سول دو ره‌ی سکوت

می‌دانید: گاهی از کنار ماشین‌ای رد می‌شوی، یا از کنار فروش‌گاه‌ای یا حتی هیچ‌کدام (همین‌طوری)،‌ صدای‌ای شروع می‌کند در گوش‌اش زمزمه کردن (دینگ، دینگ،‌ بام بارا بام، …) و تو نمی‌دانی این کدام موسیقی‌ی شنیده (یا ناشنیده) است و می‌خواهی پیدای‌اش کنی و صدای‌اش را بلند کنی (دیگر زمزمه نباشد) و بلند و بلندتر بشنوی‌ (وجودت را در بر بگیرد،‌تن‌ات را بلرزاند)‌ و از اول گوش‌اش دهی و دوباره از اول تا حال‌ات ازش به هم بخورد یا که خواب‌ات ببرد.
بعد می‌بینی که نمی‌شود،‌ نه آرشیو موسیقی‌ات را به هم‌راه داری‌،‌ نه چیزی برای پخش موسیقی داری و نه هیچ چیزی از این دست. باور کردنی نیست ولی من حدود یک ماه است که موسیقی را تنها از ماشین‌های عبوری و فروش‌گاه‌های لباس شنیده‌ام. گاهی سکوت شب‌ها خیلی آزاردهنده می‌شود. دوست داری بروی یک چیزی بشنوی یا کمی تحرک ببینی. خب،‌ اما نمی‌شود!
(الان مثلا دل‌ام هوس موسیقی‌ی متن deadman کرده است!)
(هممم … ولی زیادم بد نیست. عوض‌اش آدم گاهی صدای سرش را می‌شنود.)

Advertisements