تست رویابینی

آیا راه‌ای می‌شناسید برای تشخیص این‌که در حال رویابینی هستید یا که بیدارید؟

Advertisements

30 نظر برای “تست رویابینی

  1. اگر بپذیریم که مغز هنگام رویا دیدن از منطقی که در بیداری داریم پیروی نمیکند میتوان با قرار دادن شرطی تست کرد که در رویا هستیم با بیداری . یکی از آنها همان فرو کردن دست در پریز برق میتواند باشد .
    اگر ما با خودمان شرط کنیم که اگر شک داریم در خواب هستیم یا بیداری فلان کار را انجام دهیم اگر مغز از این فرمان پیروی کرد پس حتما در بیداری هستیم اما خوب ممکن است در خواب خواب ببینیم که مغزمان از فرمانمان پیروی کرده است این با پیروی کردن مغزمان از فرمانمان فرق دارد .
    بنابر این این راه حل همیشه جواب نمیدهد .

  2. قضیهء آن فیلسوفی بود که خواب دید پروانه است ، بیدار که شد شک کرد که نکند پروانه ای باشد که خواب می بیند فیلسوف است.

  3. شاید بوسیدنش راه خوبی باشد که بدانی بیداری یا نه. اگر هم مطمئن شدی که خواب دیده ای بعدش خوشحال خواهی شد که از زمان بیشترین استفاده را برده ای.

  4. راستی آقا جریان این راه«ای» چیه؟ راه ای یا راهی؟ ارتباطی به اون جریانات بسط و گسترش زبان و ادبیات فارسی که نداره؟

  5. به سان: اگر بیدار بودم چه؟! گردن تو؟!

    به علی: همم … ممنون از هم‌دردی!!! شما ولی مطمئنا بیدارید یا این‌که من خواب‌ام که در آن صورت مهم نیست بیدارید یا خواب.

    به روجا: چند مشکل وجود دارد:

    (۱) الزاما دنیای خواب مطابق میل ما پیش نمی‌رود که هر آزمون‌ای که دل‌مان خواست انجام دهیم. مثلا شاید در دنیای خواب‌مان هیچ پریز برق‌ای وجود نداشت تا دست‌مان را توی‌اش بکنیم (البته در دنیای واقع هم سخت است دست «توی» پریز برق‌کردن).

    (۲) احتمالا منظورتان از «منطق» این است که چه کنش‌ای باعث چه واکنش‌ای می‌شود.
    استدلال مبتنی بر این‌که ببینیم نتایج آزمون درست به نظر می‌آید یا خیر دستِ‌کم یک ایراد دارد: ممکن است در رویا به نظرمان بیاید که واکنش‌ها خیلی هم طبیعی‌اند در حالی که نباشند (همان چیزی که شما گفته‌اید).

    در واقع این استدلال وابسته به این است که «رویا» تا چه حد بتواند با بیداری (اگر فرض کنیم چنان حالت‌ای وجود دارد) تفاوت کند. مثلا من در رویا خواب دیده‌ام که پرواز کرده باشم، یا خیلی چیزهای دیگر، اما مثلا تاکنون چیزی را خواب ندیده‌ام که نتوان تصورش را کرد.

    به آدمیزاد: اتفاقا معمولا رویاهای من از این لحاظ وضع‌شان بدتر از واقعیت‌اند.

    به عابر: بله! گرچه به نظرم درباره‌ی حدود شک‌گرایی شک کرد! مثلا اگر منظورمان از پروانه همان چیزی باشد که همه‌مان می‌شناسیم و دنیا هم همین دنیای فیزیکی‌ای باشد که بیش‌ترمان بر وجودش توافق داریم، قابل تصور نیست که پروانه بتواند چون انسان رویا ببیند.

    به علی: بوسیدن که؟! علی جان! دل‌ات خوش است‌ها! مگر در خواب من می‌توانم ارواح را احضار کنم برای بوسِش؟

  6. fek konam vaghti yeki oonghad roya bini dare ke nemitoone tashkhis bede….emmm….behesh migan schizophrenia!man hamishe doos dashtam age bekham ye bimarie ….azin bimari khosham miad,edvardam* in bimario dasht!:)

    *(veronika decide morrer)

  7. booosish…………..??!ey baba
    hamash too khabo booso machan in mardom!
    :D:D:Dey babaaaaaaaaaa……..
    fek konam halet bad nabashe,chera bekhay tashkhis bedi asan,hameye keifesh be hamine,tasavor kon …fek koni hamash raste…alie

  8. برای خودم راهش اینه که ببینم کجا هستم ، من فقط وقتی سرم زیر پتو ه ، و نه هیچ حالت دیگه ای ، در حال رویا بینی می تونم باشم . بقیه مواقع زندگی واقعیه که داره دهنم رو سرویس می کنه .

  9. به راحیل: از توصیه‌ات ممنون! توجه کن که ممکن است در خواب واقعا زبان‌ام را گاز بگیرم و درد حس کنم ولی هم‌چنان خواب باشم. حتی ممکن است بدون گاز گرفتن هم درد حس کنم، نمی‌شود؟

    به راحیل: «راه‌ای» یعنی «یک راه» و «راهی» یعنی چیزی که به راه نسبت داده شده است. مثلا جمله‌ی

    «در راهی اسبی راهی دیدم.»

    را در نظر بگیر. این جمله مبهم است و بدیهی نیست دو «راه‌»ای که در آن آمده به چه معنا است. حال چنان جمله‌ای را در شیوه‌ی نگارش بی‌فاصله‌نویسی -همان‌ای که من پیروش هستم- ببین:

    «در راه‌ای اسب‌ای راهی دیدم.»

    که بدون ابهام است؛ در یک راه یک اسب دیدم که راهی بوده است – راهی به معنی‌ی راه‌رو.

    این کارم ربطی به اون جریان بسط و گسترش زبان فارسی ندارد بلکه به یک جریان دیگر ربط دارد که به آن «بی‌فاصله‌نویسی» می‌گویند. بی‌فاصله‌نویسی شیوه‌ی نگارش‌ای است که سال‌های پیش توسط بعضی از نویسندگان از جمله احمد شاملو و ایرج کابلی و داریوش آشوری پیش‌نهاد شده بود و من نیز از ابتدای وبلاگ‌نویسی‌ام (و البته پیش‌تر) به نسخه‌ای از آن وفادار بوده‌ام. پس از این لحاظ چیز جدیدی نیست. حتی خیلی از وبلاگ‌های دیگر نیز امروزه چنین می‌نویسند.

    اگر می‌خواهی بیش‌تر بدانی به نوشته‌ی زیر نگاه‌ای بیانداز.
    http://weblog.sologen.net/?p=1314

  10. Watch a movie called «waking life» . If you’ve seen it already, watch it again, with new eyes. In that movie this guy suggests, have a digital clock where you sleep, if you’re in the dream life, there will either be no clock or the digits will be messed up and then you know. But of course it takes you a while in dream life to realize the clock is missing and that’s where you’re in danger of «losing it» . happened to me a bunch of times and it totally freaks me out. that’s the price you pay for having a waking life I guess

  11. به رضوانه: در تشخیص پزشکی‌تان بد بیراه رفته‌اید!

    به سارا: آیا وقتی داری رویا می‌بینی هم می‌توانی بفهمی سرت زیر پتو هست؟

    به شیخ: بله!

    به مازیار: اگر خواب بودم، بیدار می‌شوم، اگر بیدار بودم می‌روم می‌گیرم می‌خوابم!

    به noni: به شرطی که بتوان در رویا ساعت دیجیتال پیدا کرد. شما در رویاهای‌تان هر کاری بخواهید می‌توانید بکنید؟

    به سهند: ارادت از بنده است! دماغ‌تان چاق است انشالله؟!
    یاشار هم استاد همه‌ی کارهاست! باید بپرسم ببینم این مشکل را چطوری حل می‌کند.

  12. قضیه یه پروانه هه منو یاد این شعر Silverstein انداخت:

    I asked the zebra,
    Are you black with white strips?
    Or white with black strips?
    And the zebra asked me,
    Are you good with bad habits?
    Or are you bad with good habits?
    Are you noisy with quiet times?
    Or are you quiet with noisy times?
    Are you happy with sad days?
    Or are you sad with happy days?
    Are you neat with some sloppy ways?
    Or are you sloppy with some neat ways?
    And on and on and on and on
    And on and on he went.
    I’ll never ask a zebra
    About stripes
    Again

  13. به نینا: ایده‌ی خوبی است باز به شرطی که بتوان در خواب فعالانه رفتار کرد. در واقع سوال این است: آیا در خواب اختیار داریم یا این‌که تنها توهم‌ای از اختیار داریم؟ (البته چنین سوال‌ای را در بیداری هم می‌توان پرسید.)

    به بوگی: از نزدیک؟!

    به مازیار: با خیال راحت دوباره می‌خوابم! (;

  14. باید تا آخرش صبر کنی،
    اگه آخرش بیدار شدی ، یعنی اولش خواب بودی
    اگه آخرش بیدار نشدی ، یعنی از اولش بیدار بودی
    حالا از کجا بفهمیم آخرش کجاشه؟! منم نمی دونم !

  15. یکی از راه هایی که می توانید بفهمید که خواب هستید یا بیدار این است که با دست جلوی بینی و دهان خود را بگیرید اگر توانستید یه راحتی نفس بکشید این به این معنی است که شما خواب هستید.

  16. این قضیه ی ساعت دیجیتال رو من هم امتحان کردم.. یه فرق دیگه ی خواب و بیداری اینه که توی خواب نور محیط یه مقدار ثابته و کم و زیاد نمیشه. اگه خودتو عادت بدی که هر چند ساعت چراغ رو روشن و خاموش کنی و این قضیه رو چک کنی، یه بار که داری اینکارو انجام میدی یهو متوجه میشی که الان بیدار نیستی و این خیلی ترسناکه!!

  17. اصلا مهم نیست بدونی که خوابی یا بیداری
    شمام که مهندسی و دست به فرضت خوبه،اگه everythinget ok بود فرضو بذار رو بیداری و اصطلاحا حالش رو ببر اگرم که زمونه بات سر ناسازگاری داشت بذار به حساب خواب بودنت. به خودت بگو این یه خوابه و بیدار میشی!
    تهشم اگه یه ادم مرض دار اومدو بت یه چیزایی راجع به اینکه کدومشون reale و کدومشون dream اساسا بهش توجهی نکن،چون ممکنه اون آدم مرض دار در خواب خودش باشه!
    بعدشم داداش من این دو روز دنیا تازه اگه خواب نباشه که ارزش این حرفا رو نداره؟!هم خودتو پیچوندی هم این همه ملتو:دی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s