عاشقانه‌های نوشته‌نشده

داستان عاشقانه کم نوشته نشده است، فیلم عاشقانه نیز کم ساخته نشده.
اما من هنوز فکر می‌کنم به‌ترین عاشقانه‌ی عالم مانده است تا بیاید.
یا دست‌کم دنیا هنوز به عاشقانه‌های هوش‌مندانه‌ی بسیاری احتیاج دارد: عاشقانه‌هایی که پوسته‌ی ظاهر را بدرند و عشق را نشان دهند. نه این‌که کل‌شان این باشند: «چهره درخشید و نگاه ببرد و دست‌ها در هم گره شدند؛ عاشقان پس از تلاطم سخت روزگار به هم رسیدند و خوش‌بخت شدند.»
نه، بیش‌تر! دنیا بیش از این به عاشقانه‌های آرام و عمیق نیاز دارد.

Advertisements

8 نظر برای “عاشقانه‌های نوشته‌نشده

  1. عاشقانه های آرام، اما همیشه سرکوب می شوند. مظلومانه به تمسخر گرفته میشوند .فهمیده نمی شوند و خیلی وقت ها تبدیل به عاشقانه های ناآرام می شوند. افسوس…

  2. من اما فکر می کنم که عاشقانه های آرام و عمیق دیگر گفته نمی شوند. این روزها عاشقانه هایی گفته/نوشته می شوند که کم عمق، پر زرق و برق و بازاری باشند…

  3. به گلناز: هممم …
    به شانه بسر: چرا تعریف نشده است؟
    به جواد شکری: بله!‌ همیشه آرامش‌بخش‌هایی هستند. یعنی نه همیشه، اما گاهی. باید پیدای‌شان کرد.
    به از زندگی: ای خانم! ما اگر بدانیم جهان صاحب دارد، مگر می‌توانیم صاحب‌اش را خلق کنیم؟
    به یاسی: مرحبا! همین است. ماجرا این است که وقتی از آن صحبت می‌کنیم به سخن مکرر نرسیم.
    به نگار: چرا؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s