سرِ میز شامِ دیگران

هم‌صحبتی با کسان‌ای که با زبان‌شان آشنایی خوب و دل‌گرم‌کننده است، اما هم‌صحبتی با کسان‌ای که تفاوت‌های عمیق‌ای بین نگاه‌های‌تان وجود دارد «ممکن» است باعث گسترش افق دیدت شود.

هم‌اینک از همه‌ی کسان‌ای که شانس ملاقات فیزیکی‌شان را دارم و در رشته‌های متفاوت از من کار می‌کنند دعوت می‌کنم به گذاشتن برنامه‌ی مشترک – مثلا نوشیدن قهوه‌ای یا … !
مهندسی‌ی شیمی، مکانیک، برق، فیزیک، ریاضی (اگر داریم؟)،‌ آمار (؟)، فلسفه (؟)، ادبیات‌ (؟) و … .

توضیح بیش‌تر: این چند روز بین عده‌ای آماردان قرار گرفته‌ام و کلی چیز جدید آموخته‌ام. آن‌چه یاد گرفته‌ام تنها نکات علمی و تکنیکی نبوده است – که بوده است – بلکه نظرگاه‌‌ تازه‌ای بوده که به مسایل پیش‌تر آشنا پیدا کرده‌ام. البته ادعا نمی‌کنم دقیقا می‌فهمم چه می‌گویند یا چرا این‌گونه فکر می‌کنند، اما می‌فهمم (یا دستِ کم حدس می‌زنم که می‌فهمم) که دغدغه‌های‌شان گاهی به کل متفاوت از دل‌مشغولی‌های من است.

نکته‌ی بامزه: شیوه‌ی برگزاری‌ی کارگاه‌های (workshop) آماردان‌ها (و شاید ریاضی‌دان‌ها؟) بسیار متفاوت است از آن‌چه در CS (یا دستِ کم در ML) می‌بینیم. به نظر می‌آید که برای ایشان کارگاه‌ها بسیار جدی‌تر باشد. و البته غیر قابل تصور هم نیست چون شیوه‌ی اصلی‌ی ارایه‌ی نتایج‌شان به صورت انتشار در مجلات است و کنفرانس‌ها ارزش زیادی گویا ندارند. به همین خاطر کارگاه‌های متمرکز روی یک موضوع خاص شیوه‌ی اصلی‌ی ارایه‌ی شفاهی‌ی نتایج می‌شود. برعکس،‌ در CS کنفرانس‌ها خیلی مهم‌اند و ارزش‌شان می‌تواند در حد چاپ مقاله در مجله باشد. در EE کنفرانس‌ها بیش‌تر نقش گزارش پیش‌رفت را بازی می‌کنند و نتایج نهایی در مجلات چاپ می‌شود. (و البته همه‌ی این‌ها برداشتِ من از شاخه‌های بسیار کوچک‌ای از هر کدام از این رشته‌ها است.)

نکته‌ی خنده‌دار: متوسط سنی‌ی آماردانان این کارگاه حدود یک و نیم تا دو برابر من است و ماکزیمم شاید حدود دو برابر و نیمِ من! در ML، متوسط سنی بسیار پایین‌تر است. در این کارگاه من به طور مطلق کوچک‌ترین فرد جمع هستم – که البته کمی ناخوش‌آیند است (وقتی بچه‌ای و جوان‌ترین فرد گروه هستی، به فرض این‌که گروه به اندازه‌ی کافی سن‌اش بالا باشد -مثلا تو ده سال‌ات است و متوسط گروه ۲۵ سال- حسابی به‌ات خوش می‌گذرد چون کانون توجه‌ها قرار می‌گیری. ولی وقتی سن‌ات از حدی بالاتر می‌رود و جوان‌ترین فرد گروه هستی، دیگر در کانون توجه‌ها نیستی بلکه به عنوان فردِ بی‌تجربه و نادان به‌ات نگاه می‌کنند به احتمال زیاد. البته در مورد جمع‌های علمی این‌گونه است وگرنه می‌توانم تصور کنم که زن‌ای ۲۵ ساله در میان جمع‌ای با متوسط ۵۰ سال به شدت مورد توجه عام قرار خواهد گرفت.)

فهرست اصطلاحات:
CS مخفف Computer Science
ML مخفف Machine Learning
EE مخفف Electrical Engineerin

Advertisements

7 نظر برای “سرِ میز شامِ دیگران

  1. همین الانِ الان (با یک پیشینه‌ی یک ساله) داشتم به این فکر می‌کردم که یک قرار هفتگی در یک کافی‌شاپ تنظیم کنم و در یک پستِ وبلاگی از آدم‌هایی که دوست دارند در آن زمان با هم باشیم دعوت کنم بیایند. منظورم البته به غیر از گپ دوستانه، چیزی شبیه این بود که هر کسی که می‌آید حرفی برای هدیه دادن به دیگران داشته باشد و نه فقط برای گذران وقت. همین که مثلن هر کس به فراخور علاقه‌مندی‌اش چیزی به جمع اضافه کند. می‌شود خواهش کنم اگر این پست را نوشتم،‌ نظر کارشناسی‌ات را بگویی. مثل همیشه با اشتیاق خواهم خواند.

  2. :)فکر نکنم فرصت یاد گیری از من را داشته باشید ولی اگر شد مداد رنگی هایتان قراموش نشود ، می خواهم از ترکیب رنگ ها شروع کنم:)…

  3. به علی: ایده‌ی خوبی است. باید کمی مشخص‌تر صحبت کرد که منظور از «حرف‌ای برای هدیه‌دادن» دقیقا چیست.

    به مهسا: (:

    به رضوانه: از حسن نیت‌تان متشکرم.

  4. خوشا به حال سران بی دغدقه و خوشا به حال ملت چرتی که همیشه چند نفری مغز به دست در سینی نقره چرت ملت را پاره میکنند .. ولی ملت بیچاره چنان چرت سنگین است که گویا جز صدای برداشتن سنگی عظیم از سکویی پر شریفات را نمیشنود یا نمیخواهد که بشنود !
    تقدیم با احساسی عمیق از درک حسن نیت لذت های خصوصیتان !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s