خستگی ناپذیری

آدم از چه چیزی هیچ‌وقت خسته نمی‌شود؟!
غذا؟ پول؟ سـکـس؟ یادگیری؟ شهرت؟ موفقیت؟ مردم‌آزاری؟ کمک به دیگران؟ چاپ مقاله؟ ورزش؟ در ساحل دراز کشیدن؟ عبادت؟ …؟!

در ضمن لطفا از «در زندگی موازنه بایست!» اجتناب کنید. می‌خواهم ببینم چه چیزی خالص‌اش خوب است.

Advertisements

35 نظر برای “خستگی ناپذیری

  1. عشق…. خالصش خیلی خیلی خوبه… هیچ چیزی هیچ وقت نمی‌تونه جایگزینش بشه… هیچ وقت هم ازش خسته نمی‌شی… هر روز بیشتر و بیشتر می‌شه….

    😦 دلم براش تنگ شده امیر مسعود…خیلییییییییییییی:((

  2. با سیما موافقم …دیده شده که جاه طلبی – پول – شهرت – عبادت – مردم آزاری… به خاطر عشق کنار گذاشته شده . اما نمیدانم عشق با چه جیزی جایگزین میشود … سالها پیش کتابی میخواندم با نام «مرغان شاخسار طرب» چند سال بعد هم فیلمش را دیدم کشیش جوانی برای ارتقا عشق آن چنانیش را ترد کرد … البته این فیلم بود و رمان ….

  3. وقتی بچه بودم از بازی خسته نمیشدم آن قدر بازی یکردم تا از حال بروم …الان وقتی چیزی را بخواهم آن قدر به در و دیوار میکوبم تا بدستش بیاورم یا بسازمش وقتی کسی جلویم را بگیرد از مبارزه کردن خسته نمیشوم .
    من به عنوان یک نمونه بشری از خودم نتیجه میگیرم که چیزی که شور زندگی را در من ایجاد می کند خستگی نمی آورد .
    مثال دیگ بخار شما ( هر چیزی که انرژی جنبشی را افزایش دهد ) – آدم از زندگی خسته نمیشود –

  4. موازنه کار آدمهای متوسط است, من یکی که تصمیم گرفته ام آدم مزخرفی باشم اما متوسط نه.
    تجربه هم می گوید سه چیزند که تا ته اش هم بروی خسته نمی شوم. کتاب خواندن, مسافرت کردن و زبان یاد گرفتن.

  5. اینكه گفتی از موازنه حرف نزنیم كار را سخت می كند. چون واقعا این موضوع مهمی است. وقتی زیاد می خوابی دوست داری بلند شوی و كمی راه بروی و فعالیت كنی. وقتی زیاد می خوری، وقتی زیاد یاد میگیری، وقتی زیاد خوشی گاهی دلت می خواد كه دیگر نخوری، دیگر یاد نگیری یا دیگر خوش نباشی.
    با این حال گمانم از دو چیز من هیچ وقت خسته نشوم. اولی اش سلامتی است و دومی اش هم پولداری. اولی را خوشبختانه دارم. اما چی بگم از دومی كه طرف من پیدا نمی شود

  6. به نظر من آدم از همه این ها خسته می شه! حتی عشق! هر چیزی که حکم دایمی بودن رو پیدا کنه و به آدم این اطمینان خاطر رو بده که همیشگی است..خیلی زود خسته اش می کنه. این طبیعت آدمیزاد است.

  7. اون عبادت رو خوب اومدی (:
    ُ
    حرکت کردن و تغییر کردن هیچوقت عادی نمیشه، منظورم دور باطل نیست بلکه حرکتی است که در ما یک تغییر اساسی ایجاد میکنه.

    سکس و پول و … چیزی رو در آدم عوض نمیکنه مثل یک دور تکراری میمونه .

    یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب
    کز هر زبان که میشنوم نامکرر است

  8. – آدم خسته می‌شود 🙂
    – بین آن‌ها كه گفتی از یادگیری كمتر «زده» می‌شوم.
    – هر كاری وقتی به مرز خستگی می‌رسد، لذت بخش است. خستگی احساس خوبی است، بی‌انگیزگی احساس بدی است.

  9. راستی نگاه کردن به چیزی که تا به حال ندیدی – رفتن به جاهایی که تا به حال نرفتی یا کمتر رفتی – لمس چیز هایی که لمس نکردی و یاد گرفتن چیز هایی که نمیدانی تجربه موضوعات فیزیکی و متا فیزیکی تا زمانی که «رمزآلودگیشان » را حفظ کنند خسته کننده نیست ! شاید تجربیدن جزو لاینفک زندگیدن و اصلی از لوازم زنده بودن باشد .

  10. من این اشتیاق ترا به خوب بودن و بهینه بودن چیزها را نمی فهمم… چرا اینقدر در زندگی به دنبال کمینه ها و بیشینه ها هستی و تابع انرژی تعریف می کنی؟ پیر میشی می بینی وقت را سر تعریف زندگی گذاشتی

  11. برای اینکه ربط کامنت ام با نوشته ات بیشتر معلوم شود اضافه می کنم: سوال می پرسی از چه چیزی به طور خالص «هیچ وقت»خسته نمی شوید. یا به عبارت دیگر چه چیزی «همیشه خوب» است. همیشه خوب بودن چیزی به معنی این است که معیار ثابتی را در نظر می گیری و نسبت به آن می سنجی. این یعنی بهینه کردن. این را کنار باقی سوال های بهینه کردن زندگی می گذارم که گاهی در ضدخاطرات هم درباره شان می نویسی.

    موضوع این است که این سوال جوابی ندارد. هرکس جوابی برای خودش می دهد بر اساس سن، محل زندگی، شرایط کار تحصیل و …. همه آنچیزی که «اکنون» احاطه اش کرده. شاید 2 ماه دیگر جواب دیگری بدهد. این سوال چه اهمیتی دارد؟ زندگی همه این هاست و چیزی «خوب»تر از دیگری نیست. فقط حالت فعلی آدم است که تعیین می کند که به چه اشتیاق دارد.

    بازهم می گویم هنوز نمی فهمم چرا اینقدر می خواهی همه چیز خوب باشد… بهترین باشد… ایده آل باشد… ماکزیمم باشد. زندگی تو بکن.

  12. 🙂 سلام
    چقدر با مزه گفتید آقای X 🙂
    من از همه چیززود خسته می شوم…مگر اینکه لابه لایش احساساتم وجود داشته باشد ، که در این صورت با تغییر احساساتم آن چیز تغییر می کند و به خاطر این ارتباط بین احساسم و آن چیز ، در قلبم فاصله نمی افتد ….:) از این جوابم خوشم آمد،خیلی صادقانه بود:p
    پ ن : تازه فکر کنم بعضی وقت ها ادای خسته شدن در می آورم!مثلا وقتی غمگین می شوم در دفتر خاطراتم همینطور تکرار می کنم که از زندگی و … خسته ام…:) شاید هم ادا نیست…احساس می کنم روحم یک عالمه بخش دارد که هم را تکذیب و تایید و خسته می کنند!
    پ ن 2: راستی ، به نظر شما یک موجود می تواند از غرایزش خسته بشود؟آخر شما غذا خوردن و … را هم به حساب آورده بودید؟مثلا پرنده ها از پرواز خسته بشوند!:)یاد شازده کوچولو و آن مردی افتادم که قرص رفع تشنگی می فروخت…
    خود شما از چه چیزی خسته نمی شوید؟شاید از سر و کله زدن با اینهمه آدم مختلف غریبه و آشنا؟:)
    :)ببخشید سرتان را گیج برم تلافی اینهمه مدت نبودنم این جور شد!:)


    سولوژن: X توسط من نوشته شده است. لطفا از نام‌ای که در این بلاگ استفاده نمی‌کنم برای اشاره به من در این بلاگ استفاده نکنید.

  13. هیچ چیز مثل خاب صبحگاهی (تا ساعت 8) نمی شه. من كه فكر نمی كنم هیچ وقت از این یكی خسته بشم. البته یه چیز دیگه هم هست. شبا ساعت 12 بری بدمینتون. البته بعدش آبجو فراموش نشه. 🙂

  14. تجربه بدمینتن ساعت 12 و آب جوش رو ندارم اما با خوواب ساعت 8 صبح کاملا موافقم .. حاضرم تمام حرفهایم را در این وب لاگ پس بگیرم ولی تمام 8 صبح های زندگیم را بخوابم 🙂

  15. فکر می کنم چیزی وجود نداره که آدم با تکرار هر چند زیادش ازش خسته نشه (اصلا فکر می کنم این از فرقهای اساسی انسان – لا اقل حیوانهای متکاملتر – با حیوانه)‌ ….
    نکتهء جالبتر/غم انگیزتر اما به نظر من اینه که تقریبا همیشه خستگی در همهء این مواردی که اسم بردی (حتی مردم آزاری)‌ قبل از اینکه واقعا ارضا بشی رخ می‌ده! که خیلی تاسف باره 🙂
    این هوس خیلی چیز عجیبیه… اینکه واقعیت همیشه از fantasy کمتره.
    البته فکر کنم این سراب گونی بیش از اینکه ایراد باشه، به نوعی تعالی دهندهء fantasy اه (البته به طرزی تراژیک/دراماتیک!)‌ : قدرت تصور چیزی که نمی تواند به فعل برسد.

  16. «آدم از چه چیزی هیچ‌وقت خسته نمی‌شود؟!» احتمالن باید از خود «آدم» بپرسی. 😉
    ولی اگر منظورت آن «آدم» نباشد، فکر کنم که سوال خوبی نیست.
    محض همین جوری، برداشت‏ام از آن چه در دنیا می‏گذرد این است که برای عموم جامعه بشری، سکس و پول است.

  17. هرچی فکر کردم دیدم از همه چیز زود ممکنه خسته بشم …. خوب بحث علمی که نیست ولی رک بگم من مثلا از دیدن این سریال lost اصلا خسته نشدم دوهفته صبح تا شب دیدم ولی بقول اون دوست عزیزمون ارضاء نشدم پس نتیجه اینه که شاید بشه زندگی را طوری تعریف کرد که بشه خسته نشد یا المانهاش را طوری کنار هم چید که آدم از اشتیاق کور بشه….. پس … امیدوار باشید که این مسئله حداقل جواب داره احتمالا 🙂

  18. لذت
    این خود خود لذت است که هرگز تکراری و خسته کننده نمی شود هر چیزی مادامب که در ما لذت ایجاد کند تکراری وخسته کننده به نظر نمی رسد مشکل از انجا ایجاد می شود که لذت از بین می رود

  19. نان! این چیزیه كه به نظر می‌رسه بیشتر آدم‌ها (در ایران حداقل) هر روز و هر روز برای سال‌های متمادی مصرف می‌كنند اما خسته نمی‌شوند!!

  20. khalese chi khoobe? adam vase zendegi ab mikhad hava /oxygen mikhad ghaza mikhad… vali age meghdaresh vasat mohem nist,chejoori mishe ghazie?
    water intoxication darim too pezeshki, oxygen 100% ham fateheye rie ro mikhoone, ghaza ham ziad bokhori khafe mishi! (hich kodoomesh shookhi nist)
    manzooret chie in vasat?!
    ps manzooram serfan mavarede concrete nabood, abstract esh ham amalan kamobish haminjoore

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s