iPod

هیچ ربطی به بحث‌های اخیر ندارد، اما اهمیت‌اش کم‌تر نیست.
در ضمن، هیچ خبر جدیدی هم نیست. ده سال پیش هم شنیده بودم‌اش. احتمالا شما هم شنیده‌اید.
حال این‌جا (+) را که دیدم،‌ دوباره یادم آمد که مهم است و دل‌ام خواست به چند نفری هم خبر بدهم. ای-میل زدن کمی طولانی است و تبعیض‌آمیز (چون اگر به هر دلیلی فراموش کنم به کس‌ای ای-میل بزنم، می‌تواند بعدا خرخره‌ی مرا بگیرد.). پس تصمیم گرفتن وبلاگی اعلام کنم. هرکس هم که وبلاگ مرا نمی‌خواند به هر حال مشکل خودش است و چیز مهم‌ای را از دست داده.
خلاصه بگویم برای‌تان … تعلیق‌اش به اندازه‌ی کافی بود؟ حسابی می‌خواهید بدانید چه خبر شده؟ فضولی‌تان گل کرده است؟ خب! اتفاقا خیلی جالب است: چند وقت پیش داشتم رمانی می‌خواندم و با تحلیل شروع آن به این نتیجه رسیدم که … ! اوه! باشه … و اینک مشروح اخبار:
هیچی! هدفون‌ها، گوشی‌ها، گوش‌آویزها و …ای که از آن صدای موسیقی برمی‌آید ممکن است به گوش‌تان ضرر بزند. این خبری (+) که آورده‌ام علمی نیست و تنها تجربه‌ی یک بنده‌خدایی که گوش‌اش به علت گوش‌دادن با هدفون نابود شده است اما فکر کنم موارد مشابه چنین چیزهایی را هم نه تنها من که شما هم بارها شنیده‌اید. در نتیجه اگر MP3 Player دارید، واکمن با کاست یا CD یا MD یا هر چیز دیگر، یا حتی از وسیله‌ی سوسول‌ای چون iPod استفاده می‌کنید بدانید و آگاه باشید که ممکن است شنوایی‌تان به تدریج ضعیف شود. من گاهی وحشت می‌کنم وقتی صدای موسیقی‌ای را که یکی دیگر در گوش‌اش نواخته می‌شود می‌شنوم. نگذارید من دیگر وحشت کنم!

این عکس‌ها را هم ببینید برای این‌که حال‌تان به‌تر/بدتر شود. عموما بدتر می‌شود: MSNBC Pictures of 2005

Advertisements

9 نظر برای “iPod

  1. آه اگر این را کمی زودتر می‌نوشتی. خیلی حیف شد. البته من به‌اش گفتم، ولی چندان به حرف من اهمیت‌ای نداد. می‌دانی دیگر، از همان جوانی آدم کله شق‌ای بود.
    با این که چندان مسیحی معتقدی نبود، اما هر چه باشد، وقتی پاپ سولوژنوس، آن هم اول‌اش به او توصیه می‌کرد، حتماً توجه می‌کرد. با این که مدت زیادی از دست‌اش عصبانی بودم که چرا به حرف‌ها و هشدار‌های‌ام توجه‌ای نکرده و با احساس‌ای توأمان از عصبانیت و دل‌سوزی با او برخورد می‌کردم، ولی وقتی نشست وسط نوازنده‌ها و هیچ صدایی نشنید، نتوانستم جلوی اشک‌ام را بگیرم.
    ای کاش زودتر به لودویگ گفته بودی…

  2. سولوژن جان هیچ احدی تا امروز با استفاده از هد فون و واک‌من شنوائی‌اش ضعیف نشده – تنها به دلیل حماقت خودشان و والیوم بالا ممکن است این کار شده باشد.

  3. به هاله: موضوع این است که حجم صدای تولیدی می‌تواند آن‌قدر زیاد شود که (احتمالا) آسیب برساند. یعنی قابلیت این دستگاه‌ها این‌گونه است. و مردم نیز خیلی وقت‌ها حجم صدا را بیش از حد معمول بالا می‌برند. حالا چه اسم‌اش را بگذاریم حماقت یا نگذاریم، به هر حال انجام می‌شود و فکر کنم به طور روان‌شناختی آدم‌ها تمایل دارند این‌کار را بکنند (تا هیچ چیز دیگری نشنوند جز موسیقی). وگرنه استفاده‌ی مناسب از هر چیزی ممکن است.
    اما یک نکته‌ی دیگر … واقعا این اتفاق می‌افتد؟ نمی‌دانم! باید کمی اینترنت‌گردی کنم و ببینم مقاله‌ی علمی در این زمینه وجود دارد یا خیر. این کار برای من سخت است چون دانش شنوایی‌سنجی ندارم. در ضمن حدس می‌زنم تعداد این مقالات زیاد نباشد چون نتایج احتمالا مثبت‌اش به ضرر خیلی از شرکت‌ها است و بودجه‌ی تحقیقاتی‌ی لازم شاید تامین نشود.

  4. به «از زندگی»: ممنون!
    به رامین: البته این هم نکته‌ای است. می‌توان به عنوان باگ این پست مطرح کرد. اما منظورم افاضات الفنون، سال نوی میلادی، سکته‌ی شارون، اهمیت وبلاگ‌نویسی در نظر دیگران و از این جور مسایل است.
    به لرد: بله! فکر کنم ربط دارد. در واقع این نوع موسیق�‌ها آدم را ناخودآگاه به بلندکردن حجم صدا وادار می‌کنند. کلاسیک این‌طوری است؟ برای من که نه! (در واقع صدای‌اش را تا حد ممکن کم می‌کنم!)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s