از رنجی که می‌بریم

جوگیری‌ی از نظر اخلاقی ناپسند است، اما زندگی در حاشیه‌های دور توزیع نرمال نیز هزینه‌بر است.

توضیح بدیهی: هر وقت از اخلاق صحبت می‌کنم، منظورم اخلاقِ خودم است.
توضیح غیربدیهی: از «جوگیری»، جوِ عام‌گیری مد نظرم است: پیرو مدِ روز شدن، تبعیت از آن‌چه همه‌گان می‌انجامند.
مرتبط: چهار انحراف از معیار آن طرف‌تر

Advertisements

16 نظر برای “از رنجی که می‌بریم

  1. ferk nakonam in boode bashe
    🙂
    chejoor hazineyi?hamoon hazineyi ke adam bayad bepardaze ta bazi chiza ro bedast biare?
    ya bahaye omri ke migzare…arzeshe omr?!
    ….:)
    ya…?!
    ps:oonhame ham napasand nist,gahi vaghta javgiri baes mishe adam karaye kharegholade’ee azash sar bezane,azoon karayi ke vaghti yadeshoon miofti khandat migire,azoon khaterehayi ke be yad mimoone!albate shayadam hayajane nashi az javgiri baesesh mishe!dar morede man ziad etefagh nayoftade,shayad yekbar,vaghti bachetar boodam!:Dbaes shode karaye khatarnaki bekonam…masalan:Dbehtare nagam,jash nist:D

  2. ahan.ok.pass
    ba moondan too hade motevasete karane bala yekam movafegham:D
    baste be noe jav,yani age khosham biad!baghiasham ba saligheye khodam por mikonam…mamoolan!!
    hamin

  3. فکرکنم زندگی در حاشیه‌های دور توزیع نرمال نه تنها هزینه بره بلکه خیلی هم سخت شده الان که بخوای جوگیر نباشی و بیخیال همه چی زندگی کنی اونجوری که دوست داری.

  4. ببخشید ولی من متوجه این عبارت نشدم «حاشیه‌های دور توزیع نرمال «. آقا یه جوری بنویسید كه ما هم بفهمیم. آخه ما تا آب پاش بیشتر نخوندیم 😦

  5. سلام

    ببخشید بی ربطه به متن. فقط خواستم تشكر كنم از نظرتون كه برای سئوالم گذاشته بودید و وقتی كه صرف كردید. استاد راهنمام و عضو كمیته ام كه رشته اش اقتصاده ایده رو رد كردند چون گفتند نمیشه نوسانات قیمت تولید مسكن رو با نوسانات نرخ تورم مدل كرد و ما هم داده بیشتر نداشتیم و قرار شد این كار رو نكنیم. اما به هر حال از كمك و وقتتون ممنون.

  6. به رضوانه:‌ هر هزینه‌ای: چه عمر باشد، چه ثروت باشد، چه اعصاب!

    به آرام:‌ البته! ۹۵ درصد مخالف چنین حرفی‌اند، نه؟! کمی کم‌تر البته. در حوزه‌ی تحلیل کارهای کمی ساده‌تر است.

    به MVB: می‌گویند دنیاهایی وجود دارد که آدم‌ها کوشی‌گون پخشیده‌اند.

    به رضوانه: بالا و پایین ندارد که! هدف ارزش‌گذاری نیست.

    به ساویژه: اگر در نقطه‌ی بهینه‌ی محلی‌ای نیافتاده باشند، طبیعی است که هر چه نزدیک‌تر به متوسط باشی زندگی‌ی راحت‌تری (با تعریف متوسط‌ها!) داری. البته دقیق حرف نمی‌زنم.

    به پویا: ممنون از لینک! من «انجامیدن» را در همان معنایی به کار بردم که «انجام دادن» را به کار می‌برند. معنای این دو از نظر لغت‌نامه‌ی دهخدا یکی است – با این‌که شاید ما کمی معنای‌اش را متفاوت به کار می‌بریم (یعنی تاکید الزاما روی پایانِ کار نیست).

    به بوگی: چشم! منظورم آن رفتارها/باورها/خصلت‌هایی است که کم‌تر افراد دارایند.

    به رضوانه: عجب!

  7. بستگی به این دارد كه كدام را موفقیت آمیز تر انجام بدی هزینت پایین میاد … من كه نتوانستم در حاشیه های دور توزیع نرمال خیلی دوام بیاورم .
    وسطش هم بلد نبودم و نتونستم بمونم وزندگی كنم ؟ نمونه سوال امتحانی :‌جای من كجاست ؟؟‌

  8. ولی من فكر نمی كنم هزینه بر باشد. البته قبول دارم كه اولش كمی هزینه دارد اما بعد از مدتی منافع آن بر هزینه های اولیه اش می چربد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s