فارسی زبان‌ای عقیم؟

دکتر باطنی را می‌شناسید؟ مقاله‌ی «فارسی زبان عقیم»‌اش را خوانده‌اید؟

محمدرضا باطنی در این مقاله ادعا می‌کند که زبان فارسی زایا نیست. منظورش از زایا این است که بتوان کلمات جدید از ریشه‌ی فعل به دست آورد. او می‌گوید که در زبان فارسی تنها فعل‌های ساده زایا هستند ولی مشکل این است که ما دیگر در زبان فارسی فعل ساده ایجاد نمی‌کنیم و مجموعه‌ی فعل‌های ساده‌ای نیز که در حال حاضر به کار می‌روند بسیار محدود است. امروزه ما به جای فعل‌های ساده از فعل‌های مرکب استفاده می‌کنیم که زایا نیستند. مثلا همین «استفاده می‌کنیم» زایا نیست: یعنی نمی‌توان مثلا صفت فاعلی، مفعولی و غیره از از آن بیرون کشید.

حالا می‌پرسید زایابودن زبان به چه درد می‌خورد؟ کارش این است که اجازه می‌دهد دامنه‌ی کلمه‌های ممکن‌ای که در زبان فارسی به کار می‌بریم بیش‌تر شود. اهمیت این موضوع از نظر او در کاربردهای علمی و تخصصی است که ما خیلی راحت دچار کم‌بود کلمه‌ی تازه می‌شویم در حالی که در زبان‌ای چون انگلیسی به سادگی می‌توان با افزودن پس‌وند یا پیش‌وندی آن کلمه را در معنای تازه و مرتبطی به کار برد (مثلا form، forming، formable، formalizing و formation را بنگرید).

پیش‌نهادش چیست؟ ایجاد فعل‌های ساده‌ی جدید با ساخت مصدر جعلی (یا «مصدر تبدیلی» به قول او). مصدر جعلی هم همان است که «یون» را تبدیل به «یونیدن» می‌کند و پس از آن ترکیب‌های «یونش»، «یونیده»، «یونیدگی» و … را ایجاد می‌کند (مثال‌ها از مقاله‌ی اصلی هستند).

او می‌گوید ما می‌توانیم ماده‌ی فعل را از هر زبان‌ای بگیریم (عربی، انگلیسی یا هر چیزی) و بعد مطابق با ساخت‌های زبان فارسی آن را در کاربردهای مختلف به شکل‌های مربوط درآوریم.

خب، این خلاصه‌ای بود ازمقاله. نظرتان چیست؟ این موضوع دغدغه‌ای شده است برای‌ام. آیا ایده‌اش عملی است؟ آیا نقدی بر آن وارد نیست؟

فارسی زبان عقیم

***

چون گویا بی.بی.سی. در ایران فیـلتر است، کلِ مقاله را در زیر می‌آورم.
با بی.بی.سی. تماس گرفته‌ام و پرسیده‌ام که آیا کپی‌ی مقاله مجاز است یا خیر، اما هنوز جواب‌ام را نداده‌اند. به نظرم کارم مشکل‌ای ندارد و مهم‌تر از همه بی.بی.سی. در این وسط بعید است کاره‌ای باشد. به هر حال مقاله اولین بار که در بی.بی.سی. منتشر نشده بود و حالا هم بس غریب است که فرض کنیم بی.بی.سی. امتیاز نشرش را از دکتر باطنی گرفته است. به دکتر باطنی هم دست‌رسی ندارم، پس فعلا کپی می‌کنم به نیت خیر! اگر کس‌ای معترض بود لطفا بگوید.

***

فارسی زبانی عقیم

محمد رضا باطنی

دربارهً زیبایی، شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟

یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد ( از جنبهً ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعهً آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند.

از نظر زبانشناختی، زایایی واژگانی به مبحث اشتقاق یا واژه سازی مربوط می شود ( ازاین پس» زایایی» به کار می بریم به جای زایایی واژگانی ). اشتقاق یعنی اینکه ما بتوانیم از اسم یا صفت فعل بسازیم. از فعل اسم یا صفت بسازیم و مانند آن. با اندکی تسامح می توان گفت اشتقاق یعنی گذر از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر. بنابراین، اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم، باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر رفت. از میان تغییرات اشتقاقی گوناگون، آنکه از همه مهم تر است گذر از مقولهً اسم یا صفت به مقولهً فعل است، یا به بیان ساده تر، ساختن فعل از اسم و صفت است. دلیل این امر آن است که فعل خود از زایایی زیادی برخوردار است و می توان از آن مشتق های دیگری به دست آورد. مثلا» در زبان انگلیسی از ion » یون» که اسمی است از اصطلاحات فیزیک و شیمی فعل می سازند و سپس از آن مشتق های دیگر به ترتیب زیر به دست می آورند:
ion ionizable
ionize ionizability
ionized ionization
ionizing ionizer

و سپس از راه ترکیب این مشتق ها با واژه های دیگر اصطلاحات جدیدی می سازند:
ionization chamber
ionization energy
ionization potential
ionization track
ionizing radiation
ionized gas
به طوری که می بینیم، پس از اینکه ion با استفاده از پسوند ize به فعل تبدیل شد می تواند منشاء هفت مشتق یا واژهً جدید باشد که خود می توانند با واژه های دیگر ترکیب شوند و شش اصطلاح جدید بسازند که جمعا ۱۳ واژه و ترکیب می شود، واین به هیچ وجه پایان زایایی فعل ionize نیست.
اما ببینیم در زبان فارسی وضع چگونه است:

۱.در فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد.

۲.در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی نمی توان به طور عادی از اسم یا صفت فعل ساخت.

۳.شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند و از گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است.
۴.از این شمار اندک نیز بسیاری در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد.

۵.از «مصدرهای جعلی» فارسی، چه آنها که از اسم های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از واژه های عربی ساخته شده اند، مشتق به دست نمی آید. به بیان دیگر، مصدرهای جعلی زایایی ندارند.

۶.نتیجه: زبان فارسی، در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی برای واژه سازی علمی از زایایی لازم برخوردار نیست و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.

ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نکاتی را که فهرست وار در بالا برشمردیم با شواهد کافی همراه کنیم و در پایان نیز توصیه هایی را که مفید به نظر می رسند ارائه دهیم.

۱- گفتیم در فارسی فقط فعل های ساده هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد. اثبات این امر بسیار ساده است. به عنوان مثال فعل » نمودن » را در نظر بگیرید. ما از این فعل مشتق های زیادی به دست می آوریم: نمود، نمودار، نموده، نمونه، نما، نمایان، نمایش، نماینده ( و مشتق های دیگری نظیر: نماد، نمادین، نمادگری، نمایه، که به تازگی ساخته و رایج شده اند و نیز مشتق های درجه دومی نظیر: نمایندگی، نمایشگاه، نمایشنامه، نمایشی، که با افزودن پسوندی به مشتق های درجهً اول ساخته شده اند. ) با این همه » نمودن » به معنایی که سعدی در این شعر به کار برده است:

دیدار می نمایی و پرهیز می کنی
بازار خویش و آتش ما تیز می کنی

در گفتار و نوشتار امروزه بسیار کم به کار می رود تاجایی که می توان گفت این فعل از بین رفته یا در شرف از بین رفتن است. در زبان فارسی متداول فعل مرکب » نشان دادن » جانشین معنی متعدی آن شده و فعل های مرکب » به نظر آمدن » و » به نظر رسیدن » نیز جانشین معنی لازم آن شده اند. ولی این فعل های مرکب عقیم هستند و هیچ مشتقی از آنها به دست نمی آید. به بیان دیگر، اگر ما فعل سادهً «نمودن» را از اول نداشتیم و از همان آغاز این فعل های مرکب به جای آن به کار رفته بودند، امروزه هیچ یک از مشتق هایی که در بالا برشمردیم در فارسی وجود نداشت ( ۱ ).

به عنوان مثال دیگر می توان «فریفتن» و «فریب دادن» را مقایسه کرد. از «فریفتن» که مصدری ساده یا بسیط است می توان مشتق هایی به دست آورد: فریفته، فریفتگی، فریب، فریبا، فریبایی، فریینده، فریبندگی. ولی از «فریب دادن» که مصدری مرکب است مشتقی به دست نمی آید.

«فریفتن» در گذشته به صورت لازم و متعدی هر دو به کار می رفته است. ولی امروزه معنی لازم خود را بکلی از دست داده است و در معنی متعدی نیز کاربرد زیادی ندارد. بسامد یا فراوانی کاربرد » فریب دادن» از » فریفتن» بسیار بیشتر است، و اگر روند تبدیل فعل های ساده به مرکب همچنان ادامه یابد در آینده جانشین بلامنازع » فریفتن » خواهد شد.

۲- در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی به طور عادی نمی توان از اسم یا صفت فعل ساخت. زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و برای مفاهیم تازه نیز از همین الگو استفاده می کند. ذکر چند مثال موضوع را روشن خواهد ساخت. در انگلیسی از television فعل televise و در فرانسه فعلteleviser را ساخته اند.

درعربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفز، یتلفز. اما ما در فارسی می گوییم » از تلویزیون پخش کرد». در انگلیسی واژهً telephone را به صورت فعل هم به کار می برند. در فرانسه نیز از آن فعل telephoner را ساخته اند. در عربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفن، یتلفن. اما ما در فارسی از فعل مرکب » تلفن کردن » استفاده می کنیم. در انگلیسی از واژهً philosophy » فلسفه» فعل Philosophize و در فرانسه از philosophie فعلphilosopher را ساخته اند.

در عربی هم از فلسفه فعل می سازند و می گویند تفلسف، یتفلسف. اما ما در فارسی اگر مورد قبول واقع شود، می گوییم » فلسفه پرداختن» یا «به فلسفه پرداختن».

وقتی دکتر محمود هومن مصدر » فلسفیدن» را ساخت و در نوشته های فلسفی خود به کار برد، مورد پسند قرار نگرفت و آن را » دور از ذوق سلیم» دانستند. در انگلیسی از صفت polar فعل polarize و در فرانسه از صفت polaire فعل Polarizer را ساخته اند. در عربی نیز از قطب فعل می سازند و می گویند استقطب، یستقطب. ولی ما ترجیح می دهیم بگوییم » قطبی کردن» و مصدر » قطبیدن» را جعلی و مشتقات آن را «جعلیات» می دانیم. در انگلیسی از iodine «ید» فعل iodize و در فرانسه از iode فعل ioder را ساخته اند. در عربی نیز از آن فعل می سازند و می گویند یود، ییود. ولی ما در فارسی ترجیح می دهیم بگوییم «با ید معالجه کردن» یا «ید زدن به».

مثال های فوق کافی است که نشان دهد زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و فعل بسیط جدید نمی سازد. از فعل هایی که در انگلیسی و فرانسه و عربی ساخته می شوند، ‌ونمونه های آنها در بالا ذکر شدند، به راحتی می توان مشتق های جدیدی به دست آورد، همان گونه که دربارهً مشتق های ionize در بالا مشاهده کردیم. ولی ما در فارسی به راحتی نمی توانیم از «عبارت های فعلی» خود مشتق های جدید بسازیم ( به طوری که از مثال ها نیز فهمیده می شود، در اینجا منظور ما از فعل مرکب، فعل های پیشوند دار نیست).

۳- شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند واز گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است. آقای دکتر خانلری در کتاب تاریخ زبان فارسی فهرست افعال ساده را «اعم از آنچه در متن ها مکرر آمده است و آنچه در زبان محاورهً امروز به کار می رود » (۲ ) به دست داده است.

در این فهرست فقط ۲۷۷ فعل وجود دارد. اما یک نگاه گذرا به فهرست مزبور نشان می دهد که تعداد زیادی از افعال درج شده نه در گفتار امروز به کار می روند و نه در نوشتار. فعل هایی از این قبیل: غارتیدن، آهیختن، اوباشتن، بسودن، چمیدن، خستن، خلیدن، سپوختن، زاریدن، سگالیدن، شکفتن، گساردن، کفیدن، طوفیدن، مولیدن، گرازیدن، موییدن، خوفیدن، و تعداد کثیری دیگر.

در واقع تعداد فعل های سادهً فارسی که فعال هستند، یعنی در گفتار و نوشتار به کار می روند، از رقم ۲۷۷ بسیار کمتر است. در سه بررسی جداگانه که سه دانشجوی رشتهً زبانشناسی ( ۳ ) در دورهً تحصیل شان در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران انجام داده اند و فعل های ساده را از متن گفتار و نوشتار روزمره استخراج کرده اند، بالاترین رقم ۱۱۵ بوده است.

با افزودن فعل هایی که بسامد آن ها کمتر است، ولی هنوز در نوشتا ر به کار می روند این رقم بین ۱۵۰ و ۲۰۰ قرار می گیرد؛ یعنی در زبان فارسی حد اکثر ۲۰۰ فعل سادهً فعال وجود دارد که از آنها می توان مشتق به دست آورد!

دکتر خانلری پس از ذکر شمار اندک فعل های سادهً فارسی، در پانوشت صفحه ۲۵۸ همان اثر می نویسد: «مقایسه شود با شمارهً فعل ها در زبان فرانسوی که به ۴۱۶۰ تخمین شده است.»

در زبان انگلیسی که گذر از مقولهً اسم به فعل بسیار آسان است و بسیار فراوان نیز رخ می دهد،‌ تعداد فعل های ساده و زایا بسیار بیشتر است. من با مراجعه به فرهنگ انگلیسی Random House توانستم در بین واژه هایی که با پیشوند tele ساخته شده اند و فقط ۵/۱ صفحه از ۲۲۱۴ صفحهً این فرهنگ را تشکیل می دهند، ۱۶ فعل ساده پیدا کنم که همه دارای مشتقات خاص خود هستند.

اگر این نمونه برداری «مشتی نمونهً خروار» باشد، ‌در این صورت می توان گفت در فرهنگ مزبور در حدود ۲۳۰۰۰ فعل ساده وجود دارد (۴).

اینکه فعل های ساده در فارسی کم اند و به تدریج جای خود را به فعل های مرکب می دهند توجه دیگران را نیز جلب کرده است.

محمد رضا عادل در مقاله ای با عنوان «فعل در زبان فارسی» در شمارهً بهار و تابستان ۱۳۶۷ رشد: آموزش ادب فارسی، چنین می نویسند: «همان گونه که گفته شد، افعال ساده روز به روز روی به کاهش دارد و استعمال افعال مرکب فزونی می یابد. این امر تا بدان پایه است که گاه در چند جملهً متوالی نشانی از فعل ساده نیست…» و نمونه هایی نیز در تایید گفته خود ارائه می کنند.

یک نمونه برداری از فعل های مرکب، فراوانی کاربرد آنها را در زبان فارسی نشان می دهد. در این پژوهش تقریبا سه هزار فعل مرکب به دست آمده است که از این تعداد، ۱۰۵۶ فعل آن با » کردن » ساخته شده اند مانند: آزمایش کردن، گود کردن، نامزد کردن و غیره ( ۵ ).

۴- از این شمار اندک فعل های فارسی که به ما رسیده اند نیز بسیاری در حال از بین رفتن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد ( ۶ ). قبلا گفتیم که فعل » نمودن » در حالت متعدی جای خود را به » نشان دادن » و در حالت لازم به » به نظر آمدن » و » به نظر رسیدن » داده است، که همه فعل های مرکب عقیم هستند. نیز گفتیم که در برابر فعل سادهً » فریفتن «فعل مرکب» فریب دادن » و » گول زدن » قرار دارند که کاربرد آنها بسیار بیشتر از » فریفتن » است و احتمال دارد در آینده این فعل ساده را بکلی از میدان به در کنند و جانشین آن گردند. در اینجا به چند نمونهً دیگر اشاره می کنیم.

فعل «شایستن» امروز بکلی از بین رفته و جای خود را به «شایسته بودن» داده است. مشتق های » شایسته «، » شایستگی «، » شایان » و » شاید» بازماندهً روزگار زایایی این فعل هستند.

فعل » بایستن » بکلی از بین رفته و جای خود را به فعل های مرکب » لازم بودن»، » واجب بودن » و نظایر آن داده است. » باید » ( و صورت های دیگر آن مانند » بایستی » و غیره ) و » بایسته » تنها بازماندگان این فعل هستند. فعل » خشکیدن » و متعدی آن » خشکاندن » بسیار کم و در بعضی از لهجه ها به کار می روند، و فعل های مرکب » خشک شدن » و » خشک کردن‌» جانشین آنها شده اند.

واژه های » خشک » ، » خشکه » و » خشکی » مشتق های بازماندهً این فعل هستند. فعل » گریستن » بسیار کم به کار می رود و جای خود را به » گریه کردن » داده است، و صورت متعدی آن » گریاندن » نیز جایش را به » به گریه انداختن» واگذار کرده است. واژه های » گریان » و » گریه » تنها مشتق های بازمانده از فعل » گریستن » هستند.

» آمیختن » تقریبا از استعمال افتاده است. معنی لازم آن بکلی از بین رفته و در معنی متعدی هم جای خود را به » مخلوط کردن » یا » قاتی کردن » داده است. واژه های » آمیزش » و » آمیزه » تنها مشتق هایی هستند که از این فعل باقی مانده اند. فعل » نگریستن » از استعمال افتاده و جای خود را به » نگاه کردن » و » مشاهده کردن » داده است.

صورت های » نگران «، » نگرانی » و » نگرش » مشتقات رایج این فعل هستند که باقی مانده اند. » شتافتن » دیگر به کار نمی رود و جای خود را به » عجله کردن»، » شتاب کردن»، » با شتاب رفتن » و مانند آن داده است، ‌و «شتاب» و » شتابان » مشتق های بازماندهً آن هستند.

البته در زبان پهلوی نیز فعل های مرکب وجود داشته است، مانند «نیگاه کردن»، «ایاد کردن» به معنی «به یاد آوردن»، «به خاطر آوردن» ولی تعداد این فعل های مرکب بسیار کم و ناچیز بوده است( ۷ ).

کاربرد فعل های ترکیبی در فارسی کهن رایج شده و با گذشت زمان شتاب بیشتری گرفته است. آقای دکتر علی اشرف صادقی می نویسند: «این گرایش در دوره های بعد بسیار زیادتر شده… » و نیز » به نظر می رسد که زبان فارسی هنوز در مسیر این تحول پیش می رود. شاید امروز دیگرنتوان افعال مختوم به » ئیدن » را با قاعده شمرد، چه دیگر هیچ فعل جدیدی به این صورت ساخته نمی شود. برعکس، ساختن افعال گروهی با » کردن»، «زدن» و جز آن بسیار شایع است: تلفن کردن ( زدن )، تلگراف کردن ( زدن )، پست کردن و غیره. » ( ۸ ).

آقای دکتر خانلری در اثر یاد شده در صفحه ۳۳۱ می نویسند: «از قرن هفتم به بعد پیشوندهای فعل به تدریج از رواج افتاده و فعل مرکب جای آنها را گرفته است.» و نیز در صفحه ۳۳۲ » فعل مرکب در فارسی امروز جای بسیاری از فعل های ساده و پیشوندی را گرفته است.

شمارهً بسیاری از فعل های ساده در فارسی جاری امروز بکلی متروک است و به جای آنها فعل مرکب به کار می رود… «. دکتر خانلری سپس فهرست ۵۲ فعل سادهً آشنا را که بکلی متروک شده اند به دست می دهد.

گرایش به ساختن فعل های مرکب آنقدر زیاد است که در برابر مصدرهایی که از اسم یا صفت ساخته شده اند و به آنها » مصدر جعلی» می گویند نیز اغلب فعل مرکبی وجود دارد مانند » جنگ کردن » در برابر » جنگیدن»، «خم کردن» یا «خم شدن» در برابر «خمیدن»، » ترش شدن» در برابر «ترشیدن» و غیره.

امروز صورت مرکب این فعل ها کاربردی بسیار بیشتر از صورت بسیط آنها دارد، به طوری که می توان گفت صورت بسیط آنها تقریبا از استعمال افتاده است.

دربارهً علت این گرایش یعنی ساختن فعل مرکب، با قطعیت نمی توان چیزی گفت. ولی احتمال می رود که از لحاظ تاریخی ساختن فعل از واژه های قرضی عربی، مانند رحم کردن، بیان کردن و غیره، اگر نه تنها علت، لااقل یکی از علل عمدهً آن بوده باشد. ظاهرا ساختن فعل مرکب از واژه های دخیل عربی به تدریج گسترش یافته و به واژه های فارسی نیز سرایت کرده تا جایی که تنها الگوی ساختن فعل در فارسی شده است ( ۹ ).

۵- چنان که قبلا گفته شد، در زبان فارسی امروز گذر از مقولهً اسم و صفت به فعل معمول نیست، یعنی نمی توان از اسم و صفت فعل بسیط ساخت. به رغم اینکه بعضی از فعل هایی که از این راه ساخته شده اند قرن هاست در فارسی رایج هستند و بزرگان ادب فارسی نیز آنها را به کار برده اند، مانند » دزدیدن «، » طلبیدن «، با این همه بسیاری از ادبا و دستور نویسان آنها را » مصدر جعلی » می نامند ، که خود نشانهً اکراه و ناخشنودی آنها از این نوع افعال است ( ما برای اجتناب از کاربرد این اصطلاح، فعل هایی از این دست را » فعل تبدیلی » می نامیم و منظورمان این است که اسم یا صفتی به فعل تبدیل شده است.).

مادهً فعل تبدیلی می تواند اسم یا صفت فارسی باشد، مانند » بوسیدن» و «لنگیدن» و نیز می تواند از اصل عربی باشد، مانند » بلعیدن». ساختن فعل های تبدیلی در گذشته بیشتر معمول بوده و با ذوق فارسی زبانان سازگاری بیشتری داشته است، به طوری که شمار زیادی از آنها را در آثار قدما می بینیم که فعلا از استعمال افتاده اند. مثلا » تندیدن»، » خروشیدن » ( ۱۰ ) و بسیاری دیگر:

بتندید با من که عقلت کجاست
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
بوستان سعدی

ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید
بتندید و بجوشید و بکالید
بلبل نامهً عطار

خروشید گرسیوز آنگه بدرد
که ای خویش نشناس و ناپاک مرد
فردوسی

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ

ولی نباید تصور کرد که فارسی زبانان امروز اصلا فعل تبدیلی نمی سازند. چیزی که هست اکثر این فعل ها عامیانه هستند و کمتر به گفتار رسمی و از آن کمتر به نوشتار راه می یابند.

اینها نمونه ای از آن فعل ها هستند: سلفیدن، توپیدن، تیغیدن، پلکیدن، پکیدن، شوتیدن، ماسیدن، چاییدن، تمرگیدن، شلیدن، کپیدن، سکیدن ( به معنی نگاه کردن)، چپیدن، چپاندن، لنباندن، لمیدن، لولیدن، سریدن، چلاندن، قاپیدن، لاسیدن، و بسیاری دیگر.

آنچه برای بحث ما مهم است این است که از فعل های تبدیلی، چه آنها که از واژه های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از اصل عربی هستند، مشتق به دست نمی آید. این فعل ها، با آنکه ساده هستند، زایایی ندارند و جز معدودی که از آنها به اصطلاح «اسم مصدر شینی» ساخته شده است ( مانند: چرخش، غرش، رنجش ) بقیه مشتقی ندارند یا به ندرت مشتقی از آنها رایج شده است.
به بیان دیگر، فعل های تبدیلی نیز مانند فعل های مرکب عقیم هستند.

۶- نتیجه: تصویری که از زبان فارسی اکنون می توان به دست داد چنین است: درزبان فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که می توانند زایایی داشته باشند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد؛ تعداد این فعل ها در زبان فارسی به طور شگفت آوری کم است؛ از این شمار اندک نیز عده ای در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند؛ در زبان فارسی دیگر به طور عادی فعل سادهً جدید ساخته نمی شود، بلکه گرایش به ساختن فعل های مرکب است؛ فعل های مرکب و نیز فعل های تبدیلی هیچ کدام زایایی ندارند، یعنی نمی توان از آنها مشتقات فعل ساده را به دست آورد. زبان فارسی در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی این زبان برای واژه سازی علمی زایایی لازم را ندارد و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای رفع کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.

***

با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها ما این توانایی را از قوه به فعل نمی آوریم. ولی‌ پیش از آنکه در این بحث وارد شویم، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.

الف واژه های علمی برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی شوند، بلکه برای جمعی کارشناس و اهل فن و دانشجویانی که در رشتهً خاصی تحصیل می کنند، ساخته می شوند. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که واژه های تازه را همه بفهمند و احتمالا خوششان هم بیاید، انتظار بی‌جایی است. شما یقین داشته باشید معنی ionize و دیگر مشتقات آن را که در آغاز این مقاله برشمردیم جز گروهی اهل فن، انگلیسی زبانهای معمولی نمی دانند و شاید هم هیچگاه نشنیده باشند.

ب برنامه ریزی زبانی ( language planning ) از کارهایی است که بسیاری از کشورها به آن دست می زنند. در برنامه ریزی زبانی آگاهانه در مسیر زبان دخالت می کنند؛ بعضی روندها را تند و بعضی دیگر را کند می کنند تا برآیند آن متناسب با نیاز جامعه باشد. برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید باید اضافه کرد که این دخالت ها از آن گونه نیست که مثلا مردم نباید بگویند «حمام گرفتن» بلکه باید بگویند «به حمام رفتن» و مانند آن، بلکه مسائلی درحیطهً برنامه ریزی زبانی قرار می گیرند که به خط مشی کلی زبان مربوط شوند: مثلا دادن پاسخ به این سوال که آیا در واژه سازی علمی باید فقط از عناصرزندهً زبان استفاده کرد یا می توان ریشه ها و پیشوندها و پسوندهای مرده را نیز احیا کرد و به کار گرقت؟ یا اینکه آیا می توان از عناصر قرضی در زبان فعل ساخت و مثلا گفت «تلویزیدن» ؟ و «تلویزیده» ؟ و مانند آن.

پ نکتهً مهم دیگر این است که مشکل واژه های علمی را باید یکجا و به طور خانواده ای حل کرد. مثلا اگر قرار باشد برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردیم و در انگلیسی همه از ion ساخته شده اند برابرهایی ساخته شوند باید شیوه ای به کار گرفت که نه تنها جوابگوی آن ۱۳ اصطلاح باشد، بلکه اگر به تعداد آنها افزوده شد نیز همچنان کارساز باشد.

با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد اکنون راه هایی را که برای واژه سازی‌علمی مفید به نظر می رسند به بحث می گذاریم. در واقع آنچه من می‌خواهم بگویم حرف تازه ای نیست؛ دیگران قبلا آنها را گفته و حتا عمل کرده اند. منظور من توجیه درستی راهی است که آنها رفته اند و بر طرف کردن سوء تفاهماتی که از این رهگذر در ذهن بعضی از افراد به وجود آمده است.

۱- مهم ترین راه و بارورترین روش برای ساختن واژه های علمی، ساختن مصدر تبدیلی یا به اصطلاح «مصدر جعلی» است. در فارسی نیز مانند انگلیسی، فرانسه، عربی و بسیاری از زبانهای دیگر باید از اسم یا صفت فعل بسازیم تا بتوانیم مشتقات لازم را از آن به دست بیاوریم و گره کار خود را بگشاییم.

تنها با ساختن فعل است که می توان مشکل واژه های علمی را به طور گروهی حل کرد. مثلا اگر از «یون» با پسوند فعل ساز » یدن » فعل «یونیدن»ساخته شود، می توان تمام برابرهای لازم را برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردم به دست آورد: یونیدن، یونیده، یوننده، یونش، یونیدگی، یونش پذیر، یونش پذیری، اتاقک یونش، انرژی یونش، پتانسیل یونش، ردِ یونش، گاز یونیده، تابش یوننده، ونیز بسیاری دیگر که ممکن است بعدا مورد نیاز باشند.

چنان که پیش تر گفته شد، این حرف تازه ای نیست: آقای دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی ( ۱۱ )همین پیشنهاد را می کنند، منتها ایشان معتقدند که مادهً فعل نیز باید از اصل فارسی باشد. پیش تر به دکتر محمود هومن و گرایش او به ساختن فعل های تبدیلی نیز اشاره کردیم. ولی نخستین کسی که به این فکر جامهً عمل پوشانید دکتر غلامحسین مصاحب بود که در دایرة المعارف فارسی افعالی مانند » قطبیدن «، «اکسیدن»، «برقیدن»، «یونیدن» را به کار برد والحق که به کار درستی دست زد.

امروز نیزگروه های واژه سازی در مرکز نشر دانشگاهی از همین خط مشی پیروی می کنند. در اینجا برای رفع سوء تفاهم بد نیست چند نکته را توضیح بدهیم.

الف من معتقد به «فارسی سره» که در آن هیچ واژهً عربی یا فرنگی نباشد، نیستم زیرا آن را غیر عملی می دانم. تلاش برای یافتن برابری فارسی برای «یون» کاری است عبث. ولی معتقد نیستم که «یونیزاسیون» و » یونیزه » و دیگر مشتقات آن باید در فارسی به کار روند.

زیرا زبان فارسی توانایی ساختن این مشتقات را دارد. از سوی دیگر، من معتقد به طرد واژه های متداول عربی در فارسی نیستم. بعضی از این واژه ها قرن هاست که در فارسی به کار رفته اند و امروز جزو واژگان زبان فارسی هستند، همان طور که تعداد کثیری از واژه های فارسی به صورت معرب در عربی به کار می روند و امروز جزء لاینفک زبان عربی هستند. «در مورد تاثیر زبان فارسی بر عربی از خود قرآن کریم سخن آغاز می کنیم. می بینیم کلمات فارسی فراوانی در این کتاب آسمانی آمده و باز می بینیم که برخلاف خوی ملی گرایی و تعصب عربها یا ایرانیان یا هرنژاد دیگری که می گویند باید زبان را از واژه های بیگانه پیراسته کرد، این کتاب آسمانی از کلمات غیر عربی و از جمله فارسی‌استفاده کرده است.» ( ۱۲ )

بنابراین وقتی صحبت از واژه سازی می شود نباید این توهم به وجود آید که منظور عربی زدایی است.

ب بعضی از ادبای ما وقتی رواج واژه هایی نظیر «قطبیدن» را ( که در برابر polarize به کار رفته ) و یا » قطبش» و نظایر آن را می بینند دچار تشویش می شوند که «این جعلیات زبان شیرین فارسی را خراب می کنند، به گنجینهً پر ارزش ادب فارسی لطمه می زنند، رابطهً ما را با بزرگان ادب فارسی چون حافظ و سعدی قطع می کنند، در آثار قدما کی چنین چیزهایی آمده است؟ » و نگرانی‌ های دیگری از همین دست.

در پاسخ این بزرگواران باید گفت: اولا » قطبیدن» از نظر ساخت هیچ فرقی با » طلبیدن» ندارد که عنصری و ناصرخسرو و خیام و سعدی و مولوی و حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی آن را به کار برده اند ( نگاه کنید به مدخل «طلبیدن» در لغت نامهً دهخدا). ثانیا واژه هایی مانند polarize ، iodize ، ionize و نظایر آن نیز در آثار بزرگان ادب انگلیسی مانند شکسپیر و میلتون و بایرون و جز آن دیده نمی شوند. ولی ساخته شدن این مصدرها در زبان انگلیسی و دهها مشتقی که از آنها به دست می آید هیچ زیانی به گنجینهً ادب زبان انگلیسی وارد نکرده است.

امروز شور و شوق برای خواندن آثار شکسپیر شاید بیش از روزگاری باشد که این واژه ها ساخته نشده بودند. در واقع این دو قضیه هیچ ارتباطی با هم ندارند. ثالثا چنان که پیشتر گفته شد و شواهدی نیز در تایید آن آورده شد، زبان عربی که در نظر بسیاری از مردم زبان متحجری است، اصطلاحات علمی را به باب های مناسب می برد و مشتق های لازم را از آنها به دست می آورد.

اگر چنین است، پس چرا ما از توان زبان فارسی استفاده نکنیم، فعل های تبدیلی نسازیم، و مشتق های لازم را به دست نیاوریم؟ در این میان کار واژه سازی زبان انگلیسی از همه جالب تر و آموزنده تر است. زبان انگلیسی واژهً ion را ( که به معنی «رفتن» است ) از یونانی عاریه می گیرد و در معنای علمی کاملا جدیدی به کار می برد. سپس پسوند ize را که از طریق لاتین از یونانی به دست آورده است بر آن می افزاید و فعل ionize را می سازد. در مرحلهً بعد، پسوند able را که از طریق فرانسه از لاتین به ارث برده به آن اضافه می کند و صفت ionizable را می سازد، و هیچ کس هم ایرادی نمی گیرد.

ولی ما بعد از قرن ها هنوز می گوییم «طلبیدن» مصدر جعلی است، و اجازه نمی دهیم در زبان فارسی فعل جدیدی ساخته شود، آن هم با پسوند فعل سازی که متعلق به خود زبان فارسی است!

باری، نگرانی های ادبای ما گرچه از روی دلسوزی است، ولی ریشه در واقعیت ندارد. شاید وقت آن رسیده باشد که برچسب «جعلی» و «جعلیات» از روی واژه های تازه پاک شود. اگر جز این کنیم، فارسی از لحاظ واژگان علمی زبانی عقیم باقی خواهد ماند.

۲- یکی دیگر از راه هایی که باید برای واژه سازی علمی مورد استفاده قرار گیرد، بهره گرفتن از مشتقات فعل هایی است که هم اکنون در فارسی به کار می روند، یعنی ساختن مشتق از راه قیاس، اعم از اینکه آن مشتق ها در گذشته به کار نرفته باشند یا فعلا متداول نباشند: مثلا ساختن » نوشتار» به قیاس «گفتار» یا «رسانه» به قیاس «ماله» و مانند آن.

دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی جدولی از ده فعل فارسی به دست می دهد که از هر کدام می توان بالقوه هفت مشتق به دست آورد که جمعا هفتاد صورت می شود. او می نویسد: «از هفتاد صورتی که دراین جدول داریم می بینیم که چهل و پنج صورت را به کار نمی بریم در حالی که به همهً آنها نیازمندیم. اکنون به آن بیفزایید صدها واژهً همکرد ( مرکب ) را که با آنها نساخته ایم و هزارها واژهً دیگر را که می توانیم تنها از این چند ریشه با گذاشتن پیشوند و پسوند های گوناگون… بسازیم.»

از زمانی که دکتر مقدم این سخنرانی را ایراد کرد ( سوم دی ماه ۱۳۴۱ ) و بعدا به صورت دفتری چاپ شد تاکنون سه صورت از آنهایی که به کار نمی رفته به کار افتاده اند: نوشتار، ساختار، و سازه ( مهندسی سازه ).

ما امروزه صفت » کُنا » را به کار نمی بریم، در حالی که از » کُن + آ » ساخته شده است مانند: گویا، شنوا، روا، توانا و جز آن. از این گذشته این صفت در گذشته به کار رفته است: » اگر اندر ذات وی بود، وی پذیرا بودی نه کنا » ( ۱۳ ) . همچنین است کنایی که به قیاس

» توانایی»، » گویایی » و مانند آن ساخته شده است، و در گذشته نیز به معنی » کنندگی » به کار رفته است. نیز فعل » کنانیدن » در گذشته به صورت متعدی سببی به کار رفته است ( ۱۴ ). حال با استفاده از این امکانات زبان فارسی ما می توانیم مشکل یک گروه از اصطلاحات شیمی را چنین حل کنیم:
کناننده activating کنا active
کناننده activator کنایی activity
کنانش activation کنانیدن activate
انرژی کنانشی activation energy کنانیده activated

منظور از این مثال این نیست که بگوییم اصطلاحاتی که شیمیدان ها در فارسی به کار می برند غلط است و باید آنها را دور بریزند و در عوض این مجموعه را به کار برند؛ بلکه منظور از آن نشان دادن امکانات ناشناختهً زبان فارسی و به ویژه نشان دادن اهمیت قیاس در واژه سازی علمی است. در مثال بالا، » کنا «، » کنایی » و » کنانیدن » همه قبلا در فارسی به کار رفته بودند. ولی فرض می کنیم که هیچ کدام از آنها به کار نرفته بودند. در آن صورت نیز ما می توانستیم همین مجموعه را یا نظایر آن را از روی قیاس بسازیم و به کار ببریم. حتا اگر ناچار بودیم می توانستیم این مجموعه را با واژه ای از اصل عربی بسازیم: فعال، فعالایی ( یا فعالیت )، فعالانیدن، فعالاننده، فعالانش، فعالانشی، و اشتقاق های لازم دیگر.

ما باید خود را با نیازهای واژه سازی علمی بیشتر آشنا کنیم. باید این حرف را فراموش کنیم که ساختن » مصدر جعلی » جایز نیست. باید از این فرض نادرست دست برداریم که کاربرد واژه امری است «سماعی» و نه قیاسی.

زبانی که قدما به کار برده اند جوابگوی نیازهای آن روز جامعهً ما بوده است. ما می توانیم و باید اندوخته ای را که آنها برای ما گذارده اند دست مایه قرار دهیم، ولی نمی توانیم تنها به آن اکتفا کنیم. باید کند و زنجیری را که ندانسته به پای زبان فارسی زده ایم باز کنیم و بگذاریم زبان همگام با نیازها و تحولات شگرف جامعهً امروز آزادانه پیش برود. اینجاست که نیاز به وجود یک فرهنگستان علوم کاملا احساس می شود، فرهنگستانی که با چشم باز به جهان واقعیات نگاه کند و بتواند سنجیده و خردمندانه گام بردارد.

یاداشت ها

۱- فرهنگ معین یکی از معانی «نمودن» را انجام دادن، عمل کردن، و کردن ضبط کرده است، همان گونه که امروز به کار می رود. مثلا: «تسلیم نمودن» به جای «تسلیم کردن». دکتر معین یادآور می شود که بعضی از محققان این کاربرد را درست نمی دانند، ولی اضافه می کند: » باید دانست که بزرگان آن را استعمال کرده اند:

پس سلیمان آن زمان دانست زود
که اجل آمد، سفر خواهد نمود
مثنوی

۲- ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد دوم، پیوست شمارهً۱. بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۲.

۳- خانم پریوش غفوری، خانم اکرم شیرزاده فرشچی، و آقای دکتر عنایت الله صدیقی ارفعی.

۴- Random House Dictionary of the English Language, ۱۹۸۶

۵- ژاله رستم پور، پژوهشی دربارهً افعال مرکب، پایان نامهً فوق لیسانس زبانشناسی ۱۳۵۹.

۶- از بعضی از فعل های مرکب گاه مشتقی رایج شده است، ‌ولی تعداد آنها بسیار اندک است.

۷- از آقای دکتر رحمت حقدان سپاسگزارم که مرا در گردآوری اطلاعات لازم که به زبان پهلوی مربوط می شد یاری کردند.

۸- صادقی، علی اشرف، » تحول افعال بی قاعدهً زبان فارسی «، مجلهً دانشکدهً ادبیات و علوم انسانی مشهد، شمارهً زمستان ۱۳۴۹.

۹- از گفتگو با آقای دکتر احمد تفضلی در این زمینه بهره مند شده ام. از ایشان سپاسگزارم.

۱۰- اکثر این شاهدها از لغت نامهً دهخدا گرفته شده اند.

۱۱- مقدم، محمد، آیندهً زبان فارسی، انتشارات باشگاه مهرگان، دیماه ۱۳۴۱.

۱۲- احمدی، احمد » ماهیت، ساخت و گسترهً زبان فارسی «، زبان فارسی، زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵.
۱۳- نگاه کنید به مدخل های مربوط در فرهنگ معین.

۱۴- لغت نامهً دهخدا.

Advertisements

22 نظر برای “فارسی زبان‌ای عقیم؟

  1. به نظر می رسد که این کاری بوده که همیشه در زبان فارسی می کردیم. مثلا همین مصدر استفاده کردن هم همین جوری ساخته شده،‌از یک مصدر عربی. بعد هم صفت فاعلی و .. از آن ساخته شده،‌ مثل استفاده کننده ….

    من فکر می کنم مشکلی که الان در زبان فارسی وجود دارد کمبود لغات علمی است به این دلیل که فعل های مرکب از لغات انگلیسی به اندازه کافی جا نیفتاده. مثلا یونیزه کردن با استفاده کردن چه فرقی می کند؟‌ بعد از اینکه این فعلهای مرکب (نه جعلی)‌ ساخته شدند صفات و بقیه لغات ازش ساخته می شوند.

  2. salam
    are.manam movafegham
    vali darim too mamlekati zendegi mikonim(ma na shoma;))ke bezoor mikhan too dahane adam bechepoonan payamak!va na sms…hala ma har chi begim sms mizanim oona migan mamnoon az payamaketoon!ya vaghti helicooptere gharbzade hazf shod mamanam ke too borje moraghebat bood majboor bood bege cherkhbal!bad ke didan charkhbalaye afghani vojood dare ….hala migan bal gardan!:D
    ta vaghti ostadaye sokhan neshestan….
    albate ma ham be harfe oona goosh nemidim va migim nostalogy!:D va in nostalogy bood ke baes shod man webloge shoma ro peyda konam:)
    …@};-

  3. به anonymous:
    به نظرم به‌تر است این مقاله را دقیق‌تر خواند.
    اول این‌که این مقاله روش‌ای را برای تولید لغات تازه‌ی علمی پیش‌نهاد می‌کند.
    دوم این‌که یونیزه را ترکیب درست‌ای نمی‌داند چون اقتباس یک ترکیب در زبان دیگر است و نه ساخت‌ای در زبان فارسی. به جای‌اش یونیده را پیش‌نهاد می‌کند.
    سوم هم این‌که هم یونیزه‌کردن و استفاده‌کردن -هر دو را-‌ نامطلوب می‌داند چون هر دو فعل مرکب‌اند. توصیه‌ی مقاله استفاده از «یونید» به جای چیزی است که ما معمولا به صورت «یونیزه کرد» به کار می‌بریم. این‌ را که به جای «استفاده کرد» چه چیزی به‌تر است بیاید نمی‌دانم – شاید «فایدید».
    در نهایت هم ادعای مقاله این است که از فعل مرکب نمی‌توان صفت و اسم ساخت. می‌توان؟

    به رضوانه: این‌که روند زایش کلمات چگونه باید خود مساله‌ی مهم‌ای است. آیا باید فرهنگ‌ستان-مانندی چنین کاری را به صورت تجویزی بیانجامد یا کلمات خودشان در جامعه زاده شوند؟ به هر حال باید قبول کرد (یا قبولید؟!) که ما در برج‌های مراقبت‌مان یا باید بگوییم هلی‌کوپتر یا چرخ‌بال، یا بال‌گرد یا هر چیز توافق‌شده‌ی دیگری.

  4. راستش من مقاله را هنوز نخواندم. منظور من هم این بود که به احتمال زیاد این مشکل تازه ای نیست. زبان فارسی این همه مدت است که دوام آورده و تحول پیدا کرده. اگر یک کمی روش کار بشود می شود راحت فهمید که همان برخوردی را که با مصدرها یا لغات عربی کردیم می شود با لغات علمی که بیشترشان انگلیسی هستند تکرار کرد.

    فعلهای مرکب را نمی شود از زبان فارسی حذف کرد. این خیلی هدف بزرگی است که یک ساختاری را از زبان حذف کرد.

    ولی پیشنهاد روشی برای ساختن لغات جدید خیلی خوب است. اگر هم محصولش چیز عجیب و غریبی نباشد استفاده اش رواج پیدا می کند. این هدفی است که دست یافتنی تر است.

  5. جناب سولوژن،
    قبل از هر چیز به دلیل فیلتر بودن بخش فارسی بی بی سی امكان خوندن مقاله وجود نداشت. شاید اگه مقاله رو می خوندم بهتر می تونستم نظر بدم.
    اما مشكلی كه الان ما با زبان فارسی داریم بیشتر یه مقوله فرهنگیه تا ادبی و علمی. در دنیا با زبان دقیقا مثل یه موجود زنده رفتار می شه و موجود زنده هم نیاز به استقلال و آزادی عمل داره و نمی تونیم با ممیزی و نسخه برای اون تعیین تكلیف كنیم. این كار همون روشیه كه ما تو مذعب شیعه داریم می كنیم و نتیجش رو هم دیدیم. ما در دنیا یا زبان كامل داریم یا زبان پویا. زبان هایی مثل عربی و فرانسه زبان های كاملی هستن اما آیا پویا هم هستن؟ زبانی مثل عربی ادعا می كنه كه دارای ساختاریه كه می تونه هر واژه جدید و مورد نیازی رو بسازه. اما اگه كمی تامل كنیم می بینیم ما در فارسی هم چنین ابزارهایی رو داریم. حالا اگه از اونا استفاده نمی كنیم این به خود ما و فرهنگ عمومی جامعه بر می گرده (چه عموم مردم و چه خواص، البته منظورم خواص هر رشته است). ما می بینیم كه در گذشته در رشته ای مثل فیزیك واژه های زیبایی مثل گشت آور ابداع و عمومیت پیدا می كنه. به نظر شما اگه ما این واژه رو نداشتیم و یهو امروز میومد و این واژه رو به كار می برد به اون نمی خندیدیم؟ واژه رایانه رو یادمون نره كه به چه افتضاحی كشیده شد و چه مشتقاتی ازش در اومد.
    از طرفی دیگه زبانی پویا مثل انگلیسی به این دلیل پویا باقی مونده كه انگلیسی زبانهای اصلی (با زبان مادری انگلیسی) هیچوقت متعصبانه به این زبان نگاه نكردن. حجم واژه هایی كه از زبان های دیگه واردش شده كم نیست اما هیچوقت هیچ كدوم از اونا به این مسئله اعتراض نكردن. از طرف دیگه وقتی كه متخصصین یه رشته واژه یا اصطلاح جدیدی رو ابداع می كنن یا كاربردی جدید براش ایجاد می كنن عامه مردم انگلیسی زبان خیلی راحت اون رو می پذیرن. به واژه Mouse یا bug و كاربردهای جدیدشون نگاه كنیم. خود من از زمانی حدود بیش از 10 سال قبل تا حالا به جای واژه Drag and Drop اصطلاح خر كش كردن (kher kesh kardan) رو به كار می برم اما حتا در جمع دوستانه كاری كه جالبه همه هم متخصصین نرم افزار رایانه هستن نه تنها جا نیفتاده كه حتا با دیده تمسخر نگاه می كنن.
    من نظرم اینه كه اگه ما الان با زبان فارسی مشكل داریم (نه این كه زبان فارسی مشكل داره) این مسئله به زبان فارسی بر نمی گرده بلكه به بیماری هایی كه در فرهنگ عمومی فارسی زبان ها به وجود اومده بر می گرده. از یه طرف یه جمعی كه متاسفانه دید متعصبانه دارن میان و فرهنگستان زبان فارسی رو درست می كنن و برای جامعه نسخه می پیچن و البته نسخه هایی كه شبیه نسخه های طبیبای 500 سال قبله و برای هر بیماری یه باد (كه معلوم نیست از كجاشون در میارن) رو مقصر می دونستن رو ارائه می دن و از طرف دیگه هم جمع كثیر عمومی رو داریم كه اونا رو قبول ندارن و با دید لجبازانه به مسئله نگاه می كنن و حتا حركتهای درست رو هم نمی پذیرن.
    جناب سولوژن اگه كمی به زبانی كه بین وبلاگ نویسا رایج شده نگاه كنیم می بینیم كه زبان فارسی هنوز هم پویا و شیرینه. به اصطلاحات و واژه هایی كه تو این محیط رواج پیدا می كنه و خیلیاشون هم فارسی شده واژه های غیر فارسیه نگاه كن. اگه ما شاهد چنین وضعیتی تو محیط مجازی هستیم دلیلش اینه كه اینجا جریان آزاد ذهن وجود داره و از طرف دیگه هم همین جامعه مجازیه كه میاد تصمیم می گیره و با اصل برترین میاد و واژه های خوب و مناسب رو پرورش میده. به عبارتی اون واژه ای كه خوبه جا میفته. از طرفی هم كسی با كسی لج نداره و كسی هم نیست كه نسخه بپیچه.
    می دونی مشكل ما اینه كه یه موقع یكی پیدا میشه و با چماق چادر از سر زنها بر میداره و چند وقت بعد یكی دیگه پیدا می شده و با چماق چادر رو سرشون می كنه.

  6. اینقد چونم گرم شد یادم رفت بنویسم اگه امكان داره مقاله رو تو وبلاگت بزار كه ما فیلترنتی ها هم بتونیم بخونیمش. یا اگه امكان داره برام ایمیلش كنی ممنون می شم.

  7. با ایشون موافق ام. در زبان انگلیسی هم همین اتفاق افتاده. از چند سال پیش یادم هست بسیاری از واژگان کامپیوتری مثل digitize و … (هوم، بقیه اش یادم نیست ولی زیاد بودند) در قاموس های رسمی وجود نداشتند و من از این بابت تعجب می کردم. بعدن فهمیدم ساخته شده اند.

    گرچه دکتر حسابی یک مقاله ای داشت که امکان افزودن پیشوند و پسوند ها رو به بن فعل از امتیازات فارسی بر عربی می دونست و ادعا می کرد ده ها هزار برابر بن هایی که امروز داریم می تونیم داشته باشیم.

    امتیاز حرف حسابی این دکتر بر این حرف دکتر حسابی در اینه که اجازه می ده به جای بن های موجود واژگان عاریتی علمی رو بیاستفاده فوکولیم.

    (الان به خاطر ندارم بن مضارع چه جوری بعد از افزودن پسوند باز هم قرار بود بن مضارع بمونه. بر هم کنش یک نمونه اش بود فکر می کنم.)

  8. سلام سولوژن عزیز
    در باره ی خودت نوشتی كه داری اونجا كامپیوتر میخونی . من یك مشكل فنی دارم .البته چون من سر از كام در نمیارم برام موضوع حادیه شاید برای تو ساده و مضحك باشه. ممكنه كمك كنی؟:
    در یكی از ادارات كل در یكی از استانها كار میكنم.مسئول كامپوتر اداره ما كه در دانشگاه آزاد واحد پشتكوه لیسانس گرفته و خیلی آدم باشخصیته نسخه یسه سال پیش mcaffe(ویروس كش)رو هنوز در شبكه ی داخلی اداره به كار میبره .برای همین كامپیوتر های وارد شده به اینتر نت خیلی راحت ویروسی میشن.حالا كامپیوتر من وقتی میرم كنترل پانل هر چی زور میزنم به قسمت add or remove programبرم نمیره . مشكل از كجاست؟شایدهم مسئول محترم كامپیوترمون سیستم رو دست كاری و منو محدود كرده؟ ضمنا یكی از دوستام یه آنتی وسروس به اسم kasper sky آورده بود كه هر چی سعی نمودیم موفق به استفاده ازش نشدیم.در همین راستا خواستیم اول آنتی ویروس مك آفی رو غیر فعال بكنیم كه نشد. بگو چه كنم تا مشكلم حل شود . دعاگویت خواهم بید!ضمنا به وبلاگ من هم قدم رنجه كن.

  9. ضمنا من هیچ نظری درباره ی سترونی زبان شما ندارم و علاقه ای هم به آن ندارم . حالا اگه عصبانی نشدی در مورد مشكلم راهنماییم كن.
    نظرت درباره ی اعلامیه ی جهانی حقوق زبانی ( در وبلاگم آوردم) چیه؟

  10. به نظر من موضع آقای باطنی درسته و البته ایشان مطمئنا با احاطه‌ای که به موضوع داشته دقیق هم صحبت کرده. من همیشه از خودم سئوال کردم فرهنگستان‌ علوم چرا بیشتر به ساخت «اسم» توجه داره و کمتر به ساخت «فعل» یا «فعل ساده» می‌پردازه. ساخت فعل همانطور که توی مقاله هم اشاره شده می‌تونه به گسترش قابلبت واژه‌سازی زبان کمک بکنه.

    به نظر من برای ساخت فعل‌های ساده‌ی جدید دو مشکل وجود داره:
    1. مشکل کارشناسی. چون فرهنگستان علوم ایران مثل دوران دکتر حسابی قوی نیست که بتونه کلمه‌های مناسب فرهنگ موجود زبان فارسی تولید کنه.

    2. مشکل مخالفت طرفداران زبان خالص (purist): این دسته افراد که تعدادشون کم هم نیست (حتی در سطح کارشناسی) نوع نگرششون به زبان بیشتر «نحوی یا دستوری» است تا «زبان‌شناسیک». در نگرش زبان‌شناسیک زبان پدیده‌ی مطلق یا مقدسی نیست و دستخوش تغییر است وزبان‌شناس به مطالعه‌ی زبان توجه بیشتری دارد تا اصلاح زبان. اگر نگرش مطلق‌گرایانه از زبان فارسی حذف شود، راه برای ورود فعل‌های ساده‌ی جدید به زبان فارسی باز خواهد شد. البته دلیل نگرانی طرفداران زبان خالص از ساختن فعل‌های ساده برای من قابل درکه. چون فعل‌های ساده در صورتی که کنترل نشن می‌تونن زبان رو کاملا عوض کنن به طوری که دیگه شبیه فارسی امروز نباشه. شاید از منظر زبان‌شناسانه این موضوع مهم نباشه، اما برای خیلی‌ها مهمه.

    ممنون از نوشته‌ی خوبت. واقعا لذت بردم و بهانه‌ای که روی این موضوع بیشتر فکر کنم.

  11. بازتاب: links for 2008-06-13 « بامدادی

  12. سلام، آنچه كه زبان فارسی را از پویایی(بقول آقای دكتر) انداخته است ، مركب بودن افعال وكمبود افعال ساده و امثال آن نیست، بلكه فقدان اساتید و ادیبان شجاع و متبحری جون مرحوم احمد كسروی است كه با همین زبان بقول ایشان نارسا، دهها كلمه جدید و كاملا» فارسی را ساخت و ترویج داد .بهتر است به جای آنكه سیر تحول طبیعی زبان فارسی را زیر سوال ببریم كمی هم از خود همت و پایمردی نشان بدهیم و فارسی را همچنانكه هست پاس بداریم.

  13. fekr konam dalil e tamaayol be estefaade az fele morakkab be sher e farsi bar migarde (che chizi behtar az fel e morakkab ghafie o radif tolid mikone?). aruz o ghaafie o radif lebaasie ke baraaye ghaamat e zabaan e eshteghaaghi e arabi baafte shode va maa Irani haa az ruie tanbali un ro bi hich taghir e omdeii be aarie gereftim va dar natije zabaanemun ro aghim kardim . dar har haal be nazaram age fazaayi ijaad beshe ke shere sepid va romaan tabdil be jaryaan e asli adabiaat e farsi beshe aghallan omidvaaram saakhtan e moshtagh az afaal e saadeye feli e farsi ke matruk shode baab beshe. (makhsusan sher e no(sepid) ke tush hamin moshtaghaat e mahdud vali zibaaii ke daarim be soorat e movafaghiat aamizi estefaade shode)

  14. این گرفتن ریشۀ فعل از هرجا و اعمال ساخت فعل فارسی بر آن قبلاً هم در زبان فارسی انجام شده و در زبان روزمره هم هنوز گاهی اتفاق می افتد. یک بار در مترو شنیدم چند تا پسر جوان از فعل «چتیدن» به جای چت کردن خیلی راحت استفاده می کردند (و نمی خندیدند).
    فعلهای رقصیدن و طلبیدن هم از قدیم در فارسی ساخته شده و شاید اولش خنده دار بوده.
    فقط دز حوزۀ علم این اتفاق نیافتده که حالا فرهنگستان دارد می کند. پس فارسی فقط در حوزۀ زبان علم (و فلسفه) به نظر من عقیم بوده.

  15. به سارا: منظور من هم دقیقا همین بود. اگر با نگاه صحیح به زبان نگاه كنیم می بینیم كه بیشتر واژه ها و اصطلاحات ابتدا در بین مردم رواج پیدا نموده و در صورت مورد پسند واقع شدن و جا افتادن در بین عامه به صورت بخشی از زبان تبدیل شده و سپس مورد تحلیل های زبان شناسانه قرار می گیرند. البته این به این معنی نیست كه هر شخصی و در هر جایی می تونه واژه و یا اصطلاحی را به زبان اضافه كنه و یا این كه اگر به شكل مقطعی واژه ای مورد استفاده قرار گرفت به اون زبان اضافه شده. مثلن در مجموعه های مهران مدیری واژه های زیادی خلق شد اما بعد از مدتی خیلی از اونا فراموش شدن.
    اما نكته ای كه وجود داره اینه كه رسانه های عمومی نقش مهمی رو در این راستا بازی می كنن.
    من بعد از خوندن مقاله آقای دكتر باطنی دیدم كه این مطلب كاملن درسته اما روشی كه معمولن فرهنگستانی های ما برای اصلاح زبان به كار می برن غلطه.
    به نظر من برای اصلاح زبان فارسی و ایجاد تغییرات مورد نیاز باید فرهنگستان نگاهش رو كمی منطقی تر كنه و با ارتباط صحیح با رسانه های عمومی نظرات خودش رو پیاده كنه.
    در این بین باید این نكته رو هم در نظر بگیریم كه اصولن اصلاح یك زبان نباید به شكل تعصبی انجام بشه و از طرف دیگه فاكتور زمان هم هیچ وقت نباید فراموش بشه.
    نكته ای كه من همیشه از اون رنج می برم اینه كه اساتید ما هیچ وقت خودشون رو با جامعه وفق نمی دن. مثلن آقای دكتر باطنی اگه مثلن فرزندشون تو یه جمع بهشون بگن «من و دوستم می چتیدیم» چه حالی بهشون دست می ده؟ امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.

  16. من با مقاله کاملا موافق‌ام. و اساسا هیچ‌وقت نفهمیدم از این امکانِ زبانِ فارسی چرا استفاده‌ی گسترده نمی‌شود.

  17. مطلب به قدری جالب بود كه با اجازه مطلب را در وبلاگمان گنجاندیم (‌البته با ذكر منبع)
    در صورتی كه مشكل دارد امر بفرمایید می پاكیم!!!

  18. درعرصه ادبیات منظوم، ماشاعری راسراغ داریم که درقرن 11 هجری(دوره صفویه)می زیسته وبه تمام معنی هنجارشکنی نموده ودردیوان 300 صفحه ای او غزل یاقصیده ویاقالبهای دیگرشعری (به استثنای چندرباعی)رانمی توان یافت :ه درآن چندین فعل ومصدرجعلی وساختگی نباشد.دردیوان این شاعر درحدود 3200 فعل ومصدر ازاین دست می توان یافت که من درمقاله ای بدان ها اشاره کرده ام.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s