شبه‌علم‌ای دیگر

کشف بزرگ علمی‌ای که همین چند روز پیش در میهن آریایی اسلامی «رخ» داده است، مرا شاد می‌کند. یک دخترخانم‌ای آمده است و مدعی شده که نمی‌دانم کدام مساله‌ای را که فلان دانش‌مند بزرگ مطرح کرده و سال‌ها در خماری‌اش بوده با سه سال تحقیق حل کرده و گویا نتایج قابل توجه‌ای هم گرفته است(+). عجیب است! (نقد دیگران را از این‌جا بخوانید.)
این‌طوری می‌شود که من هیچ‌وقت پژوهش‌گری را که از کانال‌های رسمی ایران به ما معرفی می‌شود (می‌خواهد صدا و سیما باشد یا روزنامه‌ی شرق) نمی‌توانم قبول داشته باشم. نمی‌گویم ایرانی‌ی پژوهش‌گر وجود ندارد که وجود دارد و خیلی هم وجود دارد. اما معجزه‌گران ایرانی کمی شک‌برانگیزند. ترجیح می‌دهم خودم آدم‌ها را کشف کنم تا به‌ام بگویند فلانی خوب است.

Advertisements

8 نظر برای “شبه‌علم‌ای دیگر

  1. سولوژن عزیز این موارد اینقدر آنچنانی است که من و امثال من از آنها اصلاً سر در نمی آوریم. ما را چه به اینشتین! خلاصه شما که در اینگونه موارد کار-درست هستید یه ملاحظه ای بفرمایید و به ما بگوئید بالاخره بعله یا نه !! تا ما هم بفهمیم باید از وجود چنین دانشمندانی در وطن عزیز خرسند و شادمان بشویم یا خیر 🙂

  2. این‌ها احتمالا» برای بالا بردن تیراژ این اراجیف را می‌گذارند وگرنه وسیله‌ای به خوبی اینترنت در اختیار دارند – حداقل‌اش این‌ست که یک سرچ بکنند و بعد خبر رو بگذارند. آخر می‌شد خبر به این مهمی کوچک‌ترین اثری از آثارش در کل اینترنت نباشد؟

  3. خوب می دانید . این مسئله که اینها را نمی شود در زمینه های پژوهشی جدی گرفت همه می پذیرند .اصلا هر کسی کمی جدی کار کرده باشد ( از فلسفه گرفته تا پرورش میگو ) به ژورنالیم ایرانی در زمینه ی پژوهشی و علمی بی اعتماد است .اما حالا بیا به یک سئوال جواب بدهیم . چرا اینها را از نظر سیاسی و فرهنگی جدی می گیریم ؟ گاهی از اینکه می بینم کسانی تحلیل امثال قوچانی و بهنود و مردیها و از آن طرفی ها مرتضی نبوی و شریعتمداری و ..الخ را مبنای عمل سیاسی شان قرار میدهند تعجب می کنم .البته نباید تعجب کرد . مسئله اینجا است که مسائل علمی ابطال پذیرند و درزشان دیر یا زود معلوم می شود . اما آنچه می توان بدون ترس و با وقاحت درباره اش مزخرف گفت فرهنگ است و سیاست . بد نیست دوستان برای بهتر دریافتن ریشه های عوامانه ی ژورنالیسم ایرانی دو مقااله ی حنایی کاشانی درباره ی شرق را بخوانند . البته شرق بعنوان نمونه مطرح است . بعنوان نمونه ی برتر رسانه ی ایرانی . با ادعاهای بسیار …دیگر حال و روز بقیه معلوم است .اینها عامی گری را در حوزه ی نشر زبان فارسی نهادینه کرده اند .اگر کسی می بخواهد رسالتی برای خودش در دنیای اینترنت تعیین کند ( اگر واقا حالش را داشته باشد ) این سوژه ی خوبی است . یعنی مبارزه با عامی گری در حوزه ی نوشتاری زبان فارسی !

  4. سلام سولو

    از دست این تلویزیون و مطبوعات درپیت. بعد از خوندن این پست من بیشتر برای خودم ترسیدم. نکنه خدای نکرده فکر کردی منم یه خالی بندیم مثل این دختر خانم تازه درآمدو یا اون آقایی که جند وقت پیش ادعاهای عجیب غریب در مورد کوانتم داشت؟ بخاطر همینم هست که جواب ای‌میلم رو نمی‌دی . ولی باور کن این طوری نیست. اون منحنی هایی که برات فرستادم نتیجه 50 بار تکرار روند یادگیری در طی 30-40 ساعت شبیه سازی مداومه. راستی چرا همیشه Offline هستی برادر. تازه من یک کمی سرم خلوت شده بود و فکر می‌کردممی‌تونم سراغی از دوستان (مخصوصا دوست دوری مثل تو بگیرم) اما گویا تقدیر بر اینه که زمان‌های فراغت ما هیچ همپوشانی با هم نداشته باشه.

  5. به سبک سولوژن:
    به سولو: یک احساس مشترک. البته برای من این احساس نزدیک به ده سال است که وجود دارد. شاید در هفته جمعا یک ساعت هم تلویزیون ایران را نگاه نکنم.
    به مکابیز: با نظر شما کاملا موافقم. در یک دوره کوتاه در زمان ریاست جمهوری خاتمی که مطبوعات آزادی بیشتری یافتند با همین عوامزدگی و tabloid journalism این قدر راجع به این که فلانی چقدر خورده و فلانی چند تا زن داره نوشتند که در همه شان را تخته کردند. حقشان بود. دلم خنک شد. مشکل ما اینه که حتی روشنفکر ها مان هم ترجیح می دهند مردم سطح فکرشان پایین باقی بماند تا اگر روزی قدرتی یافتند بتوانند بر گوسفندان حکومت کنند. دلم به حال این مردم می سوزه.

  6. من واقعاً برای همه‏تان متأسف‏ام. تا كی استعداد و توان جوانان خودمان را انكار می‏كنید؟ چرا نیروهای شگرفِ جوانان ایرانی را باور ندارد؟ چرا باور نمی‏كنید در مملكت اسلامی چنین معجزاتی صورت گرفته باشد؟ آیا در سرزمینِ خداییِ ما كه رئیس جمهورش هاله دارد و در چاه‏های‏اش امام زمان پیدا می‏شود، امكان ندارد نبوغ فوران كند؟ وای بر ما…. واااای بر ما…

  7. دقیقا به همین دلایل است که نجومی‌ها در برخوردشان با مردم عادی تلاش می‌کنند از بحث‌های سیاه‌چاله و کرم‌چاله و … بپرهیزند! البته یک دلیل دیگرش هم احتمالا این است که خودشان هم در مورد این چیزها زیال بلد نیستند! البته آماتورها که خوب جزو تعاریف کاری‌شان چنین مقوله‌هایی زیاد نمی‌گنجد! … یادش به خیر … یک زمانی چقدر حول این موضوع با هم حرف زدیم! یادت هست؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s