دست‌گیری‌ی گسترده‌ی فعالان جنبش زنان

وحشی‌گری که شاخ و دم ندارد. همین چند دقیقه‌ی پیش خبر را خواندم: تعداد زیادی از فعالان جنبش زنان در جلوی دادگاه انقلاب دست‌گیر شده‌اند. تاسف‌بار است. نمی‌دانم فرماندهان و دست‌گیرکنندگان دقیقا چرا چنین کرده‌اند. چه نیازی برای چنین سرکوبی وجود دارد؟ از چه می‌ترسند؟ آیا فعالیت این افراد این‌همه بر ضد موجودیت ج.ا. است که چنین واکنش‌ای (و واکنش‌های مشابه در یکی دو سال اخیر) را ایجاب کند؟
نمی‌دانم، اما حدس می‌زنم فعالیت چنین جنبش‌ای تاثیر کوتاه‌مدت ندارد و از طرفی، به نظرم سرکوب خشن و مقطعی نمی‌تواند جلوی یک جنبش با تاثیر بلندمدت را بگیرد (سرکوب گروه سیاسی دم انتخابات (مثلا دست‌گیری‌ی رهبر گروه) می‌تواند تاثیرگذار باشد چون فعالیت گروه سیاسی بر انتخابات تاثیر کوتاه مدت دارد (در چند ماه می‌توان پیروز شد یا شکست خورد)، اما تاثیر جنبش زنان میان‌مدت و بلندمدت است و سرکوب‌ای که فوق‌اش چند ماه آن‌ها را در لاک فرو ببرد تنها چند ماه تاثیر نهایی را عقب می‌اندازد و چند ماه هم که در ده بیست سال به حساب نمی‌آید).

به این فکر می‌کنم که نکند دلیل این سرکوب‌ها برای سرگرم‌کردن عامه‌ی مردم و منحرف‌کردن پیکان اعتراض‌ها از گند اساسی باشد. مطمئن نیستم حدس‌ام درست باشد یا نه، اما گمان می‌برم که افزایش فشارهای اجتماعی و اقتصادی (گیردادن به جوان‌ها در خیابان، گشت‌های جمع‌آوری‌ی دیش ماه‌واره، نامتعادل‌شدن قیمت گوجه فرنگی، کتک‌زدن اعتراض آرام و غیره) راه‌ای مناسب برای منحرف‌کردن فکر مردم از تفکر به *اندیشه‌ی واقعی* است. آیا همه‌ی این‌ها برنامه‌ریزی شده است؟

خبرهای دست‌گیری را در زیر -تکه تکه- می‌آورم. مطابق معمول، توضیحات خود را در بین [ ] خواهم نوشت.

صبح امروز طبق فراخوان قبلی، عده‌ای از فعالان جنبش زنان ایران کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور پیدا کردند تا نسبت به روند غیرقانونی بازداشت، بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان در یک سال گذشته اعتراض کنند (1).
[خیلی بامزه نیست آدم برود درباره‌ی روند غیرقانونی‌ی بازداشت‌های اخیر اعتراض کند، بعد خودش به طور غیرقانونی بازداشت شود؟ شاید مشکل این است که این فعالان عزیز نمی‌دانسته‌اند «غیرقانونی» جدا «غیرقانونی» است.]

بنا بر گفته حاضران بعد از حدود نیم ساعت از حضور افراد که پلاکاردهایی را در دست داشته و در سکوت تجمع کرده بودند، دو مامور نیروی انتظامی، یک مامور لباس شخصی و یک زن ملبس به چادر به سوی تجمع کنندگان آمدند و شروع به ناسزاگویی کرده و پلاکاردهای حاضران را پاره کردند. این ماموران تلفن همراه یکی از زنان را ضبط کرده و اعلام کردند که از بالا دستور آمده است زود محل را ترک کنید و ماشین های ماموران در راه هستند (1).
[آیا شما هم مثل من در عجب‌اید که این مامور بالاخره خوبِ دوستان ما را می‌خواسته یا بدشان را؟ هم فحش داده، هم گفته زودتر فرار کنید که قرار است جمع‌تان کنیم! امیدوارم حسابی عکس از این زد و خورد گرفته شده باشد و البته باقی بماند.]

بنا بر آخرین اخبار، یک افسر نیروی انتظامی در حال کتک زدن، هول دادن و ناسزاگویی به زنان تجمع کننده است. و زنان را با جملاتی همچون «همه شما را از درخت آویزون می کنیم» و «همه تون را بازداشت می کنیم» تهدید می کنند (1).
[تهدید دوم‌شان که انجام شد. امیدوارم اولی‌شان را بلوف‌زده باشند. دوست‌داشتنی‌ها!!!]

نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری و سوسن طهماسبی پنج تن از فعالان جنبش زنان که امروز قرار بود دادگاه آنها برگزار شود، در حمایت از دیگر یاران جنبشی خود از دادگاه بیرون آمدند که همه آنها نیز بازداشت شده‌اند(2).
[این هم خنده‌دار بود. در دادگاه تلاش می‌کنند ثابت کنند که باید تو بروی زندان! بعد اگر نتوانستند قانع‌ات کنند، اجازه می‌دهند از دادگاه بیرون بیایی و بعد بیرون که آمدی بازداشت‌ات می‌کنند و می‌فرستند زندان. مهم خفقان است، بهانه به هر حال جور می‌شود.]

ماموران سر ناهید جعفری را به در مینی بوس کوبیده اند که در نتیجه این ضرب و شتم، دندان های ناهید جعفری شکسته است و ماموران از بردن وی به اوژانس امتناع می کنند (2).
[خاله‌خرسانه مهرورزی کرده‌اند گلابی‌ها! امیدوارم … چه بگویم؟!]

اسامی بازداشت‌شده‌گانی که تا الان به دست ما رسیده است(3):
نوشین احمدی خراسانی- پروین اردلان- ناهید کشاورز- محبوبه حسین زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نیلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مریم میرزا- مریم حسین خواه- ناهید جعفری- مینو مرتاضی- فاطمه گوارایی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژیلا بنی یعقوب- ناهید انتصاری- شادی صدر- ساقی لقایی- ساغر لقایی- الناز انصاری- سارا ایمانیان- جلوه جواهری- زارا امجدیان- زینب پیغمبرزاده – نسرین افضلی- مهناز محمدی- سمیه فرید- فریده انتصاری- رضوان مقدم
[امیدوارم همه‌ی این افراد -که یکی دو نفرشان از دوستان‌اند- به زودی آزاد شوند، امیدوارم خیلی اذیت‌شان نکنند، امیدوارم بعد از آزادی مایوس نشوند و هم‌چنان به راه‌شان ادامه دهند. می‌دانم که از دور نشستن و تایپ‌کردن راحت‌تر از دست‌گیرشدن است، اما به هر حال من که نمی‌توانم آرزو کنم که مایوس شوند.]

تکمیلی:
این نوشته‌ی لرد را هم بخوانید. درباره‌ی طرحِ بازی است. من با این‌که باید دید چه بازی‌ای به صرفه‌تر و مفیدتر است -برای کل جامعه- موافق‌ام. نمی‌دانم این بازی‌ی فعلی چقدر خوب بوده یا بد، اما به نظرم هر جنبش‌ای باید در چنین زمینه‌ای خوب تعمق کند. حدس می‌زنم چنین اندیشه‌ی درازمدت‌ای در بیش‌تر فعالیت‌های اصلاح‌طلبانه‌ی ایران وجود ندارد.

Advertisements

15 نظر برای “دست‌گیری‌ی گسترده‌ی فعالان جنبش زنان

  1. آزادی های اجتماعی به راحتی بدست نمیآیند.
    در حال حاضر در حال گذر سختی هستیم. بادمجان دور قابچین ها و متعصبینی که تنها به فکر منافع شخصی هستند وانمود میکنند که این اعتراضات قانونی خطرناک است.
    خیلی از سیاستمداران فعال که در خود سیستم مسئولیت دارند زور میزنند تا این آقایان را حذف و خیال همه را راحت کنند ولی این کار به همین سادگی نیست.
    این برخوردها با یک اعتراض آرام قانونی فقط به ضرر امنیت ملی است و به ضرر خود سیستم.

  2. من با ایده تئوری توطئه موافق نیستم. اینا سیاستشون اسلایدینگ مد کنترله . امکانشم دارن که سیگنال کنترلی رو تا دلت بخواد اندازه شو زیاد کنن و همچنین فرکانسشو بالا ببرن. (از خیر سر دلارهای نفتی)

    البته بلاخره یک روزی خواهد رسید که این سیاست جواب نمی‌ده. ولی به نظر می‌آید این اتفاق موقعه بیفته که کل سیستم ناپایدار شده باشه.

  3. همان طور که نیم‏چه و گذرا در وبلاگ خودم هم نوشتم، بازی کثیفی است که از این‏ها برای «نشان دادن» عمل به پاره‏ای حرف‏های غرب استفاده می‏کنند: ببینید! این‏ها را هم آزاد کردیم، حال کنید!

  4. من به این واژه‌ی «فعّال جنبش زنان» حسّاسیت دارم. آدم‌های ناراحت و مشكل‌دار زیادی خودشون رو توی این قالب عرضه می‌كنن. از طرف دیگه می‌دونم كه آدم حسابی‌های زیادی هم با این عنوان دارند فعّاليّت می‌كنند. امّا به هر حال صنف ناجوریه.
    وقتی كار این گروه‌ها به درگیری با پلیس و این نوع مسائل می‌كشه، هم ناراحت می‌شم و هم تا حدّی بدبین.

  5. به آشنا: به گمان‌ام موافق باشم. هر سیستم حکومتی‌ای یا می‌خواهد باقی بماند یا می‌خواهد به کلی و ناگهانی عوض شود (بعید است دومی خواست کس‌ای باشد). حدس می‌زنم حالت اول هم با مقاومت فعال در برابر خواست اکثریت در طولانی مدت ممکن نباشد.

    به محمد: راست‌اش من اسم‌اش را توطئه نمی‌گذارم. انحراف افکار عمومی از مسایل مهم‌تر. و به نظرم چنین کاری در این اواخر کم انجام نشده است. مثال‌اش تبلیغات پوپولیستی‌ی بخش اعظم نظام است: به جای کم‌کردن تورم، وعده‌ی نفت بر سر سفره می‌دهند.

    به لرد: من هم گمان‌ام این است که این‌گونه واکنش‌ها، تنها واکنش‌ای از سر خشم و ناگهانی نیست. برنامه‌ریزی شده است و هدف‌ای دارد -چه من بدانم، چه ندانم.

    به مصطفی: من درباره‌ی کل جنبش قضاوت اخلاقی نمی‌کنم. جدا از این‌که جز چند نفری از وبلاگ‌نویسان‌شان، با بقیه‌ی اعضای جوان این جنبش چندان آشنا نیستم. البته قبول دارم که رفتار بعضی از این افراد ممکن است مطلوبِ نظر من نباشند که دلیل اصلی‌اش را چیزی از جنش رادیکالیسم سنین جوانی می‌دانم. اما با این همه درگیری‌ی پلیس با این گروه برای‌ام ناخوش‌آیند است. تا جایی که می‌دانم هیچ‌کدام از این افراد آدم نکشته‌اند و دزدی هم نکرده‌اند. حرف زده‌اند (گیریم ناخوش‌آیند) که جواب حرف هم کتک و بازداشت نیست.

  6. من با نظر شما تا حدی موافقم، یعنی چون ایده بهتری برای توجیه اینها ندارم. و اصلا هم موافق نیستم که با آدم های احمق صرفا متعصبی طرفیم که نمی فهمند دارند چیکار می کنند. به شدت تاکید دارم که این بگیر و ببند های در این حد شدید، نه تنها این جنبش ها رو خفه نمی کنه بلکه هم صدای فریادشون رو بلندتر به گوش دنیا می رسونه و هم جاودانه ترشون می کنه.

  7. با ایده‌ات در رابطه با انحراف افکار عمومی موافقم و فکر کنم این ایده مورد قبول آدم هایی که در این زمینه خبره هستند نیز هست. کامنت جالب محمد حسین رو تو این پست بخون:
    http://www.ayande.ir/1385/12/post_174.html#comments

    ولی به نظرم نمی‌یاد سرکوب معلمان یا کارگران و فعالین جنبش زنان با این هدف انجام شده باشه. به نظرم این کار مقدمه اقداماتی شبیه به آدم کشیها و سرکوب‌های اول جنگه. به قول معروف «حال که به جنگ دشمن خارجی باید برویم نباید پشت ‌سرمون دشمنی باقی بگذاریم»

  8. در زمینه پست جدیدت: این خانم‌های محترم بی‌رودربایستی می‌خوان حدود اسلام رو مثل قانون دیه و ارث و قصاص رو (که از بارزترین مصادیق تبعیض بر علیه زنانه) تعطیل کنند . بنابراین اون ماده قانون اساسی حق اجتماعات رو براشون به رسمیت نمی شناسه.

    به همین سادگی و دردناکی!

  9. شما دیگه چرا؟!

    جنبش زنان…. اینم از اون توهماته. از جنس این توهمات:
    جنبش دانشجویی
    جنبش کارگری
    کورش کبیر
    عرفان مولوی
    چشم انداز بیست ساله نظام
    توسعه علمی و دانشجویان نخبه!
    ….

    کلا ما ایرانی ها توی توهمیم!

    حالا 50 تا از مادربزرگهای ما جمع شدن و برا 2 روز قراره تو بازداشت باشن، ببین چه غوغایی شده! شنیدم می خوان اعتصاب غذا کنن. آخه بذار اول شمار روزهای توی بندت از 5 بگذره بعدش از این شلوغ کاری ها!

    تبلیغاتی بودن تک تک حرکاته این جماعت رو نمی بینی؟

    نمی دونم چرا ما ایرانی ها فکر می کنیم مبارزه سیاسی یعنی کله پا کردنه قدرت

    راستی! از محسن سازگارا که اعتصاب غذا کننده تر نداشتیم. حالا داره چی کار می کنه؟ غیر از مزدوری؟

  10. به ندا: هممم … حدش چقدر است؟! دو دهم یا هشت دهم؟!

    به محمد: ولی این‌کارها جو جامعه را از داخل ملتهب می‌کند و ریسک بالایی دارد. آیا به‌تر نبود به جای افزودن بر دشمن‌های داخلی، با یک گروه کنار می‌آمدند و یک جورهایی ادای متحدها را در می‌آوردند؟

    به محمد: البته حدود اسلام که خوش‌بختانه تفسیربردار است. تفسیرهایی از جنس موقعیت زمانی و غیره و غیره. فکر کنم الان مراجع تقلیدی داریم که به چنین تبعیض‌هایی قایل نیستند. با این حساب، کار این جنبش علیه تفسیر قالب از اسلام است ولی نه الزاما علیه تفسیرِ ممکن از اسلام.

    به یاسین: این‌که این جنبش توهم است یا خیر، موضوع دیگری است. این‌که باید جنبش‌ها را (چه واقعی و چه متوهم) سرکوب کرد هم حرف دیگری. من با دومی مخالف‌ام.
    یک نکته‌ای: اگر یک ایرانی بگوید «کلا ما ایرانی‌ها توی توهم هستیم»، یک مقدار تناقض‌برانگیز نیست؟

  11. «اگر یک ایرانی بگوید “کلا ما ایرانی‌ها توی توهم هستیم”، یک مقدار تناقض‌برانگیز نیست؟»
    چرا اینقد مطلق نگاه می کنی؟!

    «این‌که باید جنبش‌ها را (چه واقعی و چه متوهم) سرکوب کرد هم حرف دیگری. من با دومی مخالف‌ام.»
    بحث باید و نباید تا حدی نیست… این سرکوب (اگه واقعا بشه اسمشو سرکوب گذاشت) یه اتفاق طبیعیه. برای من مثل این می مونه که گی ها توی ایران تظاهرات کنن و سرکوب بشن. مهم نیست که حرفشون درسته یا نه. مهم اینه که حرفشون برای ایران ناهنجاره

  12. به یاسین:
    اتفاقا اعتراض من این بود که تو مطلق نگاه می‌کنی! عبارت ایرانی‌ها در توهم هستند، آن‌هم *کلا* به نظرم کمی غلیظ است. راسل در این شرایط پیش‌نهاد می‌کند بگوییم «بیش‌تر ایرانی‌ها در توهم هستند». در آن صورت من هم به‌ات گیر نمی‌دادم.

    در مورد بخش دیگر:
    اگر این سرکوب اتفاق طبیعی است (من اسم زندان‌کردن ۳۰ نفر را کشتار جمعی نمی‌گذارم، اما به نظرم سرکوب لفظ قابل قبول‌ای است)، پس غوغای ایجادشده همه لابد طبیعی بوده است. برای‌ام این سوال پیش می‌آید که اگر در مورد طبیعی‌بودن چیزی صحبت می‌کنی (یعنی این‌که روند عادی‌ی دینامیک سیستم این است – که شاید هم باشد)، چطور بعدش در مورد واکنش دیگران نظر اخلاقی می‌دهی و یکی را مزدور می‌خوانی و یکی را هم غوغاچی و کار یک عده را هم تنها تبلیغ می‌دانی (که خب، فکر کنم خودشان هم اذعان دارند که دارند تبلیغ می‌کنند).

  13. بحث مطلق بودن و نسبیت رو بی خیال می شم چون زیاد به بحث کمکی نمی کنه.

    ُولی من چرا یکی رو طبیعی می دونم و دیگری رو نه؟
    چون یکی ناشی از دینامیک درونی سیستم است و دیگری تا حد زیادی ناشی از عوامل خارج از سیستم است. من با تاثیر عامل خارجی برای شکل دادن تغییرات یک سیستم مخالفم (اسمش رو غیر طبیعی می ذارم). حالا می خواهد حمله نظامی باشد، می خواهد بیانه ی اتحادیه ی اروپا باشد، …
    به این مقاله یه نگاهی بنداز:
    http://www.roozonline.com/archives/2007/03/002969.php

    شاید بگی که این اعتراض ها کاملا درونی هستند. خب من اینطور فکر نمی کنم. چشم تمام این اعتراض ها به خارج مرزها دوخته شده. نکته جالبی که این روزها توی وبلاگها می بینم اینه که ترجمه انگلیسی هم ته پست هاشون می ذارن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s