استاد راه‌نما و سرگرمی

-نمی‌دانم که بود (می‌دانم ولی نمی‌گم!) که به‌ام گفت وظیفه‌ی استاد راه‌نما این است که هفته‌ای یک ساعت برای‌ات وقت بگذارد و اگر هم کاری نداشته باشید در آن یک ساعت سرگرم‌ات کند!
خب، دی‌روز ما کلی روی یک موضوعی که این روزها بگویی نگویی روی‌اش فکر می‌کنم در جلسه‌ی هفتگی‌مان بحث کردیم. در نتیجه برای جلسه‌ی امروزمان هیچ کار خاص‌ و جدیدی به ذهن من نمی‌رسید. رفتم داخل اتاق،‌ ریچ گفت خب، حالا ما چه‌ کار کنیم؟! من هم گفتم که همه‌ی گفتنی‌ها گفته شده! بعد ریچ مرا نیم ساعت سرگرم کرد. از کنترل و RL و ارتباط آن‌ها شروع شد تا به reward hypothesis و world modelling hypothesis و … کشید و حسابی بحث‌های نیمه‌فلسفی/نیمه‌تکنیکی کردیم تا این‌که وقت من تمام شد.
بعد به این فکر کردم که یک استاد راه‌نمای باتجربه همیشه بلد است آدم را سرگرم کند. اصلا شاید تفاوت فقط در همین موضوع باشد.
-امروز برای اولین بار یک tracker واقعی را در عمل دیدم. کجا را داشت ردیابی می‌کرد؟ بینی‌ی آن یکی استاد راه‌نما را!
-دی‌روز نمی‌دانم چطور شد که بحث دیل Dale پیش آمد،‌ ریچ گفت «تو که نمی‌خوای چهارتا استاد داشته باشی؟». من حاشا کردم! از آن طرف دن Dan که دانش‌جوی دیل است برگشت و گفت «دیل اجازه ندارد دیگر دانش‌جوی جدید بگیرد چون من اجازه نمی‌دهم». راست می‌گوید،‌ دن حرف‌اش برش دارد!

Advertisements

6 نظر برای “استاد راه‌نما و سرگرمی

  1. خوب می‌بینم که همه دارند برای این‌که استاد راه‌نمای‌ات بشوند دست و پا می‌شکنند! یادت هست که چه گفته بودم به تو؟! همان جمله‌ی معروف‌ام! :)) راستی فکر کنم دکتر نیلی خوش‌حال شود اگر بشنود که چهار نفر توی صف استاد راه‌نمای تو شدن ایستاده‌اند! به‌اش بگو تا بداند چه داشته که الان از کف‌اش رفته!‌
    خوب خودم دیگر شرمنده هندانه‌های‌ام شدم! تلاش می‌کنم بیش‌تر خودم را کنترل کنم! :)) البته تو کنترل خوانده‌ای نه من … بگذریم من یک چیزی‌ام می‌شود! دیگر نگویی کامنت نمی‌گذاری‌ها! :))‌

  2. استاد راهنما در درجه اول باید فضولی در کار آدم نکند. از همه مهمتر همین است. چون اصولا استاد راهنما ها زیاد چیزی نمی فهمند. پس لطفا فضولی هم نکنند. حالا اگر سرگرم کردن هم بلدند چه بهتر!

  3. سلام دوست بزرگوار!

    از اینکه پیغام من رو دیدید و خواستید که کمک کنید خیلی ممنونم. ( هنوز اون دو دوستی که براشون پیغام گذاشتم خودشون جواب ندادند! ) حق با شماست دپارتمان فلسفه یک مقالهء تخصصی می خواد که البته لازم نیست قبلآ چاپ شده باشه. من می خواستم بدونم علاوه بر اون مقالهء اصلی و تخصصی، اگر مقالات دیگه ای هم داشته باشم مفید خواهد بود یا نه. استرالیا رو هم یک نگاهی انداختم. اما اولآ اونجا تافل نمی خواد آیلتس می خواد به علاوهء اینکه شهرت دانشگاه های اونجا با دانشگاه های کانادا و آمریکا قابل مقایسه نیست. اگر ممکنه به من بگید در کدوم یک از دانشگاه های کانادا درس می خونید و در چه رشته ای؟ از آشنایی با شما خوشحال شدم و امیدوارم در مورد مسائل دیگهء تحصیل در کانادا تو وبلاگ شما مطلب بخونم یا مستقیمآ از خود شما سوال کنم.
    بسیار ممنونم خواهم شد اگر که در صورت برخورد با دانشجویی از دپارتمان مطالعات دینی من را به او و او را به من معرفی کنید.
    موفق باشید

  4. به MadEye: چه مشکلی؟!
    به لنیوم: موافق‌ام! (; کلا و با قسمت‌های مختلف‌اش!
    به علی: هاها!!! این هم حرفی است! البته گاهی استاد راه‌نما می‌تواند خوب هم باشد.
    به نیما: خواهش می‌کنم! در مورد مقاله نوشته بودم در همان کامنت: فکر کنم تاثیر داشته باشد. در خیلی از رشته‌ها که این‌طور است. اما مهم است که کجا مقاله داشته باشید. اگر در یک کنفرانس یا نشریه‌ی معتبر داشته باشید بعید است بی‌تاثیر باشد. به هر حال روش خوبی برای ارزیابی‌ی فرد است. متاسفانه فعلا کس‌ای را در دپارتمام مطالعات دینی (البته نمی‌دانم دقیقا چنین دپارتمانی داشته باشیم یا نه) نمی‌شناسم. اما چرا خودتان یک نامه به یکی از استادهای یکی از این دانش‌گاه‌ها نمی‌فرستید؟! بی‌فایده نیست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s