عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات، وبلاگستان و ویکی

یادداشت‌ای برای خودم،
که بعدا نگاه کنم
این سایت را
عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات .

حضور زبان فارسی در اینترنت با وب‌سایت‌هایی با صفحه‌های کم و بیش ثابت بود.
اما انفجار محتوای فارسی زیر سر وبلاگ‌ها بوده است.
وبلاگ‌ها فوق‌العاده بودند،
هم از نظر صورت و هم از نظر محتوا.
اما …
نه!
نمی‌خواهم بگویم زمان وبلاگ‌نویسی به سر آمده است. اما به نقطه‌ی اشباع‌اش نزدیک شده است. وبلاگستان فارسی یکی دو سال‌ای است هیچ تغییر اساسی‌ای نکرده است. با این‌که هنوز جا برای پیش‌رفت وجود دارد (مثلا وبلاگستان می‌تواند آکادمیک‌تر شود، وبلاگستان می‌بایست از نظر عقیدتی متنوع‌تر باشد و غیره)، اما پیش‌رفت اساسی در محتوای فارسی‌ی اینترنت نه در وبلاگ‌هایی که خواهند آمد که در صورت/محتوای دیگری خواهد بود.
باور فعلی‌ی من این است که فرم ویکی (Wiki) و ایجاد دائره‌المعارف‌های متمرکز روی یک موضوع (علم سخت و نرم، ادبیات و غیره) می‌تواند در حال حاضر (و تا چند سال) به‌ترین راه تولید محتوای موثر به زبان فارسی در اینترنت باشد.
ویکی الزاما معادل ویکیپدیا نیست، اما ویکیپدیا نمونه‌ی بسیار خوبی از آن است. با استفاده از ویکی می‌توان چندنفره روی یک موضوع کار کرد و هم‌چنین به تدریج دامنه‌ی دانش راجع به یک موضوع کلی را گستراند و به محتوا شاخ و برگ داد. این دو، خواص‌ای است که وبلاگ از آن بی‌بهره است. به ویکی فکر کنید.

Advertisements

9 نظر برای “عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات، وبلاگستان و ویکی

  1. اول این که خیلی ممنون بابت راهنمایی تون، اتفاقا اسم یکی از اون کتاب ها رو هم شنیده بودم که مصمم تر شدم برم دنبالش.
    دوم این که نظر شما راجع به سیر مطالعاتی مجازی چیه؟ من و دوستانم سیر مطالعاتی ای(البته فیزیکی و جلسه ای نه مجازی) داریم که در اون هفته ای یه بار دور هم جمع می شیم و یه نفر به نوبت یه مطلب مرتبط با جامعه شناسی رو برای بقیه کنفرانس میده و بعد هم بحث و جدل و بررسی انتقادی و چالش روی اون مطلب با دوستان. این کار به نظر شما در قالب مجازی هم میتونه انجام بشه؟ این �ه می گید وبلاگ ها باید بیشتر جو آکادمیک پیدا کنند فکر نمی کنم کار یک جریان با اعضای متعدد باشد که این کار راه بیافتد. وبلاگ هر چند تعریف صددرصد مشخصی نداره ولی این طور که من دیدم توی تعریفش روی این که میتونه آکادمیک باشه تاکیدی نشده و کسی هم تاکیدی نداره و شاید هم نمیشه داشت. حداکثر این میتونه باشه که استاد ها و دانشجو ها هم وبلاگ داشته باشن تا به دیگران کم جو آکادمیک رو منتقل کنن، امّا نه محتوای آکادمیک. الگوی خوبی از انتقال جو دانشگاهی به نظر من وبلاگ دکتر احمدنیا هستش ولی همین دکتر احمدنیا اگر بیاد متن تخصصی حتّی در حد دانشجوهای سال اولی تو وبلاگش بذاره به نظر شما این قدر بازدید کننده و طرفدار خواهد داشت ؟ من که این طور فکر نمی کنم. وبلاگ دکتر کاشی بازدید کننده هاش قابل مقایسه با وبلاگ خانم دکتر هست ؟ من آمار دقیقی ندارم و راستش حال و حوصله ی نگاه کردن هم ندارم(!) ولی فکر نمی کنم این طور باشه. رو تعداد کامنت ها که اینو دیدم. من فکر نمی کنم وبلاگ طبق تعریفی که توی ذهن همه هستش مکان خوبی برای یاد دادن مطالب علمی باشه. کافی است برید سرچ کنید توی وبلاگ های فیزیک و ریاضی : صرفا یه سری هستن اونم با نگرش تفریحی نه خیلی جدی و یا آکادمیک. به نظر من سایت های تخصصی دانشکده ها و یا طراحی قسمتی برای انتقال مطالب علمی توی سایت اساتید یا حتّی قرار دادن فیلم کلاس های اساتیدی که مستمع آزاد زیاد دارن می تونه مفید تر از هر چیزی باشه. نظرتون راجع به سیر مطالعاتی مجازی چیه ؟ من که چند تا بیشتر ندیدم و اون ها هم خیلی جدی نبودن. نمی دونم شاید فرهنگ این که میشود از پشت کامپیوتر هم (به جز تایپ ، ایمیل ، ابزارهای ارتباطی، بازی، فیلم دیدن، کارای شغلی و اخبار سایت های سیاسی) میشه مطلب علمی آکادمیک(نه علمی-صنعتی)یاد گرفت خیلی توی مملکت ما وجود نداره.

  2. راستش نمی‌خوام منفی‌بافی کنم ، ولی ویکی‌ و ویکی‌کاری باذات ایرانیها در تناقض هست ، شاید به یأس فلسفی رسیده‌ام ولی تصور می‌کنم ، این کارها از ما بر نمی‌یاد.
    وضعیت وبلاگستان هم داره روز به روز بدتر می‌شه ، وبلاگستانی که یکی از بزرگترین انگیزه‌های نویسنده‌هاش dating باشه ، از این بهتر نمی‌شه.
    چند سالیه که منتظر ورود قشر تحصیل‌کرده و فرهیخته جامعه بع وبلاگستان هستیم ولی از ما اصرار و از اونها انکار. وب الیته می‌دونی که حرفم کلیت ندار. تصور اینکه وبلا‌گ نویسان فعلی از این قشر نیستن نشه ، ولی یکی از کمبودهای ما اینه که تخصصی‌نویس نداریم و اگه کسی وبلاگ اینطوری بنویسه ، بعد از مدتی سرخورده می‌شه.
    امروز یه وبلاگی دیدم که توش برای پست «بعضی وقت ها فکر میکنم سخت ترین کار ممکن فاکتور گرفتن از پسرهاست!» 60 تا کام�ت گذاشته بودن! کل پست همین یک جمله بود.
    اون وقت شما تصور می‌کنید ، ویکی و tagging و بقیه اجزای وب 2 تو مملکت ما جا می‌یفته؟
    می‌بخشی ، امروز کمی صریح شده‌ام.

  3. یه نکته مهم هم بگم در مورد کامنت سینا ، ایشون نوشتن «من فکر نمی کنم وبلاگ طبق تعریفی که توی ذهن همه هستش مکان خوبی برای یاد دادن مطالب علمی باشه.» من با این حرف چندان موافق نیستم ، معتقدم وبلاگ می‌تونه این کارکرد را هم داشته باشه ، می‌تونه یک زاویه و یک آلترناتیو جدید برای بحثهای علمی باشه . در زمینهپزشکی ، شما به اینجا نگاه کنید:
    http://www.medlogs.com
    این سایت یک feed aggregator هست ، که وبلاگای پزشکان وبلاگ‌نویس را نشون می‌ده ، شبیه دو در دو ، در واقع ایده دو در دو از همین سایت گرفته شد.
    می بینید که اینجا پزشکان ، در قالب پستها و لینکها ، به نوعی زاویه جدیدی به پزشکی و تازه‌هاش دارن و خیلی خوب تجربیات هم را با هم در میان می‌ذارن ، حتی یه چیزی دارن به نام گراند راند که درقالب اون مهمترین خبرهای هفته را در زیمنه پزشکی بررسی می‌کنن.
    اصلا اصطلاحی دارن به نام medblogging یا وبلاگ‌نویسی پزشکی. من دارم در حال حاضر برای یه مجله در همین مود می‌نویسم.
    بنابراین من فکر نمی‌کنم :
    – چون وبلاگ‌نویسی تعریفی مشخصی نداره و به عبارتی «هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو» هست ، ما باید تخصصی‌نویسی در اون نداشته باشیم.
    – پرداختن به آموزش حزو کارکردهای وبلاگستان نیست.

    این نظر کلیمه ، ولی همونطور که در کامنت اول براتون نوشتم ، در مملکت ما امیدی به اینطور کارها اصلا نیست.

  4. خوب راجع به کامنت دوم علیرضا باید بگم :
    «معتقدم وبلاگ می‌تونه این کارکرد را هم داشته باشه»
    به نظر من در این صورت با اضافه شدن این کارکرد، یعنی آموزش علمی و در اختیار قرار دادن تج�بیات علمی، دیگه با مفهوم وبلاگ سر و کار نداریم. مثلا می شه مکانی ساخت که هر پزشک انترن گزارش روزانه اش با مریض هاشو اونجا بنویسه و روی هر گزارش روزانه بحث علمی بشه، امّا این دیگه وبلاگ نیست. من نگفتم که وبلاگ مکانی است برای هر چه می خواهد دل تنگت بگوی، امّا معتقدم با اضافه شدن مطالب تخصصی که عامه و هرکسی نمی تونه بخونه و متن تبدیل به چیزی برای قشر خاصی بشه، این دیگه(طبق تعریف و ذهنیتی که در عامه وبلاگ نویسان وجود داره) وبلاگ نیست. در بهترین حالت سایت شخصی یا سایت علمی هستش، نه وبلاگ.
    هر چند بازم می گم تعریف دقیقی از وبلاگ وجود نداره و نمی شه حوزه ی وبلاگ نویسی رو محدود کرد، امّا این کار(اضافه کردن قسمت علمی تخصصی)توی مملکت ما جواب نمیده. البته این نظر منه. خوشحال میشم بحث ادامه داشته باشه.

  5. هی… ای برادر دست رو دل�ام نذار! آمدیم یک وبلاگ موسیقی زدیم، و ویکی‏اش را هم خواستیم بگذاریم کنارش، آن چنان به هر دو رسیدیم که خشک شدند…
    خودت یک ویکی در زمینه کار خودت بزنی هم خوب است، ها! مثلاً در مورد باقالی-لرنینگ و از این قبیل.

  6. آگهی بازرگانی قبول می کنی سولوژن ؟‌ ما یک گروه داریم که داریم یک پروژه تعریف می کنیم برای فعال کردن بیتشر ویکیپدیای فارسی. اگر کسی در ایران است، وبلاگ نویس است و به جریان علاقمند، با من تماس بگیرد: jadijadi@gmail.com دو هفته یکبار جلسه ای داریم و دنبال تعریف یک پروژه جدی هستیم.

  7. به سینا: موضوع اساسی این است که تصور اولیه‌ی ما از نقش وبلاگ (یا تقریبا هر چیز دیگری) باعث محدود کردن کاربردهای احتمالی‌ی آینده‌ی آن چیز خواهد شد.
    در این مورد خاص هم همین‌گونه شده است: وبلاگ تعریف دقیق‌ای ندارد اما کاربرد وبلاگ‌ها در زبان فارسی محدود شده است به یک سری موارد مشخص که وبلاگ‌نویسی‌ی آکادمیک جزو آن‌ کاربردها نیست.
    وبلاگ‌نویسی‌ی آکادمیک خوش‌بختانه مثال قابل توجه در زبان انگلیسی دارد. یک نگاهی به لیست وبلاگ‌هایی که در Thesilog به آن لینک داده‌ام بیندازید. می‌بینید که هدف آن نوع وبلاگ‌نویسی آموزش به دیگران نیست. هم‌چنین فکر نمی‌کنم تعداد کامنت و یا بازدیدکننده الزاما به‌ترین معیار برای پیش‌رفت یا مفیدبودن چیزی باشد.

    به ala: یک نگاهی به http://www.wikipedia.com بینداز.

    به علیرضا: روحیه‌ی ایرانی هم از آن چیزهای عجیب و غریب است که دقیقا مشخص نیست چطوری در چیزها تاثیر می‌گذارد، اما به هر حال گویا تاثیرگذار است. (: نمی‌توانم صد در صد موافق باشم که این کارها با روحیه‌ی ایرانی متضاد است اما راست‌اش مخالف هم نیستم. (; اما این باعث نمی‌شود دور یک چیز را کاملا خط بکشم. در واقع چیزی است که به نظرم امتحان‌اش بی‌ضرر است. بگذریم از وجود وبلاگ‌هایی که گفتی و خوانندگان آن‌گونه (که البته حدس می‌زنم در هر جای دنیا وجود داشته باشند).
    کشاندن افراد متخصص هم به وبلاگستان سخت است. شاید یک دلیل‌اش این باشد که متاسفانه اکثر ایرانی‌ها خیلی از زندگی‌ی راحتی برخوردار نیستند که حالا بتوانند انرژی‌ی بیش‌تری برای یک کار جدی بگذارند. استاد دانش‌گاه خارج خیال‌اش از بابت پول و زندگی راحت است که می‌تواند بیاید و در وبلاگ هم یک چیزهایی بنویسد. بگذریم از این‌که طیف مخاطبان‌اش -اگر به انگلیسی بنویسد- بسیار گسترده‌تر از وبلاگ‌نویس تخصصی‌نویس فارسی‌نویس است.

    به لرد شارلون: ای آقا! ای بابا!

    به جادی: آگهی‌ی چه چیزی است؟ همین که این‌جا آورده‌ای یا چیزی مجزا؟ دوست داری چطوری پخش شود؟ برای‌ام بنویس.

    به «از زندگی»: حالا خوب بود جواب‌ام یا بد؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s