[نه کاملا] ضدخاطراتی از آن‌چه بر ما می‌گذرد در این مرز و بوم

سرمان شلوغ است،
ای‌میل‌ها را جواب نمی‌دهیم (فعلا از احسان، روشنک و نادر عذرخواهی می‌کنم!)،
کارهای لازم را با تاخیر انجام می‌دهیم،
تا ببینیم چه می‌شود
و چه نمی‌شود.
نکته این است که
همیشه کارهایی می‌کنی
به امید این‌که
بعدترها
سودش را ببری گنده
اما نکند این وسط
چیزی از دست بدهی!

Advertisements

7 نظر برای “[نه کاملا] ضدخاطراتی از آن‌چه بر ما می‌گذرد در این مرز و بوم

  1. من فکر می‌کنم در این تکاپوی زندگی یک پوچی نهفته است، انسان را وا می‌دارد کمتر فکر کند وبیشتر کار کند، پس اگر می‌خواهی انسان موفقی باشی کمتر فکر کن!!!

  2. من فکر می‌کنم در این تکاپوی زندگی یک پوچی نهفته است، گفتار قدرت انسان را وا می‌دارد کمتر فکر کند وبیشتر کار کند، پس اگر می‌خواهی انسان موفقی باشی کمتر فکر کن!!!

  3. به شینا: این هم ایده‌ای است! اما راست‌اش بعید می‌دانم با *فکر نکردن* زندگی به‌تر شود – تنها شاید به‌تر به نظر بیاید.

  4. هیچ نمی‌شود.
    همه آنهایی که ازشان میگذریم از دست می‌روند. و شاید دیگر هیچ‌گاه نیابیمشان.
    نمی‌شود همه چیز را با یک دست بلند کرد. به همین سادگی!
    پس شاید بهتر باشد که سرعت را کم کنیم تا بعدا که «سودش را بردیم گنده» نخواهیم همه سود را هزینه کنیم برای یافتن از دست رفته‌های برگشت‌ناپذیر.

  5. منم با این دو نفر موافقم. شاید بعدا حسرتش رو بخوری، پس حال رو دریاب.
    پی. اس. زیاد هم سواری نباید داد به بعضی ها…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s