکی از نزدیکان‌اش برای اینکه از میانه‌ی اسراییل عبور کند، باید بیش از 8 بار کارت نشان دهد و بازرسی شود و اگر فقط شائبه‌ی این برود که کسی کوچکترین همکاری‌ای با حماس دارد، این کارت برای او صادر نمی‌شود و معمولاً هر خانواده‌ی فلسطینی یکی‌دو عضوش این شرایط را دارند. خودتان تصورش را بکنید که هشت بار رد کردن یک عضو خانواده با این شرایط از ایستگاه‌های بازرسی، برای انجام یک سفر داخل فلسطین (که فرد شهروند آن محسوب می‌شود) چه شرایطی را برای آدم‌های این سرزمین ایجاد می‌کند.
    و همه‌ی این‌ها چیزهایی است که تحلیل‌گران بی‌طرف، آن‌ها را نادیده می‌گیرند.

    درباره‌ی تاریخچه‌ی تشکیل اسراییل این منبع
    http://www.mideastweb.org/briefhistory.htm
    و ویکیپدیای انگلیسی مطالب جالب توجهی را در خود جای داده‌اند.

  15. اه! نیستن که! فک کنم لینک زیاد داشت کامنت‌م اسپم محسوب شد D:
    شایدم چیزِ دیگگه‌ای شد، ولی خوب کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه، متن بیشتر می‌ذارم.
    آمار:
    http://www.btselem.org/English/Statistics/Casualties.asp
    http://www.ifamericansknew.org/

    این رو نمی‌دونم باید در موردش چه فکری بکنم:
    http://sofreh.wordpress.com/2008/03/09/by-every-means/

    این پست هم نسبتاً جالب بود:
    http://aghaejaze.wordpress.com/2008/12/29/middleeast-1/

    حالا ببینم این دفعه می‌ره یا نه D:

  16. به ar: خیر، تنها اگر کس‌ای برای اولین بار با ای‌میل جدید یا IPی جدید کامنت بگذارد، نیاز به تایید است. شما کامنت‌ای گذاشتید و بالا نیامده؟ اگر این‌طور است، شاید اسپم تشخیص داده شده. به‌ام بگویید بروم بگردم در بین اسپم‌ها.
    جدا از این، کامنت‌ها را حذف نمی‌کنم مگر این‌که لازم تشخیص بدهم و چنین چیزی هم خیلی وقت است پیش نیامده.

  17. بوگی:
    فرض کنین شما توی گوش من بزنین و من در عوض دست شما رو قطع کنم. بعد هم بگم که هر دوی ما مقصر هستیم و واقعا تشخیص حق و باطل به این آسونی ها نیست. استدلال شما چیزی شبیه این بود. شما آواره کردن ابدی میلیون ها انسان رو با پرتاب چند تا راکت دست ساز مقایسه (که اونم از فرط استیصاله) مقایسه می فرمایین؟

    بابک:
    بر روی حقوق اساسی انسانها هیچ کس حق رای گیری و اظهار نظر نداره. یه مثال خدمتتون:‌ جدیدا توی کالیفرنیا همجنس بازی ممنوع شد و اونم از طریق رفراندوم. که باعث عصبانیت خیلی ها شد. چون رای گیری برای اینطور چیزی بی مفهومه (اساسا دادگاه عالی آمریکا فقط صلاحیت اظهار نظر درموردش رو داره). مثل اینه که همه مردم موافق باشن که من باید کشته بشم (بدون هیچ دلیلی). قطعا من نمی پذیرم.

    در مورد چچن و سایر جاها:‌ قطعا جنایت محکومه. لااقل از طرف ما همیشه محکوم بوده. ولی دلیل حساسیت بیشتر مردم روی فلسطین:‌ دلیلش بیشتر طولانی بودن مسیله فلسطینه. اگه فرضا توی بالکان جنگی بود و عده ای آواره شدن این عده نهایتا به خونه هاشون برگشتن. آیا هیچ امیدی به برگشت آواره های فلسطینی به خونه هاشون هست؟

    ضمنا بحث فراتر از یک اشغالگری است. میلیونها انسان رو بی خانه می کنن و میلیون ها انسان رو از جاهای دیگر جهان جایگزین اونا می کنن.

  18. آقا یا خانم الكی خوش، مثالی كه زدید اصلن با مشكل بین اسراییل و فلسطین جور در نمیاد. ما در فلسطین با گروههای شهادت طلب رو به رو هستیم كه با منفجر كردن خودشون عده ای رو از اسراییلی ها می كشن یا زخمی می كنن. اما این عده همیشه نظامی نیستن. بلكه در مواقعی (نه چندان كم) از مردم غیر نظامی هستن. طرف دیگه این جنگ اسراییله كه تندروهاش از دادن دستور هر نوع حمله ای برای هر نوع كشتاری ابا ندارن. خوب طبق مثال شما اگه یه فلسطینی رفت و چند تا از مردم بی گناه رو كشت اسراییل هم باید بیاد و چند تا فلسطینی بی گناه رو بكشه (این چیزیه كه من از مثال شما برداشت كردم)؟
    حرف كلی من اینه كه در این جنگ و هر جنگ دیگه ای معمولن هر دو طرف مقصرن چون یا برای استفاده از انسان های عادی به عنوان سپر انسانی و یا استفاده از اون ها برای اعمال فشار به طرف مقابل استفاده می كنن.
    آقا یا خانم الكی خوش، كشتن هر انسان بی گناهی به هر دلیل و با هر منطقی یه كار ضد بشریه. حالا چه یك انسان كشته بشه چه یك میلیون انسان.

  19. شما چند مطلب را با هم خَلط کرده‌اید. من کجا گفتم کشتار انسان‌های بی‌گناه خوب و اخلاقی است؟
    بحث من سر بزرگ‌نمایی جایی و کوچک شمردن مابقی خونریزی‌هاست.
    کل کشته شدگان این منطقه در این مدت به زور به 100 می‌رسد. یک سوال کلی من این است که کلا در این 60 سال چند فلسطینی توسط اسراییلی‌ها کشته شده‌اند و چند اسراییلی به دست چند فلسطینی؟ حالا این مهم نیست یک سوال دیگر. چند نفر از هموطنان ما در حوادث جاده‌ای سالانه کشته می‌شوند؟ طبق آمار رسمی دولتی سالانه 24-25 هزار نفر سالانه کشته می‌شوند. آیا تا به حال در این 60 سال آمار کشتگاه فلسطین به 5000 هزار رسیده؟ تلفات قتل عام نسل کشی در سودان که هیچ مسلمانی در هیچ کجای دنیا به آن اعتراضی نمی‌کند می‌دانید چندین هزار نفر است؟ می‌دانی چرا نمی‌دانیم؟ چون کشتار توسط مسلمانان انجام می‌شود و کشته شدگان عده‌ای سیاه پوست قبیله نشین هستند. چرا دوستان که برای حقوق بشر قلبشان می‌تپد آنجا خاموشند؟ و هیچ وبلاگی از جمله وبلاگ شما چیزی در این باره نمی‌نویسد؟
    به محسن مومنی عزیز: کرانه باختری رود اردن در شرق اراضی اشغالی است و توسط تشکیلات خودگردان اداره می‌شود ولی غزه در غرب اراضی است و حماس در آن‌جاست پس این‌ها به هم ربطی ندارند. اما مشکل اصلی در این‌جاست که حماس در غزه حامی دارد نه در کرانه باختری رود اردن. مساله انتخابات و این‌جور مسائل هم مربوط به این اختلاف می‌شود.
    از قضا راه ارتباطی غزه به اسراییل قطع شده. مثل این‌که ایران مرزهایش را به عراق ببندد. مساله این است که در این باریکه غزه یک راه به اسراییل وجود دارد و یک راه به مصر. که مصر هم راه را بسته است. ولی نمی‌دانم چرا کسی به مصر چیزی نمی‌گوید.
    اینجا یک بحث که مطرح است این است که فقط آنچه اسراییل انجام می‌دهد دیده می‌شود. مابقی اتفاقات از جانب حماس یا مص دیده نمی‌شود.
    من تمام آنچه که گفتم درخواستی برای قضاوت بی‌طرفانه و بدور از تعصب بوده. اگر دوستان مایلند متعصبانه بیندیشند که میل خودشان است. وگرنه اشغال‌گری و غارت و کشتار در بقیه نقاط دنیا هم هست اما از قضا ما مسلمانان فقط همیت قطعه کوچک که طولش 300 کیلومتر و عرضش ۷0 کیلومتر است را مد نظر قرار داده‌ایم. و گرنه کشتارهایی هم هست که در سودان الجزایر، آفریقا، آسیا می‌شود از قرار اهمیتی ندارند. من می‌خواهم فرا ملیتی فرا دینی بیندیشیم. هر کشتار هر خونریزی هر اشغال در هرجایی بد است. پس همه را محکوم کنیم حتا اگر برادر ما انجام دهد. موافقید؟
    سولوِن عزیز اگر نقشه اسراییل، نواحی اشغال شده و نواحی تحت نظارت خودگردان و حماس را خواستی برایت ایمیل می‌کنم.

  20. به بابک: اگر من از بقیه فجایع بشری نمی‌نویسم دلیل‌اش تبعیض قومی و یا مذهبی نیست. یک دلیل‌اش این است که خبرنگار اختصاصی ندارم! من هم مثل بیش‌تر آدم‌های دیگر از طریق رسانه‌های عمومی از خبرهای دنیا باخبر می‌شوم و در نتیجه اگر آن‌ها خبرها را به اندازه‌ی کافی پوشش ندهند من هم بی‌خبر خواهم ماند. دلیل دیگر هم این‌که در بعضی موارد آگاهی‌ام آن‌قدر محدود است که نمی‌دانم دو طرف درگیر قضیه اصلا که هستند. این مخصوصا در مواقعی که ماجرا در افریقا می‌گذرد بیش‌تر پیش می‌آید.
    من در مورد بقیه‌ی دوستان علاقه‌مند به حقوق بشر نمی‌توانم اظهارنظر کنم، اما در مورد خودم می‌توانم بگویم که برای من مرگ یک انسان در بیش‌تر مواقع ناراحت‌کننده است و این موضوع ربطی به رنگ پوست و مذهب‌اش ندارد. شما چرا خود وبلاگ‌ای نمی‌زنید تا خلاء پوشش متناسب را پر کنید؟

  21. ببینید افكار عمومی در همه جای دنیا جایگاه ویژه ای داره اما بعضی وقت ها بازیچه دست سیاستمدارها می شه. جنگ دوم آمریكا و عراق رو به یاد بیارید. آلمان و فرانسه سردمداران راه انداختن راه پیمایی ها و اعتراض ها به آمریكا بودن برای حمله به عراق. یادمه یه بار از تلویزیون كه نشون می داد دیدم كه رهبران سیاسی هر دو تا كشور هم تو تظاهرات بودن. اما واقعیت چی بود؟ چرا فقط در مورد عراق؟ معلوم بود. آمریكا در این جنگ سهمی برای اون دو تا قایل نشده بود. پس اون جنگ ضد بشری بود و یه جورایی حال آمریكا گرفته می شد تا سهم بر حق خودشون رو پس بگیرن. افكار عمومی هم بازیچه شدن. الان در مورد مسئله فلسطین و اسراییل هم باز این مردم بی چاره و بی دفاع هستن كه بازیچه دست یه مشت سیاستمدار شدن و دارن قتل عام می شن. ایران به خاطر منافع خودش مسئله رو به نفع مردم فلسطین تبلیغ می كنه و خون ها رو بر علیه یهود می جوشونه و انگار نه انگار كه حماس هم مردم عادی اسراییل رو می كشه و اسراییل هم خودش رو به موش مردگی می زنه و به اسم دفاع هر كاری داره می كنه.
    زمانی می شه از این تله سیاستمدارها خارج شد كه بدون جانبداری از هیچ یك از طرفین و محكوم كردن هر دو طرف به جرم اعمال ضد بشری ابزار افكار عمومی رو از دستشون خارج كرد.

  22. یک توضیح: این‌که نوشتم هیچ وب‌لاگی از جمله وب‌لاگ شما در این باره چیزی ننوشته به‌خاطر سوء تفاهم من بوده است. من متن همه کامنت‌ها را خواندم و به اشتبه فکر کردم متن کامنتی که به من نوشته شده بود توسط سولوژن نوشته شده اما در بار دوم متوجه شدم «الکی خوش» آن‌را نوشته شده. بابت این اشتباه از سولوژن که او را مستقیم خطاب قرار دادم. و از دیگران دوستان به‌خاطر این بی‌دقتی، اطاله کلام غلط‌های املایی زیاد و پرحرفی عذرخواهی می‌کنم.
    در مورد وب لاگ حق با شماست، قبلا دوبار داشته ام به خاطر این که نتوانسته ام سریع به روز رسانی کنم تعطیل کرده ام. اما انتقاد شما را به جان می پذیرم.
    دوست نداشتم دلگیرتان کنم. پوزش می خواهم. اگر سوءتفاهم پیش نمی آمد این گونه نمی نوشتم. سولوژن عزیز به دل نگیرید. به خدا دوستتان دارم.

  23. من از این سو برداشت ها از حرفهای خودم به شدت متعجبم. ظاهرا نه من حرفهای شما رو می فهمم و نه شما حرفهای رو من رو می فهمین. الان هم خیلی مستم که بخوام چیزی رو روشن کنم. ولی بذار حرفم رو بزنم. فکر می کنم که من با باقی رفقای اینجا اساسا چندان اختلاف عقیده ای نداریم ولی صرفا نمی تونیم یه ارتباط ساده برقرار کنیم و به حرفهای هم گوش بدیم. سعی می کنم خیلی روشن حرف بزنم.

    بوگی:
    شما فرمودین:

    -خوب طبق مثال شما اگه یه فلسطینی رفت و چند تا از مردم بی گناه رو كشت اسراییل هم باید بیاد و چند تا فلسطینی بی گناه رو بكشه (این چیزیه كه من از مثال شما برداشت كردم)؟-

    چرا اینطور برداشت عجیبی از مثال من کردی؟!!

    -برای استفاده از انسان های عادی به عنوان سپر انسانی و یا استفاده از اون ها برای اعمال فشار به طرف مقابل استفاده می كنن.
    آقا یا خانم الكی خوش، كشتن هر انسان بی گناهی به هر دلیل و با هر منطقی یه كار ضد بشریه. حالا چه یك انسان كشته بشه چه یك میلیون انسان.-

    قطعا! به حرفهای بعدیم یه نگاهی بنداز.

    بابک:

    شما فرمودین که:

    -شما چند مطلب را با هم خَلط کرده‌اید. من کجا گفتم کشتار انسان‌های بی‌گناه خوب و اخلاقی است؟-

    من اینطور چیزی رو خواستم برسونم؟؟!! من حقیقتا نمی دونم چرا اینطور برداشتی کردین.

    -کل کشته شدگان این منطقه در این مدت به زور به 100 می‌رسد.-

    احتمالا اخبار رو چندان دنبال نمی کنین.

    -یک سوال کلی من این است که کلا در این 60 سال چند فلسطینی توسط اسراییلی‌ها کشته شده‌اند و چند اسراییلی به دست چند فلسطینی؟ حالا این مهم نیست یک سوال دیگر. چند نفر از هموطنان ما در حوادث جاده‌ای سالانه کشته می‌شوند؟ طبق آمار رسمی دولتی سالانه 24-25 هزار نفر سالانه کشته می‌شوند. آیا تا به حال در این 60 سال آمار کشتگاه فلسطین به 5000 هزار رسیده؟-

    اینم جواب سوالات شما که با یه سرچ ساده توی اینترنت به دست می آد:

    From UN Population Division data, the post-invasion (post-1967) excess deaths in the Occupied Palestinian Territories total 0.3 million and the post-invasion under-5 year old infant deaths total 0.2 million.

    Data from the Israel Ministry of Foreign Affairs indicate about 2,600 Jewish Israeli violent deaths from Palestinians since 1949

    درباره سودان:‌ حرف شما درست است و افرادی که دربرابر این کشتار بی تفاوتند باید خجالت بکشند.

    -از قضا راه ارتباطی غزه به اسراییل قطع شده. مثل این‌که ایران مرزهایش را به عراق ببندد. مساله این است که در این باریکه غزه یک راه به اسراییل وجود دارد و یک راه به مصر. که مصر هم راه را بسته است. ولی نمی‌دانم چرا کسی به مصر چیزی نمی‌گوید.-

    این تشابه درست نیست. اسراییل راه دریایی و هوایی غزه (که ارتباطی به اسراییل ندارند) را هم مسدود کرده.

    -من می‌خواهم فرا ملیتی فرا دینی بیندیشیم. هر کشتار هر خونریزی هر اشغال در هرجایی بد است. پس همه را محکوم کنیم حتا اگر برادر ما انجام دهد. موافقید؟-

    قطعا! ولی الان ما داریم درباره فلسطین حرف می زنیم. من این پست را درباره فلسطین خواندم و کامنت دادم. بی تفاوتی دیگران در برابر سایر کشتارها گناه خودشان است. حرف شما رو کاملا می فهمم. ولی این حرف تفاوتی در حقیقت درگیری فلسطین-اسراییل ایجاد نمی کنه. صرفا چهره حامیان ظاهری فلسطین رو نشون می ده.

    حالا بذارین من حرفم رو دقیق تر بگم:

    اسراییل میلیون ها فلسطینی رو از خونه هاشون رونده. این فلسطینی ها باید به زمین شون برگردند. آیا این رو می پذیرین؟ اگه جوابتون مثبته ما هیچ بحثی نداریم. کاملا در یک جبهه ایم. حالا اسراییل این مسیله رو نمی پذیره. دلیل: چون هویت یهودی اسراییل نابود می شه.
    فلسطینی ها راه مبارزه رو انتخاب کردن که کاملا مشروعه (موافق؟). چون در برابر یه اشغالگر زورگوست. حالا می مونه شکل مبارزه. آیا کشتن غیرنظامیان اسراییلی درسته؟ از نظر من نه. پس شکل مبارزه بعضی فلسطینی ها درست نیست. ولی این اشتباه فلسطینی ها کلیت مسیله رو عوض نمی کنه. درسته که اونها دارن کار بدی می کنن ولی این بدی در برابر بدی ای که اسراییلی ها کردن اصلا به حساب نمی آد. بوگی! منظورم از اون مثال هم این بود. کشتن یک نفر و یک ملیون نفر هر دو بدن. ولی آیا اصلا قابل مقایسه ان؟

    به من بگین با کجای این خطوط مشکل دارین؟

  24. جناب سولوژن، ببخشید اگه وبلاگ شما رو میدان مباحثه كردیم. دیگه تكرار نمی شه. اما شاید تقصیر خود شما هم باشه كه یه بحثایی راه می اندازین كه خاننده هایی مثل من چونشون گرم می شه 🙂
    جناب الكی خوش، من با این كه اسراییل سرزمین فلسطینی ها رو اشغال كرده و باید اون جا رو ترك كنه بحثی ندارم. با این مطلب كه تعداد كشته های نظامی و غیر نظامی فلسطینی در این جنگ از آغاز تا حالا اصلن قابل مقایسه با اسراییل هم نیست هم موافقم. اما پرسش من اینه كه اولن آیا این تعداد نابرابر كشته ها این حق رو برای گروه های فلسطینی ایجاد می كنه كه به غیر نظامی های اسراییلی حمله كنن و اون ها رو بكشن؟ و دوم و مهمتر این كه برآیند این همه جنگ و مبارزه مشروع در طول این تقریبن 60 سال چی بوده؟ غیر از این بوده كه انسان های بیشتری كشته شدن و می شن؟ من به هیچ عنوان طرفدار و حامی ظلم پذیری نیستم. با هر ظلمی هم باید مبارزه كرد. اما آیا مبارزه دارای چهارچوب و اصولی هست یا نه؟ اگه مبارزه از نوع ماكیاولی باشه و هدف وسیله رو تامین كنه كه ببخشید ها من اسمش رو می زارم تروریسم. حالا چه من این كار رو انجام بدم، چه شما، چه فلسطینی ها و چه اسراییلی ها. اما اگر مبارزه قراره دارای چهارچوب باشه، كشتار غیر نظامی ها در كدوم چهارچوب پذیرفته شده؟ حال اگر گروه های فلسطینی می بینن كه زورشون به ارتش و دولت اسراییل نمی رسه یا باید روش مبارزه رو عوض كنن كه تا حالا این كار رو نكردن یا باید به روش مبارزه غیر اخلاقی رو بیارن كه متاسفانه آوردن و باعث شدن كه اصل مبارزه از طرف خیلیا مثل امثال من زیر سوال بره. شما فقط یه نگاه به روش یهودی ها در خلال جنگ جهانی دوم و بعد از اون بندازید. من اصلن نمی خام حادثه هولوكاست رو نفی یا تایید كنم چون به دلیل كمبود اطلاعات در جایگاهی نیستم كه در مورد صحت و سقم اون نظر بدم. اما یه چیز رو می دونم كه یهودی ها در شرایطی كه نمی تونستن با آلمان نازی درگیر بشن (در صورت قبول وقوع هولوكاست) بدون این كه خودشون مستقیم درگیر بشن با استفاده از افكار عمومی جهانی چقدر قشنگ تونستن به اهدافشون برسن. حالا من نمی دونم كه چرا فلسطینی ها این قدر اصرار دارن كه با سنگ و اسلحه حق خودشون رو بگیرن. بشینن یه كم فكر كنن. برای حل هر مسئله فقط یه راه حل كه وجود نداره. متاسفانه فلسطینی ها هم كه بدترین راه رو انتخاب كردن.

  25. فقط یک نکته! چیزی که اون امریکایی در مورد فلسطین می‌گفت چندین سال پیش بود. اون موقع هنوز رابطه‌ی کرانه باختری با نوار غزه اینجوری قطع نشده بود. مسائل در طول این چندسال کاملاً عوض شده و به همین دلیل نقل قول‌های کهنه گاهی ناشی از ناآگاهی به نظر میان. مثلاً در اون سال‌ها تفکیک حماس/غزه-فتح/کرانه به این صورت به‌وجود نیومده بود و…

  26. از «الکی خوش» و «محسن مومنی» ممنونم بابت توضیحاتی که داده‌اند. قطعا ذهن من درگیر این نکته است. به هرحال اطلاعات هرکدام از ما از اصل واقعه -منظورم غزه تنها نیست، منظورم اصل ماجرای فلسطین و اسراییل است- بسیار اندک است. بنا به اندک چیزی که می‌دانیم قضاوت می‌کنیم. آرزوی من برای دنیا صلح است. صلحی پایدار. برای روزی که کودکان از جنگ، از فقر، از کار، از قحطی، نبود بهداشت نمیرند. و برای روزی که کودکان به دلایل احمقانه-خودخواهانه-… یتیم نشوند. آیا جامعه بشری روی چنان روزی را خواهد دید.
    من با شما موافقم که قطعا میزان تلفات فلسطین و اسراییل برابر نیست. که ابزارهای ان‌ها برابر نیست. باید تدبیری اندیشید باید راهکارهایی را برای اینکه دیگر کسی حذف نشود یافت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s